در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
معمولا چنین تصور میشود که فرد مرگ مغزی مانند فردی که در کما رفته است شانس بهبودی دارد. در صورتی که از نظر علمی این دو فرآیند کاملا متفاوت هستند. آیا مرگ مغزی برگشتپذیر است؟
مرگ مغزی بر اثر تصادف، ضربه، سقوط از ارتفاع و یا بر اثر پارگی عروق مغزی یا تومور مغزی ایجاد میشود و در نتیجه فشار داخل مغز افزایش مییابد و عروقی که خون را از گردن به داخل مغز میرسانند بسته میشوند؛ چرا که در یک فضای استخوانی سفت و محکم، جایی برای اتساع وجود ندارد. به علت ایجاد اختلال در خونرسانی پس از گذشت 6 تا 8 دقیقه کلیه سلولهای مغزی همزمان تخریب میشوند و میمیرند.
تخریب سلولها در مرگ مغزی برگشتناپذیر و با وضعیت ایجاد شده در کما متفاوت است. در کما سلولها تخریب نمیشوند، بلکه دچار اختلال در عملکرد میشوند که به علت سالم بودن ساختار سلولهای مغزی این عملکرد نیز میتواند قابل برگشت باشد. حیات نباتی نیز درجهای از وضعیت کماست. در این حالت فرد بیدار است، اما هوشیار نیست و بخشهایی از مغز او فعالیت خود را از دست دادهاند. یکی از مهمترین علتهای نارضایی خانوادهها برای اهدای عضو که از باورهای غلط آنها ناشی میشود، این است که آنها تصور میکنند مرگ مغزی برگشتپذیر است. در این شرایط بسیاری از مردم، بیمار خود را با بیماران مبتلا به کما که پس از مدتی به زندگی بازگشتهاند یا به اصطلاح دقیقتر هوشیاری خود را به دست آوردهاند، مقایسه میکنند. این در حالی است که آنها باید بدانند یکی از مهمترین شرایطی که برای اهدای عضو لازم و ضروری است، زنده بودن حتی یک سلول مغزی در فردی است که به عنوان بیمار مرگ مغزی تشخیص داده میشود. بسیاری از افراد با واحد فراهمآوری اعضای پیوندی تماس میگیرند تا اعضای بدن افرادی را که دچار کما یا حیات نباتی شده و خانواده از نگهداری آنها خسته شدهاند یا زندگی آنها را بینتیجه میدانند، اهدا کنند اما این کار از نظر قانونی و شرعی پذیرفتهشده نیست؛ چرا که سلولهای مغزی زندهاند و فقط عملکرد خود را از دست دادهاند.
آیا فردی که دچار مرگ مغزی شده است، درد را احساس میکند؟
یکی دیگر از باورهای غلطی که مانع اهدای اعضای فرد مرگ مغزی از سوی خانواده او میشود، ترس از احساس درد و زجر در اهداکننده است. تاکنون در تاریخ پزشکی جهان، بیمار مرگ مغزی حیات خود را بازنیافته و این شخص در واقع جسد محسوب میشود و فقط به دلیل باتری اتوماتیک قلبی تا مدت کوتاهی خون در اعضای بدن جریان خواهد داشت و به همین دلیل به نظر اطرافیان زنده محسوب میشود. این در حالی است که بیمار مرگ مغزی از نظر فیزیولوژیکی کاملا شبیه یک جسد است و هیچ درد و رنجی را احساس نمیکند.
اعمال حیاتی بیمار مرگ مغزی تا چه مدت ادامه دارد و باتوجه به این مساله، از زمانی که فردی دچار مرگ مغزی میشود تا زمان پیوند اعضا از این فرد به افراد نیازمند به اهدای عضو معمولا چقدر فرصت داریم؟
اعمال حیاتی بدن این افراد حداکثر تا 2 هفته ادامه خواهد داشت. از لحظه بروز مرگ مغزی، کنترل مغز از روی اعضای بدن برداشته میشود و به همین علت در تنظیم فشار خون، تعداد ضربان قلب، تنظیم درجه حرارت بدن، تنظیم ادرار و حجم مایعات بدن و همچنین تنظیم مقدار الکترولیتهای بدن فرد بیمار اختلال ایجاد خواهد شد و بیمار بشدت در معرض مرگ قرار خواهد گرفت. در صورتی که دستگاه تنفس مصنوعی امکان نفس کشیدن را برای فرد بیمار فراهم نکند و با داروها و سرمهای مختلف وضعیت بیمار تحت کنترل قرار نگیرد، بیمار در مدت زمان کوتاهی فوت میکند. بنابراین باید گفت در اهدای عضو از بیمار مرگ مغزی حتی ساعتها و دقیقهها هم اهمیت دارند و در صورت تاخیر در زمان اهدای عضو ممکن است کیفیت هیچیک از ارگانهای بدن برای پیوند به فرد دیگر قابل قبول نباشد.
چه اعضایی قابلیت پیوند از بیمار مرگ مغزی را دارند؟ آیا در این زمینه در کشور ما محدودیتهایی وجود دارد؟
خوشبختانه در کشور ما علاوه بر اعضا امکان اهدای نسوج نیز وجود دارد. عضو یا ارگان اندامی است که حیات آن وابسته به گردش خون است و تنها در زمان مرگ مغزی یا مدت زمان کوتاهی پس از آن قابل پیوند هستند. نسوج بدن نیز اندامهایی هستندکه میتوانند تا 48 ساعت پس از مرگ کامل قابل اهدا باشند. در ایران نیز مانند بسیاری از کشورهای دیگر اعضایی مانند قلب، ریه، کلیه، کبد و پانکراس یا لوزالمعده و نسوجی مانند قرنیه، استخوان، تاندون، دریچه قلب و رگ قابلیت پیوند دارند.
تعیین مرگ مغزی از سوی چه افرادی انجام میشود، آیا هر پزشکی در هر بیمارستانی میتواند بیمار مرگ مغزی را تشخیص دهد؟
وقتی فردی به عنوان بیمار مرگ مغزی شناسایی میشود، گاه خانواده تصور میکنند ممکن است بیمارشان مرگ مغزی نباشد و به اشتباه مرگ مغزی تشخیص داده شده باشد. در حالی که در کشور ما قوانین مربوط به بیمار مرگ مغزی به اندازهای سخت و دشوار است که حتی واحدهای فراهمآوری اعضا نیز برای انجام مراحل اولیه پیوند با مشکلات بسیار زیادی مواجه میشوند. پس از تشخیص اولیه مرگ مغزی در یک بیمار لازم است 4 نفر پزشک متخصص با تخصصهای جراحی اعصاب، داخلی اعصاب، بیهوشی و داخلی هریک به طور جداگانه بیمار را معاینه کنند و در این فاصله زمانی 2 بار نوار مغزی از بیمار گرفته شود. این افراد برای 4 سال از سوی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی برای تشخیص نهایی مرگ مغزی در همه بیمارستانها انتخاب میشوند. یکی از ویژگیهای افراد انتخاب شده این است که این پزشکان نباید از کارکنان کادر درمانی بیمارستانی که اهدای عضو در آنجا انجام میشود، باشند. در تهران 3 واحد فراهمآوری اعضا در بیمارستانهای مسیح دانشوری، امام خمینی و شریعتی مستقر هستند که به تازگی واحد بیمارستان سینا نیز قرار است فعال شود. هر یک از گروههای واحد فراهمآوری اعضای پیوندی در تهران بیمارستانهای دولتی و خصوصی زیرمجموعه خود را که درحقیقت زیر نظر دانشگاههای علوم پزشکی شهید بهشتی، تهران و ایران هستند، تحت پوشش قرار میدهند. ذکر این نکته الزامی است که حتی اگر یکی از الکترودهای متصل به مغز یا هریک از نشانگرهای دیگر کوچکترین علامتی را ثبت کنند که نشاندهنده واکنش بدن باشد عملیات اهدای عضو متوقف خواهد شد.
در چه مواردی پیوند عضو تنها راه درمان بیمار است؟ آیا فرد بیمار در قبال آن متحمل پرداخت هزینه اضافی خواهد شد؟
نارسایی پیشرفته برخی ارگانها به جایی میرسد که هیچ درمان دارویی یا جراحیای موثر نخواهد بود. در چنین مواردی تنها راه درمان فرد بیمار، تعویض ارگان از دست رفته یا همان پیوند است. برای پیوند عضو در مورد کلیه یا در موارد استثنایی برای کودکان، امکان اهدا از فرد زنده وجود دارد، ولی در دیگر موارد امکان اهدا از فرد زنده وجود ندارد و تنها راه نجات بیمار اهدای عضو از بیمار مرگ مغزی است. یکی از باورهای غلط مردم که مانع از اهدای اعضای بدن فرد مرگ مغزی به افراد نیازمند میشود، ترس از خرید و فروش اعضاست. آنها باید اطمینان داشته باشند که اهدای عضو از بیمار مرگ مغزی کاملا رایگان است و خانواده اهداکننده در مقابل این امر انسانی هیچ وجهی را دریافت نمیکنند و از طرفی، گیرنده نیز برای عضوی که دریافت کرده هیچ مبلغی را نمیپردازد. تنها هزینهای که فرد گیرنده میپردازد، هزینه مربوط به انجام عمل جراحی و مراقبت و بستری پس از انجام عمل پیوند است. بنابراین خانوادههای وابسته به بیمار مرگ مغزی باید بدانند اهدای عضو از سوی خانواده فرد مرگ مغزی تنها جنبه انسانی و خیرخواهانه دارد و جنبههای مادی در این کار مطرح نیست.
کشور ما از نظر آمار اهدای عضو در مقایسه با کشورهای دیگر در چه جایگاهی است؟
متاسفانه کشور ایران بیشترین مرگ مغزی و کمترین آمار اهدای عضو را دارد. آمار اهدای عضو در کشورها بر حسب یک میلیون نفر جمعیت است. برای مثال، در کشورهای اروپایی و آمریکایی آمار اهدای عضو بین 10تا 20 در میلیون در سال است. در اسپانیا که از نظر تعداد پیوند از حسب در جهان پیشرو است، این آمار 35 در یک میلیون نفر است و این در حالی است که آمار اهدای عضو در ایران تنها 2 در یک میلیون نفر است که بسیار پایینتر از کشورهای دیگر در سطح دنیاست. با توجه به آنچه گفته شد؛ میتوانیم بگوییم بر این اساس ایران از نظر پیوند عضو از حسب حدود 20 سال از دیگر کشورهای جهان عقبتر است و در رتبه آخر جهان قرار دارد. اگر میزان پیوند از حسب در ایران از نظر آماری با کشور اسپانیا برابر باشد، دیگر نیازی به انجام پیوند عضو از غریبه نخواهد بود. در حال حاضر، بیش از یک میلیون نفر در سطح جهان از درمان پیوند عضو بهرهمند شدهاند که در برخی از آنها از زمان انجام عمل پیوند حتی بیش از 25 سال میگذرد.
با وجود اهمیت پیوند اعضا برای نجات گروه وسیعی از بیماران، همچنان پس از گذشت چندین سال از تصویب قانون پیوند اعضا در ایران، چنان که باید از این مساله استقبال نشده و این موضوع سبب شده است با وجود توان بالای علمی و تخصصی در انجام پیوند عضو، اعضای واحدهای فراهمآوری با مشکلات زیادی در زمینه پیوند از جسد مواجه باشند.
چه عاملی سبب شده است اهدای عضو در ایران در مقایسه با دیگر کشورها کمتر باشد؟ آیا گسترش فرهنگ اهدا در سطح جامعه میتواند نقش موثری در افزایش آمار پیوند عضو داشته باشد؟
عوامل متعددی در پایین بودن آمار اهدای عضو در کشور تاثیرگذار بوده است. مهمترین عامل فعالیت نکردن بسیاری از دانشگاههای کشور در زمینه کار روی بیمار مرگ مغزی است. طبق قانون کشوری همه بیمارستانهای دولتی و خصوصی موظف هستند موارد مرگ مغزی خود را به واحدهای فراهمآوری دانشگاه علوم پزشکی مربوط گزارش دهند. از سوی دیگر، براساس قانون وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نیز همه دانشگاهها در سطح کشور موظف به راهاندازی واحد فراهمآوری بودهاند که متاسفانه بسیاری از دانشگاهها از این قانون تبعیت نکردهاند و یا برخی دانشگاههایی که واحد فراهمآوری راهاندازی کردهاند، واحد فعالی ندارند.
آیا وزارت بهداشت برای رفع این مشکل تدابیری اندیشیده است؟
خوشبختانه در جلسه اخیر مرکز مدیریت پیوند وزارت بهداشت، مقرر شد همه دانشگاههای کشور مجددا ارزیابی شوند و بیشتر شهرستانها تحت پوشش واحدهای فعال قرار گیرند.
به این ترتیب در آیندهای نزدیک تعداد بیماران مرگ مغزی که به اهدای عضو میرسند، افزایش چشمگیری خواهد داشت. بنابراین انتظار میرود واحدهای پیوند کشور، بویژه واحدهای پیوند کلیه، بیماران نیازمند پیوند خود را از فهرست انتظار دریافت کلیه از فرد زنده به فهرست انتظار دریافت کلیه از بیماران مرگ مغزی انتقال دهند تا ارگانهای فراهمشده هدر نرود و افراد زنده از این پس مجبور نباشند کلیه خود را به افراد نیازمند اهدا کنند.
در ایران سالانه چند نفر دچار مرگ مغزی میشوند و چه تعداد از آنها اعضای بدن خود را اهدا میکنند؟
براساس بررسیها و برآوردهای انجام شده، سالانه 3 تا 4هزار نفر در ایران به مرگ مغزی مبتلا میشوند که تنها 140 تا 200 نفر آنها اعضای خود را به بیماران نیازمند اهدا میکنند که 5درصد افراد مغزی را شامل میشود. در صورتی که در کشورهای دیگر این آمار اهدای عضو به 30 تا 50 درصد بیماران مرگ مغزی میرسد که گاهی در برخی کشورها آمار اهدای عضو فراتر از این نیز بوده است.
در بسیاری از کشورها اعضای بدن فرد مرگ مغزی در زمره سرمایههای ملی قرار دارد و این بیماران پیش از اهدای عضو به خاک سپرده نخواهند شد. براساس قانون مرگ مغزی که در سال 1379 به تصویب رسیده است، مسوولان مراکز درمانی دولتی و خصوصی موظف به گزارش وضعیت فرد دچار مرگ مغزی یا در آستانه مرگ مغزی هستند و این در حالی است که در حال حاضر بسیاری از این افراد یا اصلا شناسایی نمیشوند و یا بدون اهدای عضو به خاک سپرده میشوند. ناآشنایی پزشکان و پرستاران بیمارستانها با مرگ مغزی و در نتیجه ارائه نکردن گزارش وقوع مرگ مغزی به واحدهای فراهمآوری اعضای پیوندی تاثیر بسیار زیای بر کاهش فعالیتهای آنها داشته است.
در سطح دنیا در هر یکصد تصادف یک نفر کشته میشود، در حالی که در ایران در هر 10 تصادف یک نفر کشته میشود. در هر صد مرگ نیز یک مرگ مغزی اتفاق میافتد که با توجه به آن میتوان به این نتیجه رسید که کشور ما در مقایسه با دیگر کشورها بیشترین آمار مرگ مغزی را دارد.
تصور عمومی جامعه بر این است که انتخاب فرد گیرنده عضو به عهده بیمارستانی است که فرد مرگ مغزی در آنجا بستری شده است. فرد گیرنده بر اساس چه اولویتهایی و چگونه انتخاب میشود؟
در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی از طرف رئیس مرکز مدیریت پیوند فردی مسوولیت تخصیص عضو از بیمار مرگ مغزی به بیماران نیازمندی که فهرست اسامی آنها در این وزارتخانه موجود است را به عهده دارد. این شخص موظف است علاوه بر ایجاد هماهنگیهای لازم برای اهدای عضو که بدون دخالت کادر درمانی بیمارستان مربوطه انجام میشود، شخص گیرنده را نیز از میان فهرستهای اسامی ارسالی از مراکز برحسب اولویت ثبتنامی، گروه خونی، سایز بدن و بدحالی مشخص کند. بنابراین باید به اطلاع عموم مردم رسانده شود که انتخاب فرد گیرنده بدون توجه به این که فرد مرگ مغزی در کدام بیمارستان و در کدام شهر کشور بستری بوده است، مستقیما تحت نظارت مسوولان وزارت بهداشت انجام خواهد شد و هیچ عامل دیگری در این انتخاب تاثیرگذار نخواهد بود.
مهمترین مشکلی که میتواند فرآیند پیوند عضو را تحت تاثیر خود قرار دهد، چیست؟
به نظر میرسد کمبود عضو قابل پیوند از مهمترین مشکلات فرآیند پیوند عضو به بیماران نیازمند محسوب شود. اگرچه در سالهای اخیر پیشرفتهای قابل توجهی در زمینه پیوند به دست آمده است، اما کمبود عضو پیوندی این پیشرفتها را تحتالشعاع خود قرار داده است. با توجه به افزایش آمار تصادفات و حوادث گوناگونی که سبب افزایش نیاز بیماران به پیوند عضو میشود، لازم است با گسترش فرهنگ اهدای عضو در سطح جامعه از سوی مسوولان نظام سلامت و کارشناسان مرتبط با فرآیند پیوند عضو زمینه مناسبی برای تشویق مردم به اهدای عضو از فرد مرگ مغزی فراهم شود.
شما به عنوان فردی که در زمینه به وجود آوردن زمینه مناسب برای فرهنگسازی پایهگذار اقدامات موثری همچون برگزاری سالانه جشن نفس بودهاید، فکر میکنید چه عاملی میتواتد در تشویق مردم به اهدای عضو تاثیرگذار باشد؟
در صورت افزایش اطلاعرسانی درباره مزایای پیوند عضو و اینکه با پیوند اعضای یک فرد بیمار مرگ مغزی میتوانیم بیش از 4 نفر را از مشکلاتی که با آن مواجه هستند نجات دهیم، میتوان امیدوار بود که داوطلبان اهدای عضو نیز افزایش یابند. واحد فراهمآوری اعضای پیوندی دانشگاه شهید بهشتی از آذر سال 1383 تاکنون برای جذب داوطلبان اهدای عضو تلاشهای زیادی داشته است و با طراحی و فعالسازی سایت ایران اهدا به نشانی اینترنتی www.iranehda.ir پس از مدت زمان کوتاهی عده زیادی از افراد در این سایت ثبتنام کرده و کارت عضویت را دریافت کردهاند.
آیا صرف داشتن کارت پیوند، برای انجام پیوند از فرد مرگ مغزی کافی است؟
طبق قانون اهدای عضو در کشور ایران که مشابه قانون اهدای عضو بسیاری از کشورهای دنیاست، حتی در صورت داشتن این کارت نیز رضایت ولی بیمار برای اهدا ضروری است، رضایت از ولی درجه یک بیمار که پدر، پدربزرگ و یا فرزندان پسر بالای 18 سال فرد بیمار مرگ مغزی هستند، گرفته میشود و در صورتیکه پدر یا پدربزرگ فرد بیمار زنده باشد و فرزند پسر بالای 18 سال نداشته باشد، اخذ رضایت از ولی درجه 2 بیمار مرگ مغزی برای اهدای اعضای او ضروری خواهد بود. رضایت ولی بیمار به قدری حائز اهمیت است که اعضای بدن فرد مجهولالهویه را نمیتوان اهدا کرد. داشتن کارت پیوند تنها جنبه فرهنگسازی دارد و از نظر قانونی به عنوان مجوز لازم برای انجام مراحل اهدای عضو محسوب نخواهد شد. فرد با داشتن این کارت تمایل خود را به اطرافیانش اعلام میکند و به این طریق خانواده او نیز در صورتی که او دچار مرگ مغزی شود، میکوشند خواسته عزیزشان را برآورده کنند.
فکر میکنید فعالیتهای فرهنگی انجام شده تا چه اندازهای در این زمینه موثر بوده است؟
یکی از پیامدهای مطلوب ناشی از افزایش فعالیتهای فرهنگی در زمینه اهدای عضو، سهولت جلب رضایت خانوادهای است که یکی از اعضای آنها دچار مرگ مغزی شده است. تا چند سال پیش رضایت گرفتن از اعضای خانواده بیمار مرگ مغزی برای اهدای اعضای بدن او یکی از بزرگترین مشکلات واحد پیوند به شمار میآمد که حتی در مواردی با برخوردهای فیزیکی از خانوادهها با مسوول واحد پیوند همراه بود. اما آگاهی یافتن خانوادهها از چگونگی فرایند پیوند و کارآمدی این اقدام انساندوستانه سبب شده است گرفتن رضایت خانوادهها در مقایسه با گذشته به مراتب آسانتر شود تا جایی که در برخی موارد، خانوادههای داوطلب اهدای عضو بیمار مرگ مغزی خود شخصا با واحدهای فراهمآوری اعضای پیوندی تماس میگیرند و خواستار اهدای عضو بیمارشان میشوند.
فرانک فراهانی جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: