استغفار به معنای طلب آمرزش نسبت به خطا و اشتباه از درگاه الهی است. وقتی که انسان در اثر غفلت و نادانی و یا طغیان غرایز حیوانی و هوای نفسانی دچار گناه شد باید بیدرنگ خود را در معرض رحمت الهی قرار دهد و از او آمرزش بخواهد و با آب توبه و استغفار دل و جان خویش را شستشو دهد.
در کتاب کافی چنین نقل شده: خدای عز و جل به آدم علیه السّلام فرمود: برای تو مقرّر کردم که هر گاه یکی از فرزندانت کار بدی انجام دهد و استغفار کند او را ببخشم.
عرض کرد: پروردگارا بیشترم عطا کن.
فرمود: باب توبه را تا زمان مرگشان برای آنها باز گذاشتم.
عرض کرد: پروردگارا برایم کافی است.
در روایات بسیاری از استغفار به عنوان داروی روح و پادزهر گناه نام برده شده و تاکید گردیده است .
رسول خدا در این مورد میفرماید:
لکلّ داء دواء و دواء الذُّنوب الاستغفار.(1)
برای هر چیزی دارویی است و داروی مریضی از گناه استغفار است.
با این همه استغفار دارای مراتب و شرایط خاصی میباشد که با عمل به شرایط آن مقبول درگاه الهی میگردد.
امیر مومنان در حدیثی 6 شرط برای استغفار بیان کردهاند:
اول: پشیمانی بر آنچه گذشته است.
دوم: عدم تصمیم بر انجام دوباره گناه.
سوم: ادا نمودن حقوقی که بواسطه گناه از مردم ضایع گردیده.
چهارم: انجام واجباتی که به دلیل گناه از انسان فوت گردیده.
پنجم: چنانچه گوشتی به واسطه گناه به بدن روییده با اندوه و غصه از ارتکاب گناه زائل گردد.
ششم: در مقابل لذت گناه، باید به بدن سختی طاعت و عبادت را چشانید و بعد استغفار کرد.
نکته دوم: قرار گرفتن در مسیر بندگی و صالح شدن
در این دعای شریف از حضرت حق استدعا میشود تا انسان را در مسیر بندگی و صالحین قرار دهد.در آیات و روایات ماثوره از بندگی به عبودیت یاد میشود وعبودیت را طریق وصول به حقایق ربوبیت بر میشمارد.
در این مضمون حضرت امام صادق (ع) میفرماید:
بندگی گوهری است که باطن آن ربوبیت است، پس، هر چه از بندگی به دست نیامده باشد، در ربوبیت یافته میشود. و هر چه از ربوبیت پوشیده و پنهان باشد، در بندگی حاصل میگردد.(2)
در حدیثی قدسی ذات مقدس احدیت پیرامون شیوه بندگی میفرماید:
پیوسته بنده بواسطه انجام نوافل به من نزدیک میگردد تا آنجا که او را دوست بدارم. پس آنگاه که او را دوست بدارم گوش او خواهم شد که با آن میشنود، و چشم او خواهم گشت که با آن میبیند، و دست او خواهم گشت که بالا و پائین میبرد... (3)
پی نوشتها:
1- اصول کافی ج2 ص349
2- مصباح الشّریعه، «فی حقیقه العبودیه»، باب 100
3- اصول کافی ج3 ص53
سیدحامد حسینی