قاب خوانندگان

تقابل پاکی و نیرنگ‌

«ترانه مادری» شاید تنها سریالی باشد که بسیاری از مخاطبان سیما را در تابستان 87 به خود جذب کرده بود. این مجموعه تلویزیونی طولانی با قصه‌ای ساده و روان، برخی از موضوعات و دغدغه‌های اجتماعی را با قالب‌بندی خاص، طرح می‌نماید. داستان با نمایی از خانه‌ای ویلایی و قدیمی و نگاه‌های پراضطراب مادری آغاز شد که چشمان این مادر سخن از دردی قدیمی داشت و از آنجا داستان به معرفی اعضای خانواده می‌پردازد.
کد خبر: ۲۰۰۷۷۶

 قرار دادن خانواده‌های گوناگون با طرز تفکر و اعتقادات خاص خود هر یک توانسته بود جذابیت داستان را دو چندان نماید. فرخ و فرخنده پسر و دختر این مادر در نماهای ابتدایی داستان هر یک به‌طور مجزا به همراه خانواده‌هایشان تعریف می‌شوند. چند مولفه خاص در «ترانه مادری» بروز پیدا می‌کند که هر یک به نوبه خود باعث ایجاد گره‌زایی و بروز نوسانات متعدد در داستان می‌گردد. نخست وضعیت و ارتباط خاص پسران 2 خانواده یعنی پویا و بهرام آن طور که در داستان طراحی شده، این دو برادرانی هستند که هیچ کدام از این موضوع اطلاع ندارند. در واقع همه می‌دانند جز خودشان، آنها فاکتوری با شخصیت «سمیرا» که از همان ابتدا داستان طراحی شده بود، به بروز این موضوع و اطلاع به بیننده، کمک شایانی می‌کند. موضعگیری‌های خاص سمیرا و دل‌‌نگرانی‌های او برای پویا و بهرام،‌ این سوال را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند که سمیرا کیست؟ و چرا نسبت به وضعیت خانواده فرخ و فرخنده حساس است؟! البته این موضوع نیز طرح می‌گردد که دلایل دخالت سمیرا برای وضعیت «خانه باغ» چیست؟! شاید در «ترانه مادری» شخصیت سمیرا، شخصیتی کمرنگ در ابتدا بوده، اما در اوج ماجراها، حضور و شخصیت او لازم و مفری برای رهایی داستان از کنج‌های خسته‌کننده گشته. درهر مقطعی نویسنده با تاکید فراوان می‌خواهد، بستر یک راز گشوده شود یا یک عمل خیر و نیک معرفی شود، اما در این تقابل، بزرگنمایی‌های کاملا تصنعی ایجاد می‌گردد که این خود سبب گشته داستان از روند عادی خود خارج گردد. به همین دلیل است که در یک زمان 30 دقیقه‌ای در هر قسمت، چند گره ایجاد و با کمترین میزان تعلیق، گره‌افکنی می‌گردد و ‌آن جذابیتی که حاصل تعلیق در یک ملودرام است را با نقصان مواجهه می‌سازد! ورود یک موضوع کاملا بی‌ربط و درگیر شدن مادرجان با ماجرای یک دختر فراری که هیچ موضوعیتی در کل داستان نداشته و به نوعی نیز به فراموشی سپرده شد و فوت «مادر جان» تمامی برجستگی‌ها و حتی نام اثر را با یک شبهه اساسی روبه‌رو می‌سازد. قابلیت تاثیرگذاری این شخصیت می‌توانست کل روند ماجراها را با یک هیجان خاص روبه‌رو سازد. نکته قابل تامل که بخشی از آن مثبت به نظر می‌رسد، حرکت عجولانه پویا در امر ازدواج است. کارگردان به درستی حرکت‌های تند و نسنجیده و احساسی را با علاقه پویا به نغمه طرح می‌کند، اما باز در مسیر با نوسان همراه می‌گردد. پویا و نغمه اگرچه با پردازش شخصیت نسبتا مثبتی همراه می‌شوند، اما هیچ گاه واقعیت‌گرایی در آنها موج نمی‌زند و از این روی داستان به سوی تصنع کشیده می‌شود. آیا یک نخبه علمی که معمولا دغدغه‌‌های تخصصی‌اش بیش از هر کار دیگری است، آنقدر ناپخته عمل می‌کند که یک یا بهتر بگویم چند خانواده را با بحران روبه‌رو سازد. گرچه موکدا داستان تربیت غلط فرخنده را فریاد می‌زند، اما باز برای مخاطب قابل قبول نخواهد بود. در ترانه مادری آنچه بیش از هر چیز دیگر موج می‌زند نقشه و فریب از یک سو، صداقت و پاکی از سوی دیگر، آنقدر سیاهی و سپیدی در این مجموعه موج می‌زند که در بعضی بخش‌ها کاملا روند قابل پیش‌بینی و رو به سوی شعار می‌رود.

مجتبی شهریان‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها