حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
روز حسرت که به نوعی ادامه پیامک از دیار باقی بود و شاید هم الیاس. البته الیاس پاستوریزه. در روز حسرت سعی شده دنیای ماورا به تصویر کشیده شود و مخاطب باعالم برزخ آشنا شود. اما برزخی که سیروس مقدم به تصویر کشید کجاو برزخ واقعی کجا؟ معصومه هم که آنقدر خوب و پاک بود که دیگر از آن طرف بام افتاده بود. به هر حال از این به بعد اگر خواستید با لباس سفید و ظاهری متفاوت نماز بخوانید یا با فکر آن دنیا به خواب بروید، مواظب باشید چون ممکن است هر اتفاقی برایتان بیفتد.
اگر جنبه دیدن صحنههای ماورایی را ندارید، بهتر است به دور از غلو به عبادتتان بپردازید.
عیدی شبکه 2، سریال مثل هیچکس بود. این سریال، یک سریال سنتی بود که در ادامه راه مسیر دیگری پیدا کرد و از آن حال و هوای سنت مدار خارج شد. داداشیهایی که مثل کوه پشت یکدیگر بودند به یک باره جو زده شدند و زرق و برق مال دنیا گرفتشان. آن هم یه هو.
به هر حال مخاطب باید درسهای بسیاری از این سریال گرفته باشد. اگر متحول نشدهاید، دیگر مشکل خودتان است نه داداشیها!
«بزنگاه» مثلا سریال طنز این ایام بود، عطاران بار دیگر روایتی شیرین اما تلخ، از زندگی و شرایط امروز جامعه به تصویر کشیده بود. اگر چه تلخی آن بیشتر از شیرینیاش بود و از این نظر صدای خیلیها را درآورد که بدآموزی داشته و چه و چه ...
رضا عطاران، در بزنگاه روی لبه تیغ حرکت کرد. مامور بدرقه، هم بیسروصدا پخش شد و خیلی شوق مخاطبان را برانگیخته نکرد اگر چه محسن طنابنده (افشین) در اولین تجربه بازیگری در تلویزیون، بسیار موفق عمل کرد.
رضویان هم گلوله نمک این سریال بود و با رفتارهای پسندیدهاش، دعای خیر مادران را برای آموزشهای مختلف به بچههایشان، برای خود خرید. مبارکش باشد!
اما با این همه، تلویزیون آن هم در مناسبتهای مختلف بدون سریال خیلی تماشایی نیست مطمئنا حوصله خیلیها را به سر میبرد، پس حالا که این عادت در مخاطب تلویزیون ایجاد شده است که هر سال و در ایام خاصی، منتظر دیدن کارهای مختلف باشد، بهتر است با سوژههایی بهتر و برنامهریزیای دقیقتر به استقبال مناسبتها برویم و دستاندرکاران موفقتر خواهند بود اگر نقطه شروع را گم نکنند.
خارج از قاعده بازی نکردم
جواد رضویان، حالا نه تنها یکی از بازیگران طنز تلویزیون و سینماست، بلکه خیلیها اسم او را بمب خنده گذاشتهاند. رضویان خیلی کوتاه از سریال مامور بدرقه برایمان گفت.
چرا بازی در مجموعه مامور بدرقه را قبول کردی؟
وقتی متن را خواندم متوجه شدم که هیچ تلاشی نشده برای این که باری روی دوش بازیگر بیفتد و او مجبور شود که به زور تماشاگر را بخنداند.
طنز مامور بدرقه را دوست داشتی؟ با توجه به اینکه خودت سالهاست در این زمینه مشغول به کار هستی؟
بله به نظرم مامور بدرقه طنز شیرینی داشت و برای خنداندن مخاطب تلاش خارج از قاعده نمیکرد.
میگویند فرامرز شبیه سایر نقشهایت بوده است. واقعا همینطور بود؟
خیر. اتفاقا یکی از دلایل بازی کردنم در این نقش، این بود که نقش فرامرز را تا به حال بازی نکرده بودم.
چرا فرامرز اینقدر چرک بود؟
چون یک نگاه غیرانسانی داشت و تنها تظاهر به خوب بودن میکرد.
همه کارهایم را دوست دارم
یکی از شخصیتهای دوستداشتنی سریالهای طنز و البته مناسبتی آن هم در ایام ماه مبارک رمضان، سیروس گرجستانی است که این بار در سریال مامور بدرقه، در نقش آصف قرقچی، ظاهر شده بود. او بسیار آدم گرم و شوخطبعی است و حتی میشود گفت که به نوعی نقش خودش را بازی میکند، با همان طنز منحصر به فرد خودش.
میشود گفت که دیگر یک پای اصلی سریالهای ماهرمضان شدهاید. درست است؟
شاید. سریالهای ماه رمضان چون از یک جنس و ژانر متفاوت هستند، به نظرم در بین مردم جایگاه خوبی را کسب کردهاند. اولین کار مناسبتی من سریال یادداشتهای کودکی بود که کاری مردمی و خوب بود. بعد از آن کار، من خیلی علاقهمند شدم که در کارهای مناسبتی بازی کنم که در مواردی این اتفاق افتاد. ولی بعد از «متهم گریخت» کاری که انتظارش را داشتم به من پیشنهاد نشد، تا مامور بدرقه که پنجمین کار مناسبتی من بود.
از میان کارهایی که در ماه مبارک رمضان انجام دادید، کدام یک خاطره بهتری را برایتان به جا گذاشته است؟
همه کارهایم را دوست دارم، اما یادداشتهای کودکی، چون اولین کار مناسبتیام بود و بسیار هم مورد توجه قرار گرفت، برایم خاطرهانگیزتر است.
همه ما روز حسرت داشتهایم
مسعود سریال روز حسرت که همان پوریا پورسرخ باشد، امسال هم توجه بسیاری را به خود جلب کرد. این خیلیها البته همان طرفداران پورسرخ هستند. مسعود اگرچه نتوانست مانند الیاس، مطرح شود اما به هر حال دیده شد. پوریا پورسرخ از روز حسرت و تجربه همکاری با سیروس مقدم میگوید.
چطور به روز حسرت رسیدی؟
تا قبل از این همیشه مخاطب کارهای آقای مقدم بودم و از دیدن کارهایشان لذت میبردم. وقتی هم که بازی در روز حسرت به من پیشنهاد شد به جای این که به نقش و قصه فکر کنم بیشتر مایل بودم با این کارگردان کار کنم. ضمن این که معتقدم، یک بازیگر باید بتواند کار خوب را از بد تشخیص دهد.
مسعود فاصله زیادی نسبت به نقشهایی که تا به حال از تو دیده بودیم، داشت. چطور به او نزدیک شدی؟
مسعود را با این که چندان شخصیت متعادلی نبود دوست داشتم و خیلی باورش کردم. چون هم جای بازی زیادی داشت و هم هیجانی که نسبت به این نقش داشتم در کارهای قبلیام وجود نداشت. در جلساتی هم که قبل از شروع تصویربرداری داشتیم با مقدم در مورد این نقش صحبتهای زیادی کردیم و به این نتیجه رسیدیم که با این شخصیت زندگی کنیم و با او پیش برویم.
کلا ماجرای 2 زنه بودن چیست؟ در چند سال گذشته سریالهای زیادی را دیدیم که شخصیت مرد، در عین متاهلبودن، زن دیگری دارد؟
من با سریالهای دیگر کاری ندارم. ولی در مورد روز حسرت، جریان فرق میکند. پسری بعد از روز اول ازدواجش دارد میرود ماه عسل. همان جا یک تصادفی اتفاق میافتد و این اتفاق باعث جدایی او از زنش میشود. پس چه راهی عرفیتر، عقلانیتر و شرعیتر از این که با زن دیگری ازدواج کند؟
پس به مسعود حق میدهی؟
بله، کاملا. البته نهتنها مسعود بلکه همه شخصیتها به نوعی در این کار حق داشتند. حتی فریده.
خودت روز حسرتی داشتهای؟
بله. چه کسی هست که نداشته؟!
مسعود... .
مسعود آدمی بود که تعادل شخصیتی نداشت، اما با این همه بسیار دوستش داشتم و زندگی متفاوتی را به واسطه او تجربه کردم.
همه چیز عین واقعیت بود
کمتر کسی پیدا میشود که رضا عطاران را نشناسد. او امسال علاوه بر ایفای نقش نادر، کارگردان سریال بزنگاه هم بود. او توانسته رگ مخاطبش را بخوبی به دست بگیرد و با خودش همراه کند. اگرچه حرف و حدیثهای زیادی برای بزنگاه وجود داشت.
چه شد که دوباره کارگردانی یک مجموعه مناسبتی را قبول کردی؟
من اصلا قصد کارگردانی این مجموعه را نداشتم. البته به خاطر بیماری که داشتم نمیخواستم هیچکاری را کارگردانی کنم، اما چون قصه را دوست داشتم پذیرفتم، به نظرم جذاب و شیرین آمد.
اما در حین پخش با انتقادهای شدیدی روبهرو شد؟
بله. ولی باور کنید، همه این اتفاقات در زندگی مردم وجود دارد و خیلی دور از ذهن یا فضایی نیست. حتی باید بگویم بدتر از اینها وجود دارد که ما دیگر آنها را نشان ندادیم. یعنی نمیتوانستیم.
حالا چرا خودت را به این شکل درآوردی؟
میخواستم نشان دهم که افراد معتاد تنها از روی ظاهرشان قابل تشخیص نیستند. خیلیها هستند که قویاند و حتی زورگو و بشدت معتاد هستند ضمن اینکه این گریم خیلی چرک به نظر نمیرسید.
چرا همیشه از علی صادقی و حمید لولایی در کارهایت استفاده میکنی؟
چون در طی این سالها و همکاریهایی که با هم داشتیم راحتتر زبان یکدیگر را میفهمیم و از طرفی نقشها هم بهگونهای هستندکه به این 2 بازیگر میخورد و مخاطب هم آنها را میپذیرد.
بین شخصیتهای این کار، کدام یک را بیشتر دوست داشتی؟
به نظرم همه شخصیتهای این کار جذاب و شیرین بودند و نمیتوانم شخصیت خاصی را نام ببرم. همه در قالب خودشان دیده شدند.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....