یکباره اتفاق نیفتاد که حالا ما سر بچرخانیم و بگوییم: «وای اینها از کجا آمدند؟» گیج و حیران شویم که جمعیت رسمی 3 میلیون نفریشان و غیررسمی نمیدانم چند میلیونیشان را چه کنیم. اینها بودند، از خیلی وقت قبل. از همان وقتی که بشر فهمید که گیاهان روییده از دل خاک میتواند آنقدر از خود بیخودش کند که بیخیال دنیا، سرخوش شود.
اصلا دیر یادمان افتاد، همه ما شهروندان محترمی که راحت از کنار تن مچاله شده آدمی گذشتیم. تنی که شاید یکی از آنها خویشاوندان ما بود. همان که به بهانه آبرویمان رهایش کردیم. پشت قصه تلخ تن و بدنهای پوسیده آدمهای شهر، سالها تاریکی است و البته که هیچ چیز یکباره اتفاق نیفتاد و البته که اعتیاد آدم را ناخواسته میبرد سمت جرم و بزهکاریهایی که شاید حتی آسیبش برسد به عزیزترین آدمی.
کسری 25 ساله است، اما نگاهش که میکنی به نظرت میرسد خیلی بیشتر از 25 سال زندگی کرده است.
تیشرت آبی با شلوار جین آبی پوشیده، موهایش چرب و آشفته است. حلقههای مو را انداخته پشت گوشهایش. موقع نشستن روی صندلی، کج مینشیند. پای راستش را میاندازد روی پای چپ و اینطوری لاغری تنش و استخوانی بودن بدن بیشتر توی ذوق میخورد. پشتش را خم و قوز کرده است. کسری 6 5 سالی هست که اعتیاد دارد. نمیشود گفت اعتیاد به چه و چگونه. اعتیادش آنقدر هست که خماری آزارش دهد و آن وقت سراغ هر چیزی برود. هر چیزی. اصلا فرق هم نمیکند.
کسری میگوید: «تعداد معتادها کم نیست. خیلی زیادند.» کسری دروغ نمیگوید. اشتباه هم نمیکند. توی شهر که چرخ میزنی، این شهر و آن شهر هم ندارد، بالاخره محلهای، خیابانی، جایی را پیدا میکنی که تعداد زیادی آدم خسته و خراب دور هم جمع شده باشند. حالا چه فرق میکند که محمدجواد حاج علیاکبری، رئیس سازمان انجمن ملی جوانان بگوید: «آمار اعتیاد محرمانه و ناگفتنی است.» و بعد تو جایی توی نوشتههای مکتوب بخوانی که آمار رسمی اعتیاد 3 میلیون نفر است. بعد هم کسی شبیه فریبرز فرساد، دبیر انجمن علمی داروسازی در گفتگو با تپش میگوید: «3 میلیون نفر معتادند. اما افراد در معرض اعتیاد 12 میلیون نفر هستند.»
کسری 14 یا 15 ساله بود، یعنی همان حدود که اولین سال دبیرستان را در یک مدرسه معمولی، شبیه بقیه مدرسهها میگذراند، بچههای کلاس برای عصر دعوتش کردند به خانه یکی از دوستهایشان. کسری تعریف میکند: «عصر توی خانه آن دوستمان همه جمع شدیم. کلی حرف زدیم، فیلم دیدیم، خندیدیم و خوردیم چند تایی از بچههای جمع بودند که سیگار میکشیدند. اما من اهل این حرفها نبودم. پدر و مادرم هم اهل سیگار نبودند. وقتی احسان جعبه سیگارش را گرفت جلویم که یعنی بردار، ماتم برد. هیچ کاری نمیکردم. تا آنجا که احسان گفت یعنی اینقدر بچهننهای که یک سیگار هم نمیکشی؟ من هم یک نخ سیگار برداشتم. آن دفعه اول، با همان یکی، دو پک اول، حالم بد شد. گلویم سوخت و به سرفه افتادم. بچهها زدند زیر خنده...»
کسری همینطور تعریف میکند. موقع حرف زدن دست راستش را توی هوا تکان میدهد. میان 2 انگشت اشاره و کناریاش، همان 2 انگشتی که با آنها سیگار را نگه میدارد، زرد شده است. کسری عصبی و کلافه حرف میزند. سر و دستش را تکان میدهد. مردمک چشمهایش توی سفیدی خانهشان میلرزند. سرش را میاندازد پایین و صدایش هنوز هست: «فقط بار اولش سخت بود. بعدا سیگار کشیدن برایم آسان شد...»
علویان، معاون سلامت وزارت بهداشت میگوید:« ما 10 میلیون زن سیگاری داریم. تعداد سیگاریها در بین 15 تا 64 سالهها هم 14 میلیون نفر است. 3 درصد نوجوانان ما سیگار میکشند و 7/8 درصدشان مستعد سیگاری شدن هستند.» علویان ادامه میدهد: «ما سال قبل 57 میلیارد تومان درآمد از مالیات دخانیات داشتیم و همین مالیات نشان میدهد که حجم مصرف دخانیات چقدر است.»
از گام اول تا گام سوم
کسری یادش نیست اولین بار که مواد مصرف کرد چند سالش بود. اصلا نمیداند اولین بار چه چیزی مصرف کرد. حالا که تعریف میکند، میگوید: «فکر میکردم برای تفریح و سرگرمی، برای همراه شدن با جمع یک چیزی مصرف میکنم. تفننی است دیگر، زود هم، یعنی هر وقت دلم بخواهد کنارش میگذارم اما...»
«علی محمدی» پزشک متادون درمانی میگوید: «از زمان سالم بودن تا ورود به مرحله معتادی 3 گام بیشتر نیست. اول آشنایی با مواد دوم میل به استفاده از آن و سوم مصرف آن است. همین3 گام است که همهاش خیلی زودتر از آن چه بشود خیال کرد اتفاق میافتد.»
کسری شبیه خیلیها دیگر بوده است. همینطوری توی مهمانی و جمعها مواد مصرف میکرده است. «به نظرم میرسید هیچ اتفاقی نمیافتد. اما چند هفته، شاید یکی یا دو هفته بعد مصرف اول، توی خانه هم دلم میخواست همان حال بعد مصرف مواد را داشته باشم. بعد هم که یک ماهی بعد بود دیگر قضیه دل خواستن نبود، بدنم درد میگرفت و...».
مهندس «امید دژاکام» بنیانگذار انجمن مردم نهاد کنگره 60 معتقد است که 99 درصد کسانی که به شکل تفننی مواد مصرف میکنند، طی 2 سال مصرف کننده حرفهای میشوند. او اعتقاد دارد که حداکثر زمان برای معتاد حرفهای شدن فرد 3 سال است.
او تعداد کسانی را که به شکل تفریحی و تفننی موادمخدر مصرف میکنند، 700 هزار نفر میداند.
دژاکام میگوید: «فشار روحی روانی، عوامل فردی و نبود مهارتها، عوامل خانوادگی و وراثتی، سنین بحرانی، کمبود امکانات تفریحی و فرهنگی و هنری، عوامل اجتماعی و... باعث بروز اعتیاد هستند.»
کسری از این دلایل و حرفها هیچ نمیداند. او تنها میداند که این روزها سالها میشود. که معتاد است و... .
کسری در همه این سالها، همه این 5 4 سال گذشته خیلی وقتها شده که پول کافی برای تامین هزینه موادش نداشته است. میگوید: «اوایل، آن وقتها که اعتیادم بشدت امروز نبود، میتوانستم در برابر خودم بایستم. میتوانستم بدون مواد تحمل کنم. اما بعدتر شرایطم فرق کرد. کار به جایی رسیده بود که حاضر میشدم هر کاری برای به دست آوردن مواد انجام دهم. آن موقع دیگر پدر و مادرم هم از خانه بیرونم کرده بودند. مادرم که نه البته، اما پدرم توی خانه راهم نمیداد... .»
سکوت میکند. سرش را میاندازد پایین. دستهای استخوانی و زرد رنگاش را میکشد روی چشمها. 2 ردیف اشک راه میافتد روی صورت لاغرش. صدایش میلرزد.
ادامه میدهد: «یک کلید از خانهمان دستم مانده بود. مادرم گذاشته بود پیشم. گفته بود هر وقت هوا سرد بود یا مثلا جایی نبود که شب بمانم، بیایم و در پارکینگ خانهمان بخوابم و صبح زود هم بروم. یک شب که میدانستم پدر و مادرم خانه نیستند،مواد هم نداشتم، رفتم خانه. توی خانه خواهرم بود. نمیگذاشت به وسایل خانه دست بزنم. مدام جیغ میزد. محکم کوبیدم توی صورتش. خورد زمین. سرش خورد به لبه مبل...» هقهقاش بلند میشود. دیگر صدایش شنیده نمیشود.
«مصطفی اقلیما» رئیس انجمن مددکاری ایران در گفتگو با خبرنگار اجتماعی تپش میگوید: «اعتیاد آدمها را به جایی میرساند که اختیار رفتارها و واکنشها و کنشهای خودشان را ندارند. اعتیاد نوعی از وابستگی را در آدمها ایجاد میکند که رفتارهای آدمها از کنترل خارج میشود. همین رفتارهای خارج از کنترل هم باعث بروز بزهکاریهای اجتماعی میشوند».
مصطفی اقلیما درباره ناهنجاریهای رفتاری در بین معتادان معتقد است: «ناهنجاریهای رفتاری در بین معتادان زیاد است. این گروه در زمان خماری هیچ مانعی برای تهیه مواد را قابل قبول نمیدانند. حاضرند دست به هر کاری بزنند...».
خبرها همین طور میرسد: «مردی که کودکش را میفروشد... زنی که از زندگی خانوادگیاش میگذرد... پسری که مادرش را به حد مرگ کتک میزند... دختری که زندگی مادر و پدرش را به خطر میاندازد و...».
اعتیاد هر نوع بزهکاری را سبب میشود. بزهکاریهای اجتماعی که نتایج ناگواری را به بار میآورند.
او ادامه میدهد: «باید جلوی راههای بروز اعتیاد ایستاد. پیشگیری همیشه بهتر از درمان است. باید پیشگیری کرد. برای پیشگیری از اعتیاد باید روی رفتار افراد مستعد نظارت کافی داشت. این نظارت کافی به شکل دوستانه و همراه با رفتارهای غیرمستبدانه میتواند مانعی در راه بروز اعتیاد باشد. از سوی دیگر باید به افراد مستعد محبت کافی کرد. شرایط بروز را از بین برد. همچنین گاهی بعضی افراد به ترک اعتیاد اقدام میکنند باید از این آدمها هم حمایت کرد تا تنها نمانند، مشکل مالی پیدا نکنند و همه مسائل دلیلی نشود برای بروز بزه اجتماعی و...».
کسری سرش را پایین انداخته است. همان طور نشسته و اشکهایش روی صورتش راه افتاده است. کسری حرفی برای گفتن ندارد انگار... .
کسری شبیه هزاران نفر دیگر است. هزارتای دیگری که دچار اعتیاد هستند و... .
حدیث ضابطی