هیچ‌ آرزویی محال نیست‌

وقتی می‌گویند اندکی این مثنوی تاخیر شد، دقیقا حکایت همین مطلب «آینه‌های روبه‌رو»ست که چند هفته‌ای در چاپ آن و پاسخ به مخاطبان شعر جوان فاصله افتاد. در طول این چند هفته آثار این دوستان به دست ما رسید: ابراهیم حسنلو، کبری اسدی نیازی، بابک دولتی، مرتضی عارفی خرمی، مهسا الیاسی، سیمین برآبادی، بتول عطار، محمدیار مهربان‌نیا، فرج‌الله دهخدا، یاسر فکری، فریبرز غیبی، جواد فهیمی، فرزاد نصیری، عذری پوررشید، زهرا سروشی‌مقدم و... که در فرصت مناسب به آثار هریک از این دوستان پرداخته خواهد شد. در این بخش از آینه‌های روبه رو به آثار 2 مخاطب ارجمند این صفحه، خانم مونس امیدی از تهران و مسعود شیرمحمد جماعت از ابهر می‌پردازیم.
کد خبر: ۲۰۱۹۶۴

خانم امیدی مجموعه‌ای از آثارشان را برای صفحه شعر جوان جام‌جم فرستاده‌اند که مهم‌ترین ویژگی آنها صمیمی بودن قلم، زبان و بیان شاعر است.

نخستین نکته درباره شعرهای امیدی این است که مجموعه‌اش ‌ که برای ما فرستاده  به هیچ عنوان یکدست نیست.

بخش عمده‌ای از شعرهای امیدی فاقد ابتدایی‌ترین شاخصه‌ها و مولفه‌های شعری است، یعنی در آن دسته از متن‌هایی که می‌خواسته به شیوه سنتی شعر بگوید حتی یک بیت هم وجود ندارد که در آن قافیه و وزن بدرستی رعایت شده باشد یا وقتی که می‌خواهد به شیوه نو اثرش را خلق کند، به دلیل نداشتن آگاهی و مطالعه، تنها احساس صمیمی و منفعل خودش را درقالب واژگان به مخاطب ارائه می‌کند.

اما در کنار این آثار ناموفق، بندرت شعرهایی از مونس امیدی دیده می‌شود که از مولفه‌های مناسب شعری بهره می‌برند، مولفه‌هایی مانند موسیقی کلمات، تخیل، شخصیت‌پردازی و حس‌آمیزی که در کلیت اثر منجر به خلق شعری ساختارمند می‌شود با کلماتی که در طول اثر ارتباط محتوایی و تکنیکی قابل قبولی باهم دارند شعری که در پی می‌آید از همین اندک نمونه‌‌هاست:

آرزویی برای تو...

هر شب در آسمان ممتد خیال‌
در انتظاری تا ابد
برایت شهابی می‌فرستم‌
و هر روز در پاپوشت‌
گلبرگی از احساس می‌گذارم‌
و هر لحظه گلدان باورت را آبیاری می‌کنم‌
تا بدانی هیچ آرزویی محال نیست‌

این شعر اگرچه بسیار موفق یا خیلی خلاقانه و درخشان نیست، اما نمایانگر این است که انسانی  مستعد و ذاتا شاعر آن را روی کاغذ آورده است که این انسان با مطالعه شعر گذشته و امروز و استفاده از نظرات استادان و شاعران پیشکسوت می‌تواند آثار درخشانی خلق کند و به قول خودشان هیچ‌آرزویی محال نیست.

اما مسعود شیر محمد جماعت، شاعر اهل ابهر که تا امروز 3 بار برای شعر جوان «جام‌جم» آثارش را ارسال کرده، شاعری است با زبانی فخیم و استوار که تا حدودی می‌توان گفت در کلیت آثارش یک تشخص زبانی وجود دارد و حتی می‌تواند از واژگان کاملا بومی و محلی نیز برای عمق بخشیدن به شعرش بهره گیرد مانند این شعر:

دلیجه‌ها

قطره، قطره‌
چکه، چکه‌
این آب نیست‌
وحشت ترنم دو گنجشک است‌
دخترکان کویر
مست‌
در پی یافتن شوری نهفته‌
می‌لولند
دلیجه‌ها زیر ابر شنا می‌کنند
تو کجا؟

کافی است به واژه «دلیجه» به معنای پرنده‌ای بومی در آن مناطق دقت کنید که چقدر زیبا در کنار «زیر ابر شنا می‌کند» نشسته است یا فعل «می‌لولند» با این که کاملا عامیانه است، اما به قول معروف اصلا از شعر بیرون نزده است.

البته شیر محمد جماعت در این شعر می‌توانست با دقت بیشتر در پایان‌بندی اثری فاخر بسراید.

در مجموع، شعرهای شیرمحمد جماعت سطرهای درخشان فراوانی دارد که متاسفانه این سطرها در ساختار کلی هر شعر به دلیل وجود سطرهای ضعیف و زاید کمتر به چشم می‌آیند و به نظر می‌رسد شاعر اگر کمی بی‌رحم‌تر با شعرش برخورد کند  و با وسواس بیشتری کلمات و سطرهای شعرش را مورد ارزیابی و انتخاب قراردهد موفق‌تر خواهد بود.

همان طور که این جمله معروف مارکز بیانگر اهمیت میزان این موضوع است: یک نویسنده و شاعر موفق و سرشناس بیش از آن که مدیون آثاری باشد که چاپ کرده، وامدار آن سطرها و آثاری است که دور ریخته است.

سینا علی‌محمدی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها