مرگ، دغدغه بزرگ طنابنده است و میگوید: این راز هیچگاه برایم عادی نمیشود. او از افشین و اولین تجربه بازی در تلویزیون میگوید:
آقای طنابنده چرا از سینما به سمت تلویزیون آمدید؟
برای من اثر خوب بسیار مهمتر از مدیوم است یعنی اگر با قصهای قوی کارگردانی خوب و عوامل حرفهای مواجه شوم، برایم فرقی نمیکند که کار تلویزیون است یا سینمایی البته من به عنوان اولین حضورم در تلویزیون به هیچ وجه انتظار چنین سختیای را نداشتم. سختی این کار هم فقط عجله و شتابزدگی است که وجود دارد و این من را نگران میکند که کار با کیفیتی ارائه نشود ترجیح میدهم زمان کافی داشته باشم تا با خیالی راحت کار کنم ولی درکارهای مناسبتی این عجله همیشه وجود دارد.
چطور به نقش افشین رسیدید؟
حدود یکی، دو ماه قبل برای فیلم «دنده معکوس» به دفتر آقای عفیفه رفته بودم تا برای این کار با هم صحبت کنیم. ولی به دلایلی تصویربرداری این فیلم عقب افتاد و بعد آقای عفیفه این کار را به من پیشنهاد کردند و از آنجا که دوست داشتم با ایشان کار کنم، پذیرفتم آشنایی ما برای دنده معکوس باعث شدکه من برای نقش افشین در مامور بدرقه انتخاب شوم.
با توجه به این که خودتان نویسنده هم هستید، چقدر روی متنهای این کار حساس بودید؟
همیشه این حساسیت با من، در مورد متن کارهایی که قرار است در آنها بازی کنم وجود دارد. وقتی قرار شد در مامور بدرقه بازی کنم، تنها 10 قسمت از متن حاضر بود و وقتی آنها را خواندم، توانستم با آن ارتباط برقرار کنم و از طنز آن خوشم آمد.
افشین را چطور پیدا کردید؟ آن هم باتوجه به این که تنها 10 قسمت از متنها نوشته شده بود؟
ببینید این سریال، 27 قسمت بود و درابتدا ما با کمبود متن مواجه بودیم و طبیعی بود که خیلی نمیشد روی کاراکترها تمرکز کرد چون با بخش کمی از هر شخصیتی مواجه بودیم ولی با این همه به یک جمعبندی نسبی به کل شخصیتها رسیدیم که شاهد آن هستید.
بعد از گرفتن سیمرغ بازیگری در جشنواره فیلم فجر، در سال گذشته حضورتان در تلویزیون برای خیلیها غیرقابل باور بود. در این مورد چه نظری دارید؟
بله. خیلیها به من میگفتند که این کار را نکنم و همچنان در سینما فعالیتم را ادامه بدهم. ولی از نظر من دیگر پرونده سیمرغ بسته شده است. اگر چه سکویی برای جلو آمدن من بود ضمن این که به اندازه کافی در سینما بودم ودیگر وقت آن رسیده بود که خودم را در عرصه تلویزیون هم محک بزنم.
یک نقش باید چه ویژگیهایی داشته باشد که شما را جذب کند؟
من معمولا برای خودم مینویسم در کارهایی هم که نویسنده فرد دیگری باشد با اجازه او و در ادامه همان کار یک تعریف از شخصیت برای خودم ارائه می دهم که اگر آن تعاریف برای نویسنده و کارگردان پذیرفته شود آن شخصیت را اجرا میکنم. برای انتخاب نقش هم معمولا معیارهای زیادی دارم که مهمترین آنها تکراری نبودن شخصیت است و این که سهلالوصول نباشند و من راکاملا با خودشان درگیر کنند. چون در این صورت است که میتوانم شخصیت را زنده کنم و با او بجنگم و در این جنگ بین من و آن شخصیت یک آدم سومی به وجود بیاید که نقش است.
در این کار، ارتباطتان با سعید سلطانی (کارگردان) چطور بود؟
آقای سلطانی بسیار کارگردان فهیم و خوبی هستند و بده و بستان خوبی با هم داشتیم. به هر حال از تجربه همکاری با ایشان بسیار راضی هستم.
افشین یک شخصیت منفی است، اما خیلی مخاطب را آزار نمیدهد.
بله. او خلافکار به معنایی که حقیقیاش نیست. یک خلافکار خرده پا است. از یک خانواده بسیار صمیمی که خیلی ناخواسته گرفتار میشود. افشین آدم بدی نیست فقط اشتباه زیاد میکند همین.
طنز این مجموعه را چطور تعریف میکنید؟
به نظرم مامور بدرقه، بسیار طنز شیرینی دارد و از طنز موقعیت خوبی هم برخوردار است. بخصوص تعقیب و گریزهایی که بین آصف و افشین وجود دارد بسیار دلنشین است.
آقای طنابنده چرا در نوشتههایتان بیشتر به مساله مرگ پرداختهاید مثل پیامک از دیار باقی؟
این مساله مرگ، همیشه جزو دغدغههایم بوده است. به نظرم در مرگ، یک مساله رازگونه و نامشکوف وجود دارد. پرداختن به موضوعی که هنوز کسی به درستی از آن خبر ندارد، خیلی لذتبخش است. در ضمن من از مرگ خیلی میترسم و به نوعی میخواهم با نوشتن در این باره کمی از ترسم بریزد یا خودم را به لحاظ روحی آرام کنم. میخواهم با موضوعی که کاملا جدی است شوخی کنم تا شاید برایم عادی شود. همیشه هم شوخی با موضوعاتی که ابهت دارند شیرین است.
حالا با نوشتن درباره مرگ، ترستان ریخته است یا...؟
خیر. آنقدر این مساله پیچیده و رازگونه است که فکر نمیکنم هیچ وقت برایم عادی شود.
نظرتان در مورد جشنواره سریالها در این ایام خاص چیست؟
به هر حال این فستیوال را باید قبول کنیم. چون یک ماجرای ناخواسته است یعنی چه بخواهیم و چه نخواهیم، مخاطبان تلویزیون هر سال منتظر دیدن مجموعههای تلویزیونی هستند که اتفاقا رقابت جذاب و مثبتی هم هست ولی متاسفانه این اتفاق به درستی نمیافتد.
منظورتان چیست؟
همه ما و همه مدیران میدانیم که هر سال این سریالها باید ساخته و پخش شوند. پس چرا 3 ماه مانده شروع به کار میکنیم؟ به نظر من این مساله اصلا نقطه قوت محسوب نمیشود. ضمن این که عجله در کار باعث میشود کیفیت بشدت پایین بیاید و خطا در کار بیشتر شود.
کارهای دیگر را هم میبینید؟
بله. کارهای آقای مقدم و برزیده، کارهای جدیای هستند که برای دیده شدن نیاز به گذشت زمان دارند. آن هم به خاطر قصهای که دارند، اما به مرور مخاطب میتواند با قصه آنها پیش رود، اما در مورد مامور بدرقه و بزنگاه چون از قصه کمدی و طنز برخوردار هستند مخاطب راحتتر ارتباط برقرار میکند. به هر حال سریالهای امسال، کارهای بدی نشدهاند و به نظرم بزنگاه موفقتر بوده است.
اما برخی منتقدان نظر دیگری دارند؟
شاید، اما قضاوت نهایی بماند برای پایان سریالها.
تجربه بازی در تلویزیون برایتان لذتبخش بود؟
بله. بسیار خوب بود و توانستم تجربههای تازهای را کسب کنم که تا پیش از این آنها را لمس نکرده بودم.
پس بازی در تلویزیون را ادامه میدهید؟
اگر پیشنهادهای خوبی داشته باشم، بله.
مامور بدرقه.
اولین تجربه تلویزیونی.
افشین.
یک خلافکار دوستداشتنی.
محبوبه ریاستی