نمیدانیم چقدر اهل شعر و شاعری هستید و اصلا از چه جور شعری خوشتان میآید. خیلیها طرفدار شعر کلاسیکاند. خیلی خیلیها هم از شعرنو خوششان میآید، اما این وسط آدمهایی هم هستند که گرچه شعر را دوست دارند ولی بیشتر مواقع از خواندن شعرهای عجیب و غریب هم خسته میشوند هم دلگیر. خب راستش را بخواهید ما هم یکی از این بعضیها هستیم که دلمان میخواهد از شاعران جوان کشورمان شعرهای ساده و قشنگ بخوانیم.
کد خبر: ۲۰۱۵۲۹
درست مثل قدیمها، نه این چیزهایی که به اسم پستمدرن و ساختارشکنی و این جور چیزها مد شده و احتمالا خود شاعر هم نمیفهمد چه گفته است. اگر شما هم مثل ما هستید به این پیشنهاد ما گوش دهید و در واقع آن را جدی بگیرید. امروز میخواهیم کتاب یک بانوی شاعر را به شما معرفی کنیم که شعرهایش در نهایت سادگی زیبا هستند و به دل مینشنیند. شاعری به نام نرگس رجایی. او در رفسنجان متولد شده و در رشته زبان و ادبیات فارسی ادامه تحصیل داده است. او به عنوان شاعر و نویسنده و روزنامهنگار در عرصه فعالیتهای فرهنگی و هنری فعال بوده است. او عضو انجمن قلم ایران، انجمن شاعران ایران، انجمن روزنامهنگاران ایران و... نیز بوده است.
رجایی در حوزه شعر سپید و در سومین کنگره سراسری شعر زن در زاهدان رتبه نخست را از آن خویش کرده است. همچنین رتبه سوم مسابقه بینالمللی شعر هایکو از آن اوست. آثار او عبارتند از «دیر... با عطر خاک»، «گزیده ادبیات معاصر شماره 73»، «واحه»، «مجموعه قطعات ادبی» و... .
اما کتابی که میخواهیم از نرگس رجایی معرفی کنیم، گزیده اشعار اوست که به تازگی توسط انتشارات توسعه کتاب ایران منتشر شده و «هنوز زن بودم» نام دارد. با هم یکی از شعرهای این مجموعه را که در مسابقه بینالمللی شعر هایکو درسال 1382 که از سویکتاب دانشکدههای ادبیات کلیه کشورهای اروپایی برگزار شد و مقام سوم بینالمللی را به دست آورد، میخوانیم:
نوح برای کشتی خود آب میخواست/ جاشوان گفتند: «برمیگردی شبی/ و در ترانهای قدیمی لانه میکنی.»/ نگفتمت در ساحل بمان/ با آن دو فانوس روشن در چشمانت؟/ نگفتمت، به دریا نگاه کن/ تا کشتیبانان راهشان را بیابند؟/ حالا پیرزنی خمیده بر تنور چشمهایت خیره مانده است/ بگو از توفان تو چه کسی ایمن شد؟