گزیده سرمقاله روزنامه‌های امروز

واقعیت های یک گزارش

روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز کشور و جهان پرداخته‌اند از جمله «گزارش فرمایشی !»،«شعار ما عدالت است»،«دومین ستاره امامت»،«دولت و 4 گونه داوری»،«واقعیت های یک گزارش»،«خاتمی یا کروبی؟» و ... که گزیده برخی از آنها در زیر می‌آید.
کد خبر: ۲۰۲۴۴۴

جوان

«نگاهى کوتاه به سیره سیاسى امام حسن (ع)؛عقل مجسم» عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی جوان به قلم دکتر محسن اسماعیلى است که در ابتدای آن یمس‌خوانید؛پانزدهم ماه مبارک رمضان، سالروز میلاد پرشکوه دومین پیشواى ما است؛ پیشوایى که مانند دیگر امامان از هر نظر و براى هر زمان الگو و درس آموز است. باید اعتراف کرد که این اسوه حسنه نه تنها، آنگونه که باید و شاید، شناخته نشده است، بلکه شناخت ناقص و آن هم نادرست از تاریخ زندگى و سیره آن بزرگوار همه ما را از بهره بردارى مناسب از این خورشید فروزان محروم ساخته است. بى تردید فضائل اخلاقى و کرامت هاى فردى امام مجتبى (ع) بخش بزرگى از درس هایى است که براى همیشه باید از ایشان آموخت.

سرمقاله جوان ادامه داده است؛ترسیم چهره عابد گوشه گیرى که با اخلاق خوش، اموال خود را میان فقرا تقسیم مى کرده و بیست و چند بار پیاده به حج رفته است و در عین حال کارى به اوضاع مردم و زمانه خویش نداشته و به همین دلیل نیز عطاى خلافت را به لقاى آن بخشیده و به سوى صلح و آسایش تمایل داشته است، جفاى بزرگى به ساحت مقدس ایشان است.

در ادامه سرمقاله روزنامه‌ی جوان آمده است؛واقعیت این است که تحلیل درست آن شرایط و درک حکمت رفتار امام جز با شناخت معاویه و دستگاه تبلیغاتى او ممکن نیست. معاویه از این جهت هنوز هم پدیده اى شگفت و قابل مطالعه و عبرت اندوزى است. او با نفوذ در میان نزدیکترین حلقه یاران حضرت، آنان را به چرب و شیرین دنیا تطمیع و گاهى نیز تهدید کرد و با سوء استفاده از سست عنصرى و فقدان قدرت تشخیص و تحلیل آنان، کار را به جایى رساند که چاره اى جز تدبیر عاقلانه امام حسن (ع) وجود نداشت. آن حضرت بارها فرموده اند: به خدا سوگند اگر با معاویه درگیر شوم، اینان مرا گرفته و هم چون اسیرى تحویل معاویه خواهند داد. همانگونه که در عمل نیز چنین شد و به هنگام جنگ، یک به یک به سپاه دشمن پیوستند و اگر تدبیر حکیمانه امام نبود، تومار امامت براى همیشه در هم پیچیده شده بود. با این حال چقدر دردآور است که به دستور معاویه شایع کنند که پیشنهاد صلح از سوى حضرت بوده و دردآورتر اینکه مردم کم بهره نیز باور کرده و اگر سلامى نیز به او مى کردند به عنوان خوار کننده مومنان بود. السلام علیک یامذل المومنین!

در بخش دیگر سرمقاله می‌خوانید؛جنگ براى پیروزى است ولو این پیروزى با شهادت به دست آید، اما اگر قرار است جنگ نتیجه اى جز کشته شدن از یکسو و تحریف همیشگى واقعیت از سوى دیگر نداشته باشد، باید ایستاد و با خون دل خوردن ( که از خون دادن سخت تر است ) ارزش ها را حفظ کرد و این همان کار حکیمانه و شجاعانه اى بود که امام حسن علیه السلام انجام داد و هنوز هم خیلى ها از درک واقعیت آن عاجزند. چنین است که پیامبر خدا فرمود: اگر عقل بخواهد بصورت یک انسان مجسم شود، همان حسن بن على خواهد بود و چقدر ظریف و تیزبین است ابن عباس که گفت شروع خوارى و ذلت عرب، با مرگ حسن ( ع ) بود.

در بخش پایانی سرمقاله آمده است؛او بود که با عقل و تدبیر کشتى توفان زده امت مسلمان را به ساحل نجات و آرامش هدایت کرد؛ همو که بوق هاى تبلیغاتى دشمن حماسه بزرگش را به عافیت طلبى وانمود کرد و در افسانه سازى تا آنجا پیش رفتند که از هفتاد ازدواج او خبر دادند و با جعل حدیث، نارضایتى پدر بزرگوارش را از ازدواج ها و طلاق هاى مکرر او گزارش کردند
سبحان الله ! تاریخ چقدر خواندنى و درس آموز است. ولادت عقل مجسم و تبلور اخلاق نبوى، امام مجتبى علیه السلام بر همگان مبارک و شناخت دقیق او روزى همه ما باد.

جمهوری اسلامی

«گزارش فرمایشی !» عنوان سرمقاله ی روزنامه‌ی جمهوری اسلامی است که در ابتدای آن می‌خوانید؛دکتر محمد البرادعی اکنون به نامی تبدیل شده است که همواره یادآور گزارش های دوپهلوست ! او دیروز بار دیگر برای چندمین بار درباره فعالیت های هسته ای ایران گزارشی منتشر کرده که باز هم از همان ویژگی همیشگی برخوردار است . او در این گزارش درعین حال که اعتراف کرده آژانس بین المللی انرژی هسته‌ای تاکنون قادر به تداوم راستی آزمائی عدم انحراف فعالیت های هسته ای ایران بوده با اینحال تصریح کرده است : « این آژانس قادر نبوده به پیشرفت خاصی درباره مطالعات ادعایی و دیگر موضوعات مهم مرتبط با آن که باعث نگرانی جدی است دست پیدا کند » .

راز این نوع گزارش دادن ها را باید در دخالت غربی ها در تدوین گزارش آژانس جستجو کرد. برای درک این واقعیت تاسف بار کافی است به اخبار منتشر شده توسط رسانه ها و خبرگزاری های غربی در آستانه این گزارش مراجعه شود. دیروز درحالیکه گزارش آژانس هنوز منتشر نشده بود روزنامه لس آنجلس تایمز در شماره دوشنبه خود آشکارا مدعی شد : « در این گزارش با لحن تا حدی تند از ایران انتقاد شده است و شورای امنیت سازمان ملل متحد به زودی مباحث جدیدی را درباره تحریم ایران آغاز می کند.»
از طرف دیگر خبرگزاری رویترز هم روز دوشنبه در گزارشی اعلام کرد : « آژانس در گزارش جدید خود از ایران بخاطر ایجاد مانع بر سر راه بازرسان هسته ای در برنامه اتمی اش انتقاد کرده است.»
جالب است که خبرگزاری فرانسه که در فضاسازی علیه ایران مهارت دارد اعتراف می کند آژانس چیزی علیه ایران در اختیار ندارد. این خبرگزاری به نقل از منابع نزدیک به آژانس بین المللی انرژی اتمی اعلام کرد : « آژانس گزارشی را که پس از گفت وگوهای مکرر بین اولی هاینونن معاون مدیر کل و مقامات ایرانی آماده کرده است امروز منتشر می کند » . همین خبرگزاری در ادامه می افزاید : « آژانس بین المللی انرژی اتمی چهار سال است که درباره فعالیت های هسته ای ایران تحقیق کرده است ولی تاکنون مدرکی دال بر غیر صلح آمیز بودن آن ارائه نکرده است » .
دیروز بعد از آنکه گزارش البرادعی منتشر شد بار دیگر خالی بودن دست مدیر کل آژانس انرژی اتمی آشکار گشت و اعتراف خبرگزاری فرانسه که نشان میداد غرب مدرکی علیه فعالیت های هسته ای ایران در اختیار ندارد تا غیر صلح آمیز بودن آنرا به اثبات برساند یک واقعیت انکارناپذیر است .

در ادامه‌ی سرمقاله می‌خوانید؛شرایط داخلی آمریکا به دلیل نزدیکی به انتخابات ریاست جمهوری و شکست این کشور در ماجرای گرجستان و گزارش های منفی متعددی که از وضعیت نظامیان آمریکائی در افغانستان و عراق منتشر می شود ایجاب می کند دولت بوش اهرمی در اختیار داشته باشد تا از طریق آن بتواند خود را تا حدودی از زیر سئوال خارج کند و مشکلات داخلی خود را حل نماید. چماق کردن موضوع فعالیت های هسته ای ایران باتکیه بر گزارش دوپهلوی البرادعی می تواند راه مناسبی برای رسیدن به این هدف باشد. هماهنگ عمل کردن رسانه های غربی و سمپاشی و تبلیغات سنگینی که طی روزهای اخیر به بهانه انتشار گزارش مدیر کل بین المللی انرژی اتمی درباره فعالیت های هسته ای ایران کردند نیز همین واقعیت را به اثبات می رساند.

در بخش پایانی آمده است؛در این میان جمهوری اسلامی ایران با توجه به اینکه حتی در همین گزارش دوپهلوی البرادعی نیز هیچ مدرکی دال بر غیرصلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای ایران وجود ندارد و اصولا اقدامات شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران در موضوع هسته ای فاقد مبنای قانونی است و صرفا از موضع سیاسی چنین برخوردی با ایران شده است به راه خود که راه فعالیت صلح آمیز هسته ایست ادامه خواهد داد. طبیعی است که گزارش اخیر البرادعی که کاملا مشخص است هیچ حرف تازه ای ندارد و صرفا یک گزارش فرمایشی است هرگز نمی تواند عاملی برای انصراف ایران از راهی شود که براساس مقررات بین المللی برگزیده است .

رسالت

«شعار ما عدالت است» عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی رسالت به قلم صالح اسکندری است که در ابتدای آن می‌خوانید؛هر چند نگرانی دوم خردادی ها درباره کاهش تدریجی نقش جبهه اصلاحات در معادلات سیاسی کشور و زوال بطئی جایگاه آنها در بین سایر اضلاع رقابت کاملا طبیعی است اما اظهارات اخیر نامزد احتمالی حزب مشارکت و سازمان مجاهدین گارد مناسبی برای شروع منطقی رقابتهای انتخاباتی تلقی نمی شود. 

در بخش دیگر سرمقاله آمده است؛خاتمی اخیرا در دیدار جمعی از هواداران خود در خوزستان با اتخاذ مواضع تندی علیه دولت!! از دوم خردادی ها خواست تا از حالت تدافعی بیرون بیایند و حالت تهاجمی به خود بگیرند.
بدون تردید منظور رئیس جمهور سابق کشورمان تدارک یک فضای ستیزآلود و رادیکال در آستانه رقابتهای انتخاباتی ریاست جمهوری دهم نیست اما ناخواسته این دست اظهارات آب به آسیاب جریان افراطی می ریزد که در دوره آقای خاتمی شعارهایی نظیر حاکمیت دوگانه، عبور از حاکمیت، خروج بر حاکمیت و حتی عبور از خاتمی را سر دادند. کسانی که با تعمیق شکافها و گسلهای دوم خرداد، کشور را در یک دوره هشت ساله با بن بست سیاسی مواجه کردند.

نویسنده‌ی سرمقاله رسالت معتقد است؛ریشه های زوال دوم خرداد و عدم تحرک آنها در منازعات سیاسی را باید در جای دیگری جستجو کرد و نمی توان با فرافکنی ناکامی های داخلی سایر اضلاع رقیب را به تلاش برای حذف تدریجی این جریان متهم کرد.

در ادامه سرمقاله می‌خوانید؛...التزام اصولگریان به بایسته های نقد درون گفتمانی و ربودن گوی رقابت و انتقاد مصلحانه یکی دیگر از دلایل کم رنگ شدن نقش دوم خردادی ها در معادلات سیاسی کشور است. رویکردهای سلبی و تخریبی گروههای دوم خردادی و روزنامه های وابسته به آنها با مسائل کلان کشور و سیاهنمایی دستاوردهای دولت و مجلس اصولگرا نه تنها بر پایگاه اجتماعی آنها نیفزوده بلکه بالعکس روند زوال آنها را نیز تشدید و تسریع کرده است.
خاتمی در سخنرانی اخیر خود متاثر از گفتمان دولت نهم مدعی شده است که “ شعار ما نیز عدالت است.” وی همچنین اصلاحات را جریان مظلومی برشمرد که “هم اسلامیت اش و هم پایبندی اش به معیارهای انقلاب و مایه گذاری اش برای اسلام و ایران و انقلاب بیشتر از بسیاری از مدعیان بوده است.” در این تردیدی نیست که گفتمان عدالت از جنس گفتمان انقلاب اسلامی است و برای همگان خوشایند است که دوم خردادی ها نیز زیر پرچم و تابلوی انقلاب و منطق امام خمینی(ره) تاکتیکها و مواضع کلان خود را راهبری کنند.
اما آنچه مهم است به تعبیر رهبر معظم انقلاب صبر و استقامت بر این آرمانها و ارزشها است. و الا تذبذب و تشویش ذهنی درباره منطق انقلاب و خط امام(ره) بیشترین لطمه را به اسلام و انقلاب می زند. عموم اصولگرایان معتقدند که چتر اصولگرایی باید باز شود چرا که ایستار برتر فرهنگ سیاسی پیشرفته در ایران، اصولگرایی و پایبندی به شعارها و ارزشهای انقلاب اسلامی است. این استخوان بندی امکان یک رقابت اخلاقی و عقلانی را حول تامین هر چه بهتر منافع ملی، پیشرفت کشور و خدمت به مردم فراهم می کند. رهبر فرزانه انقلاب اسلامی دو سال پیش در تبیین اصولگرایی و شاخص ترین مولفه های آن فرمودند: “اصولگرایی در مقابل نحله های سیاسی رایج کشور نیست.

در پایان سرمقاله آمده است؛در نهایت به نظر می رسد انتخابات ریاست جمهوری آینده سنگ محک مناسبی برای سنجش میزان پایبندی گروههای سیاسی از جمله دوم خردادی ها به شعارها و ارزشهای انقلاب اسلامی و همچنین اهتمام به افزایش کیفیت مردمسالاری دینی با احترام و التفات به کلیه سلایق و  علایق درون گروهی است.

مردم سالاری

«دومین ستاره امامت» عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی مردم سالاری به قلم الهام نظام جو است که در آن می‌خوانید؛در پانزدهم رمضان سال سوم هجری در مدینه منوره امام حسن مجتبی (ع) ولا دت یافت.
درباره سیره این امام بزرگوار روایات بسیاری موجود است که به برخی از آنها اشاره می کنیم:
امام حسن (ع) بارها پای پیاده به حج رفت ودر این راه قدم هایش ورم کرد. هرگاه یاد قبر و قیامت می افتاد می گریست و گاه ناله ای میزد و بیهوش می شد.
به هنگام وضو رنگ می باخت. ایشان بیست بار به حج رفتند واموال خود را سه بار در راه خدا تقسیم کردند در هنگام قرائت قرآن چون به آیه «یاایها الذین امنوا» می رسید، می فرمود: لبیک، اللهم لبیک.
ایشان از روزی که علی (ع) به خلا فت رسید در خدمت پدر بود. در عزل و نصب ها دستی بازداشت. برای بسیج کردن مردم کوفه از سوی پدر بدان جا اعزام شد او با آن که بیمار بود با سخنرانی شور انگیز خود ده هزار نفر ازمردم کوفه را بسیج کرد در تمام جنگ های پدر از  جمله جمل و صفین و نهروان حضور جدی داشت.
در فرمان جنگی که برای ابن عباس نوشت چنین آمده است: با سربازان نرمخو باش،با روی گشاده برخورد کن هرگز خود به جنگ آغاز مکن، ولی اگر آنها جنگ را آغاز کردند تو از مبارزه شانه خالی مکن.
زمانی ازفردی مزرعه ای خریداری کرد و پولش را تماما پرداخت نمود ولی بعدها خبر یافت که فروشنده به علت نیازش آن را فروخته، امام بدون پس گرفتن پول، مزرعه را دوباره در اختیار صاحبش گذاشت.
زمانی سوار بر اسب زیبایی بود، به شاعری که قبلا  درباره او بد گفته بود برخورد نمود. وی گفت: چه اسب زیبایی! همین که امام  علا قه او را به آن اسب دانست از آن پیاده شد و آن را به وی سپرد.
روزی در اعتکاف و در حال طواف بود که مردی آمد و گفت: طلبکار مرا تهدید کرده و آبرویم در خطر است. امام طواف را قطع کرد و با او به نزد طلبکار به راه افتادند. ابن عباس گفت: گویا فراموش کرده اید که در اعتکاف هستید و نباید از مسجد بیرون بروید. امام فرمود: رفع حاجت مومن امری ضروری است و برابر با سالیان دراز عبادت پرودگار.
داستان آن حضرت با مرد شامی معروف است که وی آنچه از بغض و کینه با آل علی داشت در حضور امام بر زبان آورد. امام با تبسمی به او فرمود: ظاهرا غریب هستی ما عذر تو را می پذیریم،مشکلت را برطرف می کنیم، اما اگر بی پناهی پناهت می دهیم.
آن مرد با شنیدن این سخنان به گریه افتاد و پس از اقرار به امامت آن حضرت گفت: تا به حال تو و پدرت مغبوض ترین افراد نزد من بودید و اینک محبوبترین خلا یق در نزد من هستید.
با چند سخن از امام مجتبی(ع) مطلب را به پایان می بریم:
هر که به حسن اختیار خدا اطمینان داشته باشد، هرگز آرزو نکند بر غیر حالی باشد که خدا برای او خواسته است.
از ایشان پرسیدند: زندگی چه کس از همه نیکوتر است؟ فرمود: آن کس که مردم را در زندگی خود شریک سازد.
پرسیدند: زندگی چه کس از همه بدتراست؟ فرمود: آن کس که در زندگی او احدی نتواند خوب زندگی کند.
شنواترین گوش ها آن است که پند را بشنود و از آن سود برد. سالمترین دلها آن است که از شک و شبهه پاک باشد.

کیهان

«دولت و 4 گونه داوری» عنوان یادداشت روز روزنامه‌کیهان به قلم محمد ایمانی است که در ابتدای آن می‌خوانید؛قضاوت و داوری درباره دولت فعلی و هر دولت دیگری امر سهل و ممتنعی است. سهل از آن جهت که معمولاً هر شخصی با هر میزان از اطلاعات، می تواند احساس کلی خود را بیان کند و ممتنع از آن جهت که عملکرد سازمان گسترده دولت وسعتی دارد که باید جزء جزء آن را با حوصله به ارزیابی نشست و نمره داد و نهایتاً معدل کلی گرفت ضمن اینکه اغلب، داوران ضوابط گونه گون و پراکنده ای را در نظر می آورند و محورها و متغیرهای متفاوتی را پیش می کشند که بازهم قضاوت را سخت تر می کند. در عین حال دولت ها و از جمله دولت فعلی همواره مورد انواعی از داوری ها، از احساسی ترین و حب و بغضی ترین تا دقیق ترین و جزئی ترین داوری ها بوده اند.

در ادامه یادداشت آمده است؛در این میان مهم این است که داورها از هم تفکیک شوند همچنان که ملاک ها و استانداردهای داوری. قضاوت کنندگان می توانند چند طیف باشند:1- مردم به عنوان موکلین و روی کار آورندگان دولت فعلی در ماراتن سخت خرداد و تیر ماه .84 2- طیف های گسترده اصولگرا 3- رقبای گوناگون رئیس جمهور و دولت در انتخابات قبلی و انتخابات آینده 4- قدرت های متخاصم بیگانه و اپوزیسیون ضدانقلاب.
قضاوت این 4 گروه داوران در طول سه سال و نیم گذشته گاه به هم نزدیک و حتی منطبق شده است مانند فهم مشترک اصولگرایان و مردم در حمایت از روی کار آمدن احمدی نژاد. یا نزدیکی و بعضاً انطباق برخورد انکارآمیز، تخریبی و خصمانه برخی گروه های رقیب دولت با قدرت های بیگانه. هر چه انطباق اول شیرین و افتخارآمیز است این قرابت یا انطباق دومی، سؤال برانگیز و تلخ می باشد و چه بسا در داوری مردم درباره داوری این قبیل رقبا، تأثیرات منفی شدیدی گذاشته است حاکی از این که رقابت به چه قیمت و تا زیر پا گذاشتن کدام مرزهای اعتقادی و منافع ملی؟

نویسنده یادداشت کیهان معتقد است؛دولت را می توان ازنظر رویکرد و عملکرد نسبت به هر یک از این محورها یا مجموعه آنها سنجید. یعنی با آرمان های ملی و با شعارهای خود دولت که نوعاً به تایید آرای مردم هم رسیده است، یک نگاه کاملاً آرمانی و البته ضروری. نوع دیگر قضاوت، مقایسه دولت در این عرصه ها در قیاس با دولت های پیشین است. نوع سومی از قضاوت هم هست که در واقع سنجش نیست بلکه پیشداوری است از آن جنس که فرموده اند «حب و بغض، انسان را کور و کر می کند.» یا شیفتگی تام است یا کینه توزی و عقده گشایی مطلق. داوری منصفانه باید از این حب و بغض مبرا باشد. نه به هر قیمت بخواهد دفاع و ستایش کند و نه به هر ترتیب سیمای دولت را مخدوش نشان دهد.
ا
یادداشت روز کیهان در ادامه نوشته است؛هتمام به پاکدستی، پرکاری، خدمتگزاری، مردم محوری، عدالت طلبی و دشمن داشتن تبعیض و فساد، ترویج فرهنگ کار و ایثار و تعهد در عمل، رویکرد تحول خواهانه به ساختارها و رویه های ناکارآمد، و ستم ناپذیری و باج ندادن و برخورد عزتمندانه با دشمنان زیاده طلب از جمله ویژگی هایی است که اصولگرایان بدان خاطر بر خود تکلیف می دانند به انتخاب و اعتماد ملت به دیده احترام و حمایت بنگرند اگر چه از کاستی ها و احیاناً خطاها و نقض غرض ها هم چشم پوشی نکنند. شاید اصلی ترین مطالبه برآورد نشده در این میان که مردم و اصولگرایان- و شخص رئیس جمهور و دولتمردان- را رنج می دهد مسئله اقتصاد و معیشت است. در کنار لحاظ کردن بحران های کم سابقه در اقتصاد جهانی که تا مرز ورشکستگی شرکت ها و بانک های بزرگ در دنیا- آخرین آن ورشکستگی بانک لیمن برادرز یکی از بزرگترین بانک های سرمایه گذار آمریکا- پیش رفته، توقع از دولت آن است که طرح ساماندهی اقتصادی را با جدیت مضاعف و در عین حال کارشناسی وسیع تر پیش ببرد. ا

در بخش دیگر می‌خوانید؛در نقطه مقابل دشمنانی هستند که از اصولگرایی دولت و پایمردی اش بر آرمان های ارجمند ملت، لطمه های اساسی در منطقه و دنیا دیده اند. برای آنها هر دولت جمهوری اسلامی که به اصول و آرمان های انقلاب تاکید بیشتری کند، مبغوض تر است و در قضاوت ها و داوری ها باید بیشتر کوبیده شود. نیروهای میدانی قدرت های بزرگ در این تخطئه و تخریب، اپوزیسیون ورشکسته ای هستند که مدام پشتیبانی رسانه ای و تبلیغاتی و سیاسی و مالی می شوند تا با پژواک صدا، مهم و موثر و پرشمار قلمداد شوند. و متاسفانه در حد فاصل این جبهه دشمن و جبهه ملت، برخی جریان ها و نیروهایی ایستاده اند که در قضاوت نسبت به دولت، به گونه ای مشی می کنند که نوعا شلیک به جبهه خودی را تداعی می کند آنها یا عملکرد مثبت و قوی دولت در بسیاری از عرصه ها را زیر سؤال رفتن عملکردهای سابق خود می بینند و ضروری می بینند ارزش ها و معدل دولت را آنقدر پایین بیاورند که هم قد این جریان های زیر سؤال شود یا می خواهند وارد رقابت در انتخابات آینده شوند اما چیزی در چنته ندارند و بنابراین اثبات خود را در انکار یا پوشاندن امتیازات برجسته دولت جست وجو می کنند.

در بخش پایانی یادداشت می‌خوانید؛احترام متقابل، ترجیح اصول بر فروع یا اشخاص، مزمن نکردن جروبحث ها و اختلاف نظرها و فیصله بخشیدن به بگومگوهای کم عمق، و تدوین برنامه های میان مدت و بلندمدت در جهت ساماندهی و بهبود روندهای اجرایی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی از جمله محورهایی است که توجه به آن، به تقویت خدمات دولت و ستاندن بهانه از بهانه گیران در داوری خواهد انجامید. در عین حال دولت نباید به این بهانه که کسانی بهانه جویی و دشمنی و کارشکنی می کنند، خود را از نقد و انتقادهای اصولی محروم یا خدای نکرده در برابر آن لجاجت کند. انسان اصولگرا همانقدر که بر سر حق متعصب است، باید در پذیرش خطا و جبران آن منعطف و فروتن باشد. این چنین تواضعی، مرتبت دولتمردان خدمتگزار را از جایگاه والایی که در قضاوت عمومی برخوردارند، بالاتر خواهد برد.

دنیای اقتصاد

«کارآیی توزیع و عدالت توزیعی» عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی دنیای اقتصاد به قلم دکتر احمد یزدان‌پناه است که در ابتدای آن می خوانید؛
رهبر خبرساز لیبی هفته گذشته اعلام کرده بود که در چارچوب برخی تحولات اقتصادی – سیاسی می‌خواهد سود ناشی از درآمد ارزی نفتی کشور را به طور مستقیم بین مردم کشور توزیع کند و ضمن حمایت جدی از خصوصی‌سازی به سوی جامعه‌ای آزاد گام‌هایی بردارد. او به مردم گفته است پول نفت را در جیب‌های خود بگذارید و هر طور دلتان می‌خواهد بچه‌های خود را با مسوولیت خود آموزش دهید. او یکی از دلایل توزیع مستقیم درآمد نفتی را مساله فساد در نظام بوروکراتیک دولتی کشور برشمرده است. این که کم و کیف سیاست‌های توزیعی دولت‌ها بر سطح زندگی مردم تاثیر کلیدی دارد و رونق دین و دنیای مردم را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد از زمان ظهور دولت – ملت‌ها و حتی قبل آن موضوعی شناخته شده است.

در ادامه سرمقاله آمده است؛...برای چارچوب‌دار شدن بحث اول تعریفی از کارآیی در توزیع باید ارائه کرد. کارآیی در توزیع به وضعیتی گفته می‌شود که امکان ندارد با بازتوزیع عرضه کالاهای موجود، خواسته‌های یک فرد یا خانواده را بیشتر تامین کنیم، بدون آنکه به رضایتمندی فرد یا خانواده دیگری لطمه وارد نشود. وضعی را در نظر بگیرید که تولیدات انجام شده و عرضه کالاها در جامعه ثابت است. فرض کنید 30 دانشجو برای اوقات فراغت تابستانی قرار است به هدف ایرانگردی به شهری برده شوند. برای مدیریت ریسک این مسافرت و جلوگیری از خوردن غذا در بین راه 30بسته برای ناهار آنها تهیه شده است. در نیمی از آن بسته‌ها همبرگر و یک آب پرتغال است و در نیمی دیگر ساندویچ مرغ و نوشابه، چه اتفاقی می‌افتد وقتی دانشجویان این بسته‌های توزیع‌شده را باز می‌کنند؟ آنها هرچه را به آنها رسیده، تناول نمی‌کنند. مبادله و بده‌بستان شروع می‌شود.

برخی غذای خود را معاوضه می‌کنند و گروهی نوشابه‌های خود را. این فرض را فراموش نکنید که منابع به اندازه‌ای نیستند که اولین انتخاب هر فرد تامین شود و کمک راننده یا میهمان‌دار یا هر مسوول دیگری از آنها بپرسد، چه میل دارید؟‌ این بده، بستان‌ها اگر در چارچوب یک بسته سیاستی مناسب جهت تهیه غذا و توزیع آن در آن جامعه پیش‌بینی شده باشد، لااقل وضع برخی را نسبت به ابتدای کار یعنی قبل از مبادله بهتر می‌کند، در ضمن وضع هیچ‌کس هم بدتر نشده است. اگر برخی دانشجویان نمی‌خواهند بسته توزیع شده خود را با دیگری معاوضه کنند، این به معنی آن است که آنها رضایت‌خاطر و مطلوبیت از آنچه به آنها رسیده، داشته و دارند. کارآ بودن توزیع بنابر تعریف گفته شده اتفاق افتاده، یعنی رفع نیازهای مردم بهبود یافته بدون آنکه کل تولیدات تغییر کرده باشد. آیا این با تعریف کارآیی در تولید سازگاری دارد؟ یعنی با تصمیم‌گیری فعالان اقتصادی برای جلوگیری از اتلاف منابع محدود سازگاری دارد؟ جواب آن است که بستگی به این دارد که تصمیم‌سازان و برنامه‌ریزان یک کشور هدف کارآیی اقتصادی را که در برگیرنده کارآیی توزیعی و کارآیی تولیدی است در یک بسته سیاستی کارشناسی شده با پشتوانه نظری قوی برای یک افق زمانی معقول با مهر تفاهم ملی به اجرا درآورند. وقتی این دو به صورت تعاملی در آن بسته مطرح شوند چه لطفی برای اقتصاد ملی و پیشرفت کشور دارد؟ حسن آن این است که وقتی به هر دو کارآیی با هم توجه کافی شود رابطه بین این دو مقوله با بقیه اقتصاد یعنی محدودیت ثابت بودن کل تولیدات جامعه از بین می‌رود.

در بخش پایانی سرمقاله آمده است؛پایه عدالت توزیعی را بر چه باید بنا نهاد؟ در اینجا خلق فرصت‌ها و توزیع درست آن مطرح می‌شود که دیگر فرصت بحث باقی نمانده و باید در نوشتاری دیگر به آن پرداخت، درباره مدل آلاسکا یعنی روش تقسیم مستقیم پول نفت و مدل صندوق ذخیره ارزی و آثار توزیعی آنها در مقاله بعد بحث خواهم کرد.

کارگزاران

«خاتمی یا کروبی؟» عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی کلرگزاران به قلم مهران کرمی است که در آن می‌خوانید؛:ذهنیت دوگانه‌اندیش و خیر و شرگرای ایرانی، این روزها مصروف دوگانه کروبی- خاتمی است که کدامیک پرچم اصلاح‌طلبان را در انتخابات ریاست‌جمهوری دهم به دست گیرند. گروهی از اصلاح‌طلبان که به دوگانه اصلاح‌طلب و اصولگرا پایبندی بیشتری نشان می‌دهند، به انتخاباتی دو قطبی می‌اندیشند که در شکل منطقی و نه الزاما واقعی آن احمدی‌نژاد در راس قطب اصولگرا و خاتمی در راس قطب اصلاح‌طلب قرار می‌گیرد تا در آن صورت با توجه به سوءتدبیر در مدیریت کلان سه سال گذشته کشور و انتقاداتی که از هر سو بر دولت کنونی وارد است، محمد خاتمی یک بار دیگر به ریاست‌جمهوری برگزیده شود.

در ادامه سرمقاله می‌خوانید؛اما اکنون این سوال مطرح است که آیا به جبر انتخاب میان روشنایی و تاریکی، خیر و شر یا اهورا و اهریمن،‌ همچون بخشی از اصلاح‌طلبان به این قائل شویم که خاتمی گزینه‌ نهایی اصلاح‌طلبان باشد و هر که مقابل او قرار بگیرد، اصلاح‌طلب نیست. یا اینکه به ادبیات طیف مقابل بخواهیم به هر ضرب زوری نامزد خود را به سایر گروه‌های اصلاح‌طلب بقبولانیم بی‌آنکه تحلیلی کارشناسانه و واقع‌بینانه از امکان‌ پیروزی او به دست دهیم یا راه‌های دیگری که بیشتر نگاهی سلبی دارد تا پیشنهاد عملی و سازنده برای راهگشایی. در واقع دو دیدگاه اصلاح‌طلبانه ذکر شده به قاعده سنتی منطق صوری خاتمی و کروبی را در حکم نقیضین می‌داند که اجتماع و ارتفاع هر دو به یکسان محال می‌نماید و دیدگاه سوم نیز به اجتماع دو ضد قائل نیست بلکه حذف هر دو را طلب می‌کند. حال آنکه می‌توان گزینه چهارمی را هم تصور کرد که می‌کوشد، اثبات کند که کنار رفتن هر یک از این دو به نفع دیگری نه ممکن است و نه مطلوب و حضور هر دو نیز بر فقدان آن دو برتری دارد.

در بخش دیگر سرمقاله آمده است؛در سوی مقابل هم دوگانه مشارکت و مجاهدین کمترین انعطافی نسبت به حضور کاندیدایی غیر از خاتمی و به‌ویژه کروبی از خود بروز نمی‌دهند. حزب کارگزاران سازندگی هم اگرچه گوشه چشمی به حضور خاتمی در انتخابات دارد، ولی نمی‌خواهد میان دو قطبی خاتمی- کروبی دست به انتخاب بزند اما در عین حال در تلاش برای قانع کردن کروبی برای کناره‌گیری به نفع خاتمی ناکام مانده است. اما مطلوب نیست، از آن جهت که حضور توامان کروبی و خاتمی برخلاف اظهارنظرهای رایج با توجه به پایگاه رای این دو و ویژگی‌های شخصیتی‌شان می‌تواند گزینه مکمل اصلاح‌طلبان باشد.

در بخش پایانی سرمقاله می‌خوانید؛...حسن دیگر حضور دو اصلاح‌طلب به‌ویژگی شخصیتی و شجاعت و صراحت کروبی برمی‌گردد که می‌تواند به صیانت بیشتر از آرا در انتخابات کمک کند. از طرف دیگر، حضور این دو دست‌کم در مرحله اول انتخابات از دوقطبی شدن آن و بسیج همه نیروهای اصولگرا در پشت احمدی‌نژاد جلوگیری می‌کند و در طیف اصولگرا هم شاهد تعدد نامزدها خواهیم بود. از این جهت اصلاح‌طلبان به جای آنکه نیروی خود را مصروف خنثی کردن همدیگر و دادن فضا به رقیب اصولگرا کنند، بهتر است با خودداری از تخریب چهره نامزدهای اصلاح‌طلب به حضوری قوی در انتخابات 22 خرداد 88 بیندیشند و با اعتماد به نفس بیشتری در این راه دشوار گام بردارند.

اعتماد ملی

«واقعیت های یک گزارش» عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی اعتماد ملی است که در ابتدای آن می‌خوانید؛همانگونه که پیش‌بینی می‌شد، روح گزارش محمد البرادعی حاوی نکات مبهم، دوپهلو و بعضا منفی علیه منافع حقوقی و فنی جمهوری اسلا‌می ایران است. ‌با توجه به بحران گرجستان و اهمیت نقش و جایگاه ایران در تحولا‌ت منطقه‌ای و اشاراتی که گاه و بیگاه به منزلت ایران از سوی روسیه و دیگر طرف‌های درگیر می‌شد، چندان سخت نبود که بتوان حدس زد، گزارش جدید از چه ماهیتی برخوردار باشد. از آغاز، ماجرای پرونده هسته‌ای ایران بیش از آنکه حقوقی و فنی باشد، سیاسی به نظر می‌رسید.

در حالی که همزمان با پرونده هسته‌ای ایران، پرونده کشورهای برزیل، هند، مصر و کره‌جنوبی هم در آژانس مطرح شد اما مشکل آنها با کمترین مزاحمت و تنشی حل و فصل گردید.

هند بدون پیوستن به ‌NPT و الحاقیه‌های آن، دست به آزمایش‌های هسته‌ای زد و تا نصب رآکتورهای هسته‌ای نیز پیش رفت. این کشور در سالیان گذشته بارها به آزمایش‌های هسته‌ای و ساخت بمب اتمی دست زده است. برزیل در وضعیتی مشابه ایران قرار داشت اما با رانت‌های بین‌المللی به راحتی پرونده خود را به سرانجام رساند. کره جنوبی حتی کارش به شورای حکام هم کشیده نشد. مصر نیز بدون دردسر از بحران کنار ماند. بدتر از همه رژیم اشغالگر قدس است که دارای ده‌ها بمب با کلا‌هک هسته‌ای است. این چندگانگی و بی‌انصافی بین‌المللی در حالی صورت می‌گیرد که ایران بالا‌ترین همکاری‌ها را در سطوح فنی، حقوقی و سیاسی داشته است. این امر بارها در گزارش‌های آژانس به تایید رسیده است. اما معلوم است آمریکا که در داستان گرجستان به گونه‌ای احساس نگرانی می‌کند تا مبادا روسیه نسبت به سیاست تبعیت محض از شورای امنیت درخصوص پرونده هسته‌ای ایران تجدیدنظر کند، آژانس را زیرفشار قرار داده است. آمریکا به مستمسکی به نام پرونده هسته‌ای ایران نیاز دارد. با این حربه آنها ضعف‌های خود در افغانستان، عراق، آمریکای لا‌تین و خاورمیانه را توجیه می‌کنند.

مطالعه تاریخ به‌ویژه تاریخ معاصر نشان می‌دهد که ایرانیان مردمی صبور، خردمند و صلح‌طلبند. اما به نظر می‌رسد که آمریکایی‌ها و برخی دولت‌های غربی به دنبال حل مسالمت‌آمیز مساله نیستند. علی‌رغم انعطاف قابل ملا‌حظه در سال‌های اخیر همچنان بهانه‌گیری‌ها ادامه دارد. صنعت هسته‌ای ایران به رشدی قابل اعتنا رسیده است. اگر قرار باشد با هر قرینه و احتمالی بهانه‌هایی برای طرح مسائل جدید تراشید، این امر کار چندان سختی نیست. مهم حسن‌نیت است که ظاهرا آژانس تحت فشار غرب تمایلی به تمسک به آن ندارد. از سوی دیگر غرب بهتر است این حقیقت را دریابد که نه توان و نه امکان برخوردی جز از طریق مجاری دیپلماتیک وجود ندارد.

هرگاه آمریکا توانست پرونده عراق، افغانستان، صلح اعراب و اسرائیل را حل و فصل کند، می‌تواند امیدوار باشد که بر ایران فشار بنیادین وارد آورد. در غیر این صورت جمله معروف مائو تسه‌تونگ به ذهن متبادر می‌شود: ما تنها با یک <ببر کاغذی> روبه‌رو خواهیم بود.

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها