نگاهی به علل عقده حقارت در انسان

باور کنید من عقده‌ای نیستم

یکی از عقده‌هایی که نوعی واکنش‌های رفتاری و عملی در انسان است، عقده حقارت است که بر اثر عوامل و انگیزه‌های گوناگون در روان انسان‌ها به وجود می‌آید. مساله حقارت تنها در خردسالان نیست، زیرا در بزرگسالان و حتی شخصیت‌های سیاسی نیز وجود دارد. دانشمندانی چون ویلیام شایرر معتقدند افرادی چون هیتلر نمونه‌های وحشتناکی از اشخاصی بوده‌اند که احساس حقارت داشته‌اند و جنگ دوم را انتقام فردی کوچک و نا مطمئن و گرفتار عقده حقارت می‌دانند.
کد خبر: ۲۰۰۰۸۷

البته این مساله در افراد درجاتی دارد. همه افراد در این زمینه یکسان نیستند. شدت و ضعف در آنان دیده می‌شود و درجه تعقل افراد در این مساله یکسان نیست. برخی آن را تحمل می‌کنند و برخی دیگر تحمل نمی‌کنند. عقده حقارت به شک‌های قوی و نسبتا پایدار مشخص درباره صلاحیت خود شخص گفته می‌شود. اشخاص دارنده عقده حقارت بر این باورند که کمتر می‌توانند، کمتر شایستگی دارند و کمتر از دیگران ارزش دارند. مهم‌ترین خصوصیت عقده حقارت این است که شخص معمولا از وجود آن در خویشتن آگاه نیست و به‌طور غیرمستقیم آن را توجیه و تبیین البته به نفع خودش می‌کند. دیگر این که عمدتا در دوران طفولیت به سبب تربیت نادرست به وجود می‌آید و غالبا تا پایان عمر با شخص مبتلا همراه است.

علائم عقده حقارت‌

آنها که احساس حقارت دارند دائم در غمی فرو رفته‌اند. حالتی گرفته و ناراحت دارند. حرکات بدن، حالت نگهداری سر و سبک سخن گفتن آنها عادی نیست و از همین طریق می‌توان آنها را شناخت. بر چهره‌شان نشانه‌هایی از غم و اندوه مشاهده می‌شود، آنچنان که گویی رنجی عظیم آنها را به ستوه آورده است. اگر با آنها معاشرت داشته باشیم بیشتر آنها را در حال غبطه خوردن، حسرت دیدن، تحمل رنج می‌یابیم و این خود باعث می‌شود خود را از لذات زندگی محروم کنند و حتی آبی که می‌نوشند همراه با غم و غصه ‌باشد. در رفتارشان نوعی حالت دفاعی برای گریز از حقارت می‌یابیم. سعی دارند با امر و نهی‌های مکرر نشان دهند داخل آدمند یا در مواردی که با افراد کوچک‌تر از خود ارتباط دارند می‌کوشند در کارشان مداخله کنند و خودی نشان دهند.اینان سعی دارند شکست‌های خود را مخفی کنند و پیروزی‌های خود را بزرگ جلوه دهند تا حدی که به فرار از جمع و به سر بردن در حال انزوا  می‌انجامد. درد تنهایی را تحمل می‌کنند تا زمینه سرشکستگی و تمسخر و تحقیر را در خود نیابند.

ریشه‌های عقده حقارت‌

گفتن ریشه‌های عقده حقارت بسیار زیاد و برای سر در آوردن و شناخت آنها نیاز به تحلیل روانی و بررسی‌های عمیق است. در اینجا به برخی از آنها اشاره می‌کنیم.

علل جسمی و زیستی: در این زمینه، از مسائل و مواردی می‌توانیم نام ببریم که اهم آنها عبارتند از: نقص عضو که آدلر آن را سبب عقده حقارت می‌داند و برای برخی ممکن است زمینه‌ساز موضعگیری شدید باشد، مثل کشتن و منهدم کردن (مثل آغا محمد خان قاجار) /‌ احساس شرمساری از یک نارسایی یا زشتی چهره که در این زمینه بسیار موثرند /‌ حساسیت عضوی مثل نقص در دستگاه گوارش که شخص نمی‌تواند طبق میل خود تغذیه کند.

علل روانی: در این زمینه نیز از علل بسیاری می‌توان نام برد که از جمله آنها: مورد تهدید قرار گرفتن اعتماد به نفس به خاطر عدم فراگیری اصول کنترل خود /‌ وارد آمدن ضربه یا فشار روحی سخت به گونه‌ای که توان مقاومت را از او سلب کرده باشد /‌ عدم انسجام شخصیت و ناپختگی و ضعف در تکامل شخصیت که عامل آسیب‌پذیر است /‌ عدم رشد روانی و بلوغ فکری لازم برای حل مسائل /‌ تصور غیرواقعی از خود و توان خود که منجر به بی‌کفایتی شود /‌ احساس شرمساری و خجالت ناشی از خود کم‌بینی یا کم داشتن چیزی.

علل عاطفی: احساس کمبود محبت بویژه اگر این احساس همراه با حسادت یا احساس تبعیض باشد /‌ احساس ترس از محرومیت و ناکامی که خود از عواملی مهم در این زمینه به حساب می‌آید /‌ شکست‌های عاطفی پی در پی ناشی از مرگ پدر و بویژه مادر /‌ وجود لوسی و نازپروردگی در زندگی که منجر به بی‌عرضگی و عدم توان کار و فعالیت می‌شود /‌ احساس شرم یا احساس اهانت به خود بر اثر بروز رفتاری ناصواب از او.

علل اجتماعی: احساس این که مورد تحقیر و مسخره دیگران است و سنت‌های غلط اجتماعی این حالت را بر او تحمیل کند /‌ نداشتن شنونده‌ای که به حرف‌های او گوش دهد و احساس طرد شدگی دارد /‌ وجود نام بد که مورد مسخره و ریشخند است /‌ وجود تحقیر‌ها به علت نقص‌ها و کاستی‌ها.

علل اقتصادی: زندگی محدود و عدم دسترسی به وضع مرفه و آسوده بخصوص‌ در موقعی که وضع خود را با دیگران مقایسه کند /‌ عدم برخورداری از لباس مناسب، غذای کافی، کفش مناسب و شرمندگی از وضع خود /‌ احساس نداری و فقر به علت گله والدین از وضع زندگی خود و آه و ناله و افسوس در این مورد /‌  مقایسه دیگران و به رخ کشیدن زندگی خود و بهره‌مندی‌شان از امکانات و بی‌اعتنایی به او از این بابت.

درمان‌

شک نیست که این حالات باید در افراد درمان و اصلاح شوند و بویژه در این ارتباط ضروری است تسریعی به عمل آید تا این حالت در افراد تثبیت نشود یا به صورت عقده‌ای در نیاید. در مورد علت  زیستی و جسمانی در افراد که موجب عقده حقارت می‌شود باید لااقل به او اعتماد به نفس داد یا او را متوجه  صفات شخصیتی و اخلاقی ارزنده‌اش کرد که  می‌تواند نقایص را تحت پوشش قرار دهند.

همچنین باید تلاش کرد نقص‌ها و نارسایی‌ها برای او سنگین نیاید یا به خاطر نقص‌ها مورد تحقیر و سرزنش قرار نگیرند.

در زمینه روانی و عاطفی می‌توان به این اشخاص احساس امنیت و اعتماد داد. آنها را امیدوار کرد که می‌توانند پیشرفت کنند. تذکرات و القائات دیگران که او هم می‌تواند پیشرفت کند در او بسیار موثر و سازنده است. همچنین نفش ایمان و اعتقاد در این افراد بسیار کارساز است. باید ابتدا او را با موفقیت مانوس کرد. در جنبه اجتماعی بکوشیم او را به بهانه‌ای وارد جمع و ارتباط خود را با او بیشتر کنیم، تجارب او را افزایش دهیم و زمینه‌سازی‌هایی داشته باشیم که در بعد ارتباطات و روابط خود با دیگران توفیق بیابد.

امیال او را تحت کنترل درآوریم. شرم و گناه او را از بین ببریم. تصور واقعی از امکانات و توانایی‌هایش به او بدهیم. همچنین ضروری است شکست‌های گذشته‌اش را توجیه کنیم، غم‌های درونی را از او بزداییم و به او تفهیم کنیم که دارای ارج و قربی است و در اجتماع به حساب می‌آید و وجودش باعث غرور و سرفرازی و شادی و نشاط خانواده و جامعه است.

صابر محمدی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها