خب، بالاخره دوستان افتخار دادند و برایمان از آرزوهایشان نوشتند. چه آرزوهایی، چه آرزوهایی. امیدواریم این آرزوها هر چه زودتر برآورده شود آن وقت مجبور نیستیم برای زندگی کردن در بهشت این همه راه تا آن دنیا برویم. این آرزویی را که میخوانید کژال ریاستی از سنندج برایمان فرستاده است. منتظر شرح آرزوهای شما هم هستیم که از قدیم گفتهاند آرزو کردن بر جوانان عیب نیست:
کد خبر: ۱۹۹۷۲۸
سلام. راستش آرزوهای من آنقدر بزرگند که بعضی وقتها خودم از بزرگی شان تعجب میکنم. هر کسی هم که آرزوهای مرا میشنود بلند بلند نه یواشکی، دقت کن! میخندد و سرش را جوری تکان میدهد که انگار... .
خب، یکی نیست به این آدمها بگوید اگر اینقدر بزرگ نبود که دیگر اسمش را نمیشد آرزو گذاشت، میشد؟ و اما آرزوی من: من آرزو دارم رئیس سازمان یونیسف شوم! لابد شما هم همین حالا دارید میخندید و سرتان را تکان میدهید. نکنید این کارها را. اجازه بدهید توضیح میدهم. اولا که مگر چه اشکالی دارد یک ایرانی رئیس سازمان یونیسف شود؟ ثانیا حالا اگر این ایرانی، زن بود باز هم مگر چیز عجیب و غریبی است یا اشکالی دارد؟ من دلم میخواهد رئیس این سازمان شوم تا همه بچههای فقیر جهان را خوشبخت کنم. همه آن بچههایی که سر چهارراهها میایستند و گل و آدامس و این چیزها میفروشند. همه بچههایی که کول زنهای غریبه اسفند به دست توی کوچه و خیابان میگردند و معمولا هم آن قدر آرامبخش به خوردشان دادهاند که همهاش خواباند. راستش من از دیدن این صحنهها خسته شدم. نمیتوانم تحمل کنم.
میدانم که از این بچهها فقط در کشور من وجود ندارند. بدبختانه همه جای دنیا از این بچهها پیدا میشوند. تعدادشان هم اصلا کم نیست. من خیلی در این مورد تحقیق کردهام و دیدهام که سازمان یونیسف خیلی سعی میکند به این بچهها کمک کند ولی خب این جوری خیلی کاری نمیشود کرد. حتما میپرسید تو یک تنه چطور میخواهی از پس این همه فقر و بدبختی بر بیایی. راستش این چیزی است که من روز و شب از خودم میپرسم و میدانم که برای برآمدن از پس چنین کار مشکلی هم باید قدرت داشت و هم ثروت. ثروت را میشود به دست آورد به شرط این که قدرت داشته باشی. به شرط این که بتوانی همه آدمهای جهان را متقاعد کنی که چشمهایشان را باز کنند و نگاهی به این بچهها بیندازند. آن وقت دیگر لازم نیست فقط یک نفر آنقدر ثروت و قدرت داشته باشد که بتواند به تنهایی از پس این چیزها بربیاید. تنها کافی است که تو بتوانی مردم جهان را همدل کنی که مولانا گفته است: همدلی از همزبانی بهتر است.... .
خلاصه که میدانم کار راحتی نیست ولی چه اشکالی دارد من این آرزو را در سر بپرورانم. شاید روزی به آن رسیدم، نه؟