حقانی، جوانی است که سالهای پایانی دومین دهه زندگی خود یا حداکثر سالهای آغازین سومین دهه زندگیاش را پشت سر میگذارد محاسنی بلند و سیاه دارد. او در واقع هدایتکننده شورش خونبار طالبان در شرق افغانستان -جایی که تلفات نیروهای آمریکایی بیش از هر جای دیگری در افغانستان است- تلقی میشود.
نصرالله با ورود به پاکستان روزهای خود را به سر زدن به پایگاههای طالبان در حوزه فعالیتش سر میکند. او سوار بر خودروی چهارچرخ متحرک جدیدی که آنتن بلندی روی کاپوتش نصب شده است عازم ماموریت میشود. پشت سر او چهار پیکآپ مملو از شبهنظامیان تفنگ به دست او را دنبال میکنند. کاروان به دفعات از میان ایست و بازرسیهای ارتش پاکستان عبور میکند. هر وقت آنها به یکی از این ایستوبازرسیها نزدیک میشدند بیسیمچی با اعلام موقعیت خود به کسی در آنسوی خط تماس که سرگرد نیازی نام دارد عبور ایمن کاروان را هماهنگ میکند.
اگرچه نصرالله سرگرد نیازی را نمیشناسد اما به احتمال زیاد او یکی از افسران ارتش پاکستان و شاید یکی از عوامل سرویس اطلاعاتی ارتش موسوم به ISI باشد. نصرالله که با توجه به هماهنگیهای به عمل آمده برای عبور او و کاروانش از نقاط پرالتهاب مرزی افغانستان و پاکستان در سلامت کامل به نوعی احساس مصونیت میکند از حمایت قاطع ISI از حقانی میگوید.
واشنگتن تا حدود زیادی با این دیدگاه موافق است. مبارزه با شبهنظامیان تحت امر حقانی به یکی از اولویتهای فرماندهان ارتش ایالاتمتحده در افغانستان تبدیل شده است. با این حال مقامات ایالاتمتحده که وقتی موضوعی حساس مطرح است ترجیح میدهند از افشای هویت خود بپرهیزند به صراحت از دستیابی به ادله و شهودی میگویند که از همکاری و حتی حمایت ISI از حقانی حکایت دارد.
همین مساله موجب شده آمریکا به رویکردی تهاجمیتر در مناطق قبایلینشین پاکستان واقع در خط مرزی این کشور با افغانستان، جایی که حقانی و سایر گروههای طالبانی اقدام به ایجاد شبکهای از مناطق امن و پادگانهای آموزشی برای نیروهای خود و داوطلبان القاعده کردهاند، روی آورد. این رویکرد افزایش تنشها میان واشنگتن و اسلامآباد را به همراه داشته و همکاری آنها در جنگ با ترور را به چالش کشیده است.
بدترین زمان ممکن
مقامات ارشد پاکستانی میگویند حالا وقت مناسبی برای اقدام علیه حقانی نیست. آنها نیروی محدودی در اختیار دارند و بیشتر روی افرادی چون بیتالله محمود، از دیگر فرماندهان ارشد طالبان متمرکز شدهاند که به نوعی هدایتکننده اکثر حملات انتحاری در داخل پاکستان است و براساس گمانهزنیهای موجود در پس پرده ترور بینظیر بوتو، نخستوزیر فقید پاکستان و رهبر پیشین حزب مردم این کشور (PPP) بوده است.
ارتش پاکستان و ISI به دلیل بیاعتمادی عمیقش به ایالاتمتحده و هند به حقانی و سایر نیروهای طالبانی به منزله دستاویزی بالقوه برای کسب نفوذ در افغانستان مینگرد و به اعتقاد کاشناسان امور پاکستان مادامی که این نیروها دست به اقدامات مخل امنیت در داخل پاکستان نزنند برخورد با آنها در اولویت کاری ارتش قرار نمیگیرد.
از نگاه آمریکاییها انفعال پاکستانیها به حقانی اجازه داده توان خود را از گروهی کوچک در بطن طالبان به یکی از مهلکترین تهدیدها علیه نیروهای آمریکایی در افغانستان ارتقا دهد. ژوئیه گذشته بود که فرماندهان ارشد ارتش آمریکا و مدیران عالیرتبه سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) شواهدی را دال بر ارتباط ISI و حقانی در اختیار همتایان پاکستانی خود قرار دادند.
یکی از پیامدهای این حمایت موافقت بوش با دستورالعملی برای تسهیل عملیات فرامرزی نیروهای ویژه آمریکا در فراسوی مرزهای افغانستان با پاکستان بود. پیش از این پنتاگون باید به اطمینان 90 درصدی از وجود هدفی ارزشمند برای حمله هوایی در داخل خاک پاکستان دست مییافت تا مجوز عملیات صادر میشد در حالی که هم اکنون حصول اطمینان نسبی بر حمله به اماکنی که احتمال اختفای شبهنظامیان شورشی در آنها میرود، کفایت میکند.
دستورالعمل جدید همچنین به نیروهای ویژه ارتش اجازه میدهد شورشیان در حال فرار را تا داخل قلمرو پاکستان تعقیب کنند در حالی که در گذشته دولت بوش برای جلوگیری از تضعیف دولت پرویز مشرف، رئیسجمهور مستعفی پاکستان در برابر صدور چنین مجوزی مقاومت میکرد.
روز سوم سپتامبر سالجاری میلادی در اولین عملیات زمینی شناخته شده ارتش آمریکا در داخل خاک پاکستان دو واحد از نیروهای عملیات ویژه نیروی دریایی ارتش ایالاتمتحده به روستای انگورادا که به فاصله یک کیلومتری مرز افغانستان قرار داد، هلیبرد شدند. همین هفته گذشته بود که سرلشکر اشفق کیانی، رئیس ستاد مشترک ارتش پاکستان با رد وجود هرگونه توافقی بین این کشور و نیروهای ائتلاف کمک به تامین امنیت افغانستان موسوم به ایساف برای انجام عملیات فرامرزی هشدار داد ارتش پاکستان اجازه تکرار این اقدامات را نمیدهد.
روابط بین پاکستان و ایالاتمتحده پس از دیدار ماه ژوئیه کیانی و دریادار مایکل مولن، همتای آمریکایی او که به نقل از یکی از مقامات ارشد چندان دوستانه نبود در مسیر واپسگرایی قرار گرفت. کیانی که پس از این دیدار سعی داشت از خشم و نارضایتی آمریکاییها بکاهد در ماه اوت فرمان انجام عملیات نظامی گستردهای را در منطقه قبایلنشین باجائور واقع در شمال غرب پاکستان صادر کرد.
پس از آن کیانی خواستار ترتیب دادن ملاقاتی دیگر با مولن شد. اواخر ماه اوت بود که پتناگون با دعوت از کیانی برای ملاقات با مولن و تعدادی دیگر از فرماندهان ارشد ارتش آمریکا از جمله سرلشکر دیوید پترائوس، فرمانده نیروهای آمریکایی در عراق و اریک اولسون، فرمانده نیروهای ویژه ارتش آمریکا بر روی یکی از ناوهای هواپیمابر ارتش آمریکا مستقر در خلیج فارس به این درخواست پاسخ داد.
در آن نشست کیانی که با فشار آمریکاییها برای برخورد با حقانی و سایر فرماندهان ارشد طالبان مواجه شده بود به صراحت اذعان کرد او و ارتش پاکستان فاقد توان کافی برای انجام چند عملیات گسترده همزمان برای مهار قدرت نیروهای شبهنظامی زیرمجموعه طالبان هستند. او از آمریکاییها خواست تسلیحات پیشرفته بیشتری از جمله هلیکوپترهای تهاجمی جدید در اختیار ارتش پاکستان قرار دهند اما فرماندهان آمریکایی به ظاهر آمادگی و شاید اختیار لازم برای برآوردن خواستههای کیانی را نداشتند.
در آن نشست به اطلاع کیانی رسید آمریکاییها حق اقدام علیه شبه نظامیان حتی بر روی زمین را برای خود محفوظ میدانند و نیازی هم به جلب نظر اسلامآباد در این راستا نمیبینند. به فاصله تقریبا یک هفته پس از این دیدار بود که ارتش آمریکا مجوز انجام عملیات سوم سپتامبر را صادر کرد که به ادعای مقامات پنتاگون در آن چند ده شبهنظامی طالبان کشته شدند.
کیانی و دیگر فرماندهان عالیرتبه ارتش پاکستان که از بابت این عملیات احساس سرافکندگی و شرمساری میکردند با اظهارتی تند به آن واکنش نشان دادند. پاکستانیها میگویند کسانی که در این عملیات کشته شدند شهروندان غیرنظامی از جمله زنان و کودکان بودهاند و این که عملیات تاثیری منفی بر وجهه ارتش گذاشته و خشم مردم پاکستان را برانگیخته است.
بهرغم اعتراض دولت پاکستان و خشم مردم این کشور حداقل چهار حمله هوایی با هواپیماهای بدون سرنشین پس از آن در وزیرستانشمالی و در مناطق تحت کنترل حقانی انجام شد. در یکی از این حملات که روز 8 سپتامبر به وقوع پیوست یک مدرسه مذهبی که اقامتگاه خانواده حقانی است و از آن به عنوان جایی برای بیتوته کردن شبهنظامیان طالبانی در حال تردد بین مرزهای پاکستان و افغانستان مورد استفاده قرار میگیرد، موشکباران شد.
یکی از مقامات وزارت امورخارجه آمریکا به شرط عدمافشای هویت خود در مورد اینحملات گفته بود اعتراضاتی که از ناحیه دولت پاکستان به این حملات میشود تا حدود زیادی ساختگی است چرا که در تفاهم به دست آمده بین فرماندهان ارشد ارتشهای پاکستان و آمریکا برای اعمال تاکتیکهای جدید علیه شبهنظامیان شورشی فراتر از توافقی نانوشته بوده است.
براین اساس گفته میشود طرف پاکستانی بهصراحت با تعقیب شورشیان در حال فرار به داخل قلمرو پاکستان موافقت کرده اما درعین حال اعلام کرده بود دولت پاکستان مطلع بودن از این حملات را نفی کرده و وجود هرگونه توافق در این رابطه را تکذیب میکند.
مقامات آمریکایی باوجود اصرارشان بر انجام این حملات بخوبی میدانند اهمال در اجرای درست تاکتیکهای جدید نتیجهای معکوس به دست خواهد داد. چنانچه آمار قربانیان غیرنظامی حملات رو به افزایش گذارد افزایش گرایش افغانها و پاکستانیها به صفوف شورشیان تنها یکی از پیامدهای مضر این حملات خواهد بود. این روند همچنین دامنه جنگ را گسترش داده، دولت شکننده و ناپایدار جدید پاکستان را تضعیف کرده و برتعداد حامیان شبهنظامیان در داخل ارتش پاکستان و بویژه ISI میافزاید.
با این همه به نظر میرسد واشنگتن آماده است تا همه این مخاطرات را بپذیرد. یکی از دلایل آمریکاییها این است که حقانی به خطرناکترین و قدرتمندترین فرمانده طالبان در سراسر خط مرزی پاکستان با افغانستان تبدیل شده است. سراج فرزند مولانا جلالالدین حقانی، از فرماندهان صاحبنام و افسانهای مجاهدین در جنگ علیه اشغالگران روس در دهه 1980 میلادی است که به دلیل استفاده از تاکتیکهای نظامی هوشمندانه علیه دشمن به عنصری الهامبخش برای طالبان تبدیل شده است.
نصرالله در مورد سراج میگوید: او خوشمشرب، مودب و در عین حال فردی ساده است که همیشه به حرف طرف مقابلش بهخوبی گوش میکند.
او با تاکید بر صفات نیک سراج میافزاید: فهم و شعور او فراتر از سن و سالش است.
شبکه حقانی تحت رهبری سراج پس از سال 2004 میلادی و زمانی که نیروهایش با سلاحهای بدوی دستاندرکار عملیات «ضربه بزن و فرار کن» بودند راهی طولانی را پشت سر گذاشته است. کارشناسان القاعده، استراتژیستهای این گروه و حتی رهبران ارشدش اکنون زیر چتر قدرت حقانی در مناطق تحت سلطه او فعال هستند و این شبکه به عنوان خط مقدم جذب داوطلبان پیوستن به صفوف شبهنظامیان عمل میکند.
سراج همچنین از جریان مداوم کمکهای مالی برخی کشورهای حوزه خلیجفارس بهرهمند میشود.
سالم جان 42 ساله، از بازماندههای گروه تحت امر حقانی در دوران جنگ با ارتش سرخ که هدایت حملات فرامرزی را برعهده داشت و درسال 2005 به دلیل این که فکر میکرد طالبان شانسی برای پیروزی بر ارتش آمریکا ندارد به نیروهای ائتلاف پناهنده شد، میگوید: ما چون امروز آنقدر قدرتمند نبودیم. او با اشاره به سراج میافزاید: اگر ما میدانستیم او بزودی تا این حد قدرتمند میشود هرگز تسلیم نمیشدیم.
سرتیپ جفری اشلوئر که فرماندهی نیروی 15هزار نفری نظامیان آمریکایی در مرزهای افغانستان با پاکستان را برعهده دارد تعداد شبهنظامیان فعال در مرزهای پاکستان با افغانستان را 7 تا 10 هزار نفر برآورد میکند که به مراتب بیشتر از گمانهزنیهای پیشین در این رابطه است. بخش اعظم این نیروها از جمله آنانی که چند حمله انتحاری علیه پایگاه نظامی آمریکا در خوست انجام دادند تحت امر حقانی هستند.
به اعتقاد اشلوئر این حمله حائز اهمیت بود چرا که عوامل اجرای آن از اعراب و چچنها بودند در حالیکه خارجیهای حاضر در صفوف طالبان معمولا به عنوان آموزشیار و سازماندهنده عمل میکنند. او از رشد 20 تا 30 درصدی حملات طی سالجاری در قیاس با پارسال میگوید و یکی از دلایل آن را تصمیم اخیر بوش برای اعزام 4 هزار نیروی جدید به افغانستان میداند.
حقانی همچنین مسوولیت حمله ماه ژانویه امسال به یکی از هتلهای کابل که در آن 7 تن کشته شدند و کم مانده بود وزیر امور خارجه نروژ را هم به کام مرگ بکشاند و حملهای در ماه آوریل و مقارن با روز ملی افغانستان که در آن حامد کرزای، هدف تروری نافرجام قرار گرفت را نیز برعهده گرفته است.
حقانی از نگاه دستگاههای اطلاعاتی ایالاتمتحده و افغانستان مغز متفکر بمبگذاری ژوئیه گذشته در برابر سفارت هند در کابل، پایتخت افغانستان است که در آن دو مامور هندی و بیش از 40 افغان کشته شدند. آمریکاییها میگویند موفق به رهگیری مکالمات تلفنی بین یک افسرISI و عوامل حقانی شدهاند که در حال طراحی حمله به این سفارتخانه بودهاند. پاکستان این ادعا را قویا رد کرده است.
مقامات ضد تروریسم آمریکا احتمال این که ارتش پاکستان یا ISI حمایت خود را از حقانی دریغ کنند را اندک میدانند. آنها نیروهای محلی ارتش و افسران بازنشسته را مسوول میدانند. با این حال شورشیها قطعا ارتباطاتی قوی با نظامیها دارند. شاهمحمد، جهادی25 سالهای که برای حقانی میجنگند، میگوید اخیرا در عملیات پاکسازی منطقهای در وزیرستانشمالی از شبهنظامیان توسط نیروهای دولتی دستگیر شده بود. پس از بررسی کارتهای شناسایی، افغانهایی که توانستند ثابت کنند عضوی از واحدهای وفادار به حقانی هستند، آزاد شدند و آنانی که به بیتالله محمود وابستگی داشتند در اسارت ماندند.
یکی از وزرای سابق کابینه طالبان که هنوز هم فعالانه از شورشیها حمایت میکند به شرط عدمافشای هویتش میگوید: حقانی نورچشمی ISI شده است. براساس اظهارات جان پایگاههای مرتبط با حقانی هر از چند گاهی شاهد حضور بازدیدکنندگانی هستند که گمان میرود از عوامل ISI باشند. او میگوید: ارتش پاکستان هر وقت قرار است آمریکاییها علیه حقانی اقدام کند موضوع را به اطلاعش میرسانند.
اگرچه مقامات ارشد پاکستانی اتهامات مربوط به حمایت ISI و دیگر بخشهای ارتش پاکستان از طالبان را رد میکنند اما سرتیپ اطهر عباس، سخنگوی نیروهای مسلح پاکستان احتمال در ارتباط بودن ISI با حقانی را رد نمیکند. عباس میگوید: آیا هیچ دستگاه اطلاعاتی را در دنیا میتوان یافت که ارتباط خود را با سازمانی که به آن علاقهمند است، قطع کند. او میافزاید: آنها به طور طبیعی باید کانالی را باز نگاه دارند تا نتایج اقداماتشان را ببینند و وضع طالبان را مورد ارزیابی قرار دهند.
طرفنظر از نوع رابطه طالبان و ISI نباید تصور کرد طالبانیها در پاکستان در امنیت کامل بسر میبرند. به اعتقاد آن وزیر سابق کابینه طالبان در حال حاضر ISI از محل تمامی پناهگاههای طالبان، اردوگاههای آموزشی آنان و آدرس دقیق جاهایی که فرماندهان طالبان و خانوادههایشان در آن اقامت دارند، اطلاع دارد. میگوید: به همین دلیل اگر ارتش پاکستان طی یک روز همه ما را دستگیر کند بههیچ عنوان شگفتزده نمیشوم. او یادآور میشود طالبان هنوز جای پای محکمی در افغانستان ندارد و میافزاید: به همین دلیل بسیاری از فرماندهان ارشد گروه قصد دارند زمستان امسال را در افغانستان سر کنند.
اشلوئر با آگاهی از این برنامه قصد دارد نیروهای خود را در حاشیه مرز افغانستان با پاکستان در تمامی زمستان فعال نگاه دارد تا شاید بتواند مانع از تردد راحت و بیدردسر طالبانیهای دو کشور شود.
منبع: نیوزویک