بگذریم از همه این داستانها. اگر یادتان باشد در روزهای بهار مطلبی در همین صفحهها چاپ شد که درباره چگونگی رفتن به کوه و تجهیزات و لوازم مورد نیاز برای این ورزش بود. حالا این بار میخواهیم کمی دقیقتر و درباره صعود به یکی از کوههای ایران برایتان بگوییم که نهتنها برای کوهنوردان ایرانی بلکه برای ورزشکاران خارجی نیز جذاب است و بسیاری از آنها برای صعود به این قله به ایران میآیند.
مسیر صعود به قله علمکوه از محلی آغاز میشود که در سالهای اخیر به یکی از توریستیترین نقاط کشور تبدیل شده است. حالا دیگر کلاردشت منطقهای بکر و ناشناخته نیست و مردم شهرهای مختلف در تمام فصلهای سال به آنجا میروند تا از هوای خوب آن لذت ببرند. برای صعود به علمکوه هم باید به کلاردشت رفت. تغییر چهره کلاردشت در طول یک دهه اخیر از گزارشهای کوهنوردانی که یک دهه پیش یا قبل از آن به علمکوه صعود کردند، به خوبی مشخص میشود. در آن گزارشها کلاردشت به عنوان منطقهای کشاورزی معرفی میشود که دامنه تپههای آن با مرتعها و زمینهای کشاورزی پوشیده شده بود. اما این روزها تنها چیزی که در این منطقه دیده نمیشود، همان زمینهای کشاورزی است؛ چون تمام آنها از ویلاهایی پوشیده شدهاند که سازندگان آنها حتی به خود زحمت ندادند تا فکری برای زیبایی نمای ظاهری آنها بکنند. یکی از آخرین روستاهای این منطقه که البته الان دیگر هیچ شباهتی به روستا ندارد، «رودبارک» است.
آخرین شب استراحت
در این محل از قدیمالایام پناهگاه بزرگی وجود دارد که در اختیار فدراسیون کوهنوردی است. گروههایی که از محلهایی غیر از شهرهای شمالی برای صعود به علمکوه میآیند، شب اول خود را در این پناهگاه میگذرانند.
بیشتر دیوارهای این ساختمان سه طبقه بزرگ پوشیده از عکسها و نقشههای علمکوه است و پیش از صعود به قله، میتوانید یک دل سیر به نقشهها نگاه کنید تا حساب کار دستتان بیاید که به چه جایی خواهید رفت. البته شاید با نگاه به نقشهها این سوال برایتان پیش بیاید که دلیل این همه داستانسرایی درباره سخت بودن صعود به این قله چیست؟ چون اگرچه نقشهها نشان میدهند که راه زیادی تا صعود به قله باید پیموده شود، اما اثری از شیبهای طولانی و سخت آن نمیتوان در نقشه دید. گواه این موضوع نیز عکسهای یادبودی است که روی دیوارهای پناهگاه وجود دارد و یادآور کوهنوردانی است که در صعود به علمکوه ناموفق بودند و جان خود را از دست دادند، اما زیاد نگران نباشید، چون بیشتر آنها افرادی بودند که در فصل پربرف و بهمن زمستان، قصد صعود به این قله را داشتند یا اینکه دیواره بلند سنگی کوه را برای صعود انتخاب کرده بودند.
برای صعود به علمکوه راههای بسیاری وجود دارد. دلیل آن هم به این موضوع برمیگردد که علمکوه، قلهای سنگی است که در جبهه شمالی آن، دیواره سنگی بلندی به ارتفاع 400 متر وجود دارد. به همین دلیل این منطقه به عنوان بهشت سنگنوردان محسوب میشود. روی این دیواره بلند و صاف که حتی با دیدن آن آدم وحشت میکند، سنگنوردان مسیرهای مختلفی را باز کردهاند که تنها راه صعود به آنها استفاده از تجهیزات کامل سنگنوردی و داشتن تکنیک و توانایی پیشرفته این ورزش است. از جبهه جنوبی دو مسیر دیگر نیز وجود دارد که سادهتر از صعود از دیواره هستند. مسیر اول که از غرب دیواره بالا میرود به «گرده آلمانها» شهرت دارد. این مسیر هم به صعود فنی و استفاده از تجهیزات سنگنوردی احتیاج دارد، اما از صعود از یک دیواره سنگی صاف به ارتفاع 400 متر سادهتر است. از نقطه مقابل این مسیر هم میتوان به قله رسید که طولانیترین و در عین حال سادهترین راه رسیدن به نوک قله است و در شرق قله وجود دارد.
بیاید دوباره به همان پناهگاه امن و امان رودبارک برگردیم و شب اول را تا صبح زود سر کنیم و از این حرفهای ترسناک بگذریم. بهتر است از شب اول برای استراحت خوب استفاده کنید که فردای آن راه زیادی در پیش دارید. کوهنوردان صبح اولین روز صعود را بر اساس عادت همیشگی خود معمولا خیلی زود آغاز میکنند، اما اگر راستش را بخواهید، نیاز چندانی برای این کار نیست. چند خط جلوتر، دلیل آن را خودتان میفهمید. وسیله نقلیه اصلی برای رفتن از پناهگاه به محل آغاز صعود، وانت نیسان است. شما میتوانید از شب قبل با مسوولان پناهگاه هماهنگ کنید و آنها شما را در ارتباط با افراد محلی قرار میدهند که معمولا صبحهای زود به دنبال کوهنوردان میآیند و آنها را به منطقه «بریر» میبرند. نرخ کرایه نیسان و تمام چیزهایی که در این کوهنوردی ممکن است به کارتان بیاید در همین پناهگاه مشخص شده که البته این هم از عجایب روزگار است که در زمانی که هیچ چیز قیمت ثابتی ندارد، در این منطقه دورافتاده قیمت همه چیز مشخص است.
آغاز راه
سفر در پشت وانت نیسان آن هم وقتی که هنوز آسمان روشن نشده، خالی از لطف نیست اما به محض آنکه از جاده اصلی خارج شوید و به جاده خاکی بپیچید، هر چه لطف است از یادتان میرود و سرگرم دست و پنجه نرم کردن با دستاندازها میشوید. از پناهگاه تا جایی که پیاده میشوید، بین 45دقیقه تا یک ساعت راه است. ابتدای مسیر کوهنوردی، دشواری خاصی ندارد و مسیر باریک و پاکوب، آرام آرام از دامنه کوهها بالا میرود و البته شما هیچ اثری از قله نخواهید دید به همین دلیل با دیدن کوههای بلندی که در پسزمینه منظره روبهروی شما وجود دارند چندان امیدوار نشوید. حدود یک ساعت تا محلی که به عنوان سنگ کشتی شهرت دارد، باید راهپیمایی کنید.
این محل جای خوبی برای استراحت و خوردن صبحانه است و در واقع آخرین محلی است که میتوانید تا زمان رسیدن به پناهگاه بعدی از آن برای خود آب تهیه کنید. هر چند سنگ بزرگی که گفتیم شباهت چندانی به کشتی ندارد، اما به هر حال این نامی است که روی آن گذاشتهاند. هنوز دوران سخت شما از راه نرسیده و میتوانید یک ساعت دیگر را به پیمودن شیبی ملایم به سمت بالا اختصاص دهید، بعد از آن شیب کوه آرامآرام زیاد میشود.
علاوه بر شیب زیاد کوه، کولههایی که بر پشت دارید هم، حتما به شانههایتان فشار میآورند و با خود فکر میکنید که چرا آن همه خوراکی بار کولههایتان کردهاید. اما غصه آن را نخورید چون هر قدر خوراکی با خود ببرید، خورده خواهد شد. این را میتوانیم به شما قول بدهیم. هر چقدر به گردنه این مسیر نزدیکتر میشوید، شیب آن هم بیشتر میشود و بیشتر به نفسنفس زدن میافتید و خاطرات خوب خود را از زندگی در منطقهای صاف و هموار به خاطر میآورید. حدود 3 ساعت باید این وضعیت را تحمل کنید تا کار روز اولتان به پایان برسد، اما هنوز از دردناکترین لحظه این روز برای شما چیزی نگفتیم.
در همین لحظهها که مشغول بالا رفتن از شیب تند دامنه، هستید صدایی از پشت سر خودتان میشنوید و بعد سر و کله چند قاطر پیدا میشود که چندین کوله، پشت آنها قرار دارد و مشغول رفتن همان راهی هستند که شما طی میکنید. بعد نوشتهای را به خاطر میآورید که شب گذشته پشت شیشه پناهگاه رودبار دیده بودید و روی آن نوشته بود، قیمت قاطر از بریر به سرچال 15 هزار تومان. پس بهتر است از همان اول خوب حساب و کتاب کنید و با نگاهی به جیبتان و زور بازویتان، تصمیم بگیرید که از آن قاطرها استفاده کنید یا نه؟ در ضمن اگر تصمیم دارید از قاطرها استفاده کنید، این توصیه استراتژیک را به خاطر بسپارید که با صاحب قاطرها که از سالها پیش به کوهنوردان در صعود به قله کمک میکند. هیچ بحثی درباره قیمت، وزن کولهها یا حتی آب و هوا نکنید. چون او تنها فردی است که در آنجا قاطر دارد و تمام قوانین این کار را هم خودش وضع میکند. اگر میخواهید جانب احتیاط را رعایت کنید، میتوانید فرد خوش صحبت و خوشرویی را برای مذاکره با او بفرستید تا یک وقت در اثر نپسندیدن چهره او، بار شما روی زمین نماند.
ما همین چند هفته پیش که در آنجا بودیم چند نفری را دیدیم که به دلیل یکی از همین مشکلات بارشان روی زمین ماند و مشکلاتی برای صعود به قله پیدا کردند.
بعد از حدود 5 ساعت کوهنوردی، بالاخره گردنه را پشت سر میگذارید و اولین تصویر از دیواره سنگی سربهفلک کشیده علمکوه را میبینید. پناهگاه سرچال نیز در همین محل قرار دارد. چارهای ندارید، جز آن که شب را در آنجا بمانید. البته آنهایی که چادرهای ضد آب و قابل اعتماد دارند، 2 ساعت دیگر هم پیادهروی میکنند و به منطقه علمچال میرسند و در آنجا چادر میزنند. در این منطقه بقایایی از یک پناهگاه خرابه نیز وجود دارد که البته به هیچ دردی نمیخورد. اگر در پناهگاه ماندگار شوید، درمییابید که چرا نیازی نبود کله سحر راه بیفتید و کوهنوردی را آغاز کنید، چون مجبورید تمام بعدازظهر را در پناهگاه یا منطقه اطراف آن بگذرانید تا روز بعد که زمان اصلی صعود به قله است از راه برسد. احتمالا اولین چیزی که توجه شما را به خود جلب میکند، کثیف بودن پناهگاه است؛ چون به طور معمول انتظار میرود که کوهنوردان افرادی باشند که به طبیعت علاقه دارند و حاضر نیستند آن را آلوده کنند، اما خلاف این موضوع را در این محل شاهد خواهید بود. بیشتر کوهنوردها زبالههای خود را پشت پناهگاه میگذارند و زبالههای قابل بازگشت به طبیعت را هم هر جایی که به دستشان برسد، میریزند و کاری به این ندارند که چه منظره بدیعی از این زبالهها ایجاد میشود (حالا گیرم که به طبیعت هم برگردند).
اگر در روزهای تعطیلات یا تعطیلیهای آخر هفته، به علمکوه رفته باشید با گروههای فراوانی مواجه خواهید شد که از نقاط گوناگون کشور به این منطقه آمدهاند. جذابیتهای علمکوه، مجموعهای از فرهنگهای مختلف ایران را در یک جا جمع میکند تا یک شب را در کنار هم سر کنند؛ کرد، لر، ترک، فارس،اصفهانی، شمالی و تهرانی فرقی ندارند و همه در کنار این پناهگاه بزرگ سرمیکنند. پناهگاه سرچال که از 3 اتاق بزرگ تشکیل شده، تختهای 2 طبقهای دارد که در مجموع به راحتی میتوانند، حدود 80 نفر را جا دهند ضمن آنکه وقتی گروههای کوهنوردی بیشتری به پناهگاه میآیند، از کف آن نیز برای خوابیدن استفاده میشود. داخل پناهگاه سرچال وقتی که آفتاب غروب میکند، آرامآرام تاریک میشود و با چراغهایی که کوهنوردان به سرهایشان میبندند، تصور میکنید که در یک معدن تاریک حضور دارید. احتمالا به دلیل سروصدای گروههایی که در تمام ساعات شب میآیند یا میروند، خواب چندان راحتی نخواهید داشت. به هر حال صبح بعدی را باید هر چه میتوانید زودتر بیدار شوید، چون اصلا شبیه روزی نیست که پشت سر گذاشتید، این بار دیگر از استراحت خبری نیست.
در راه قله
کوهنوردان حرفهای در عرض 6 ساعت از سرچال به قله صعود میکنند، اما این مدت برای گروههای مختلف، به خاطر تواناییهای فیزیکی و تکنیکی آنها کاملا متفاوت است. در صبح روز اصلی صعود، بعد از پشت سر گذاشتن مسیری سنگلاخ به منطقه علمچال میرسید. این مسیر هر چند شیب چندانی ندارد، اما به دلیل سنگلاخ بودن، حرکت در آن دشوار است. در این منطقه چندین یخچال طبیعی وجود دارد که به حوضچههای نسبتا بزرگی شکل دادهاند و مناظر بسیار زیبایی نیز به وجود آوردهاند. از این محل عظمت دیواره علمکوه به خوبی مشخص میشود و حکمت نام آن را به خوبی خواهید فهمید. حالا دیگر کوهنوردان و سنگنوردان راهشان را از هم جدا میکنند.
سنگنوردان به سمت دیواره میروند تا یکی از مسیرها را برای صعود انتخاب کنند و کوهنوردان به سمت شرق میروند تا با صعود به گردنه «سیاهسنگ» از روی یال این قله به سمت علمکوه بروند. به بالای گردنه سیاهسنگ برسید، میبینید همان پرتگاهی که از آن بالا آمدید در سمت دیگر گردنه نیز وجود دارد و تمام امیدهایتان برای اینکه مسیر صعود از پشت یال بگذرد بر باد رفته. سختترین مرحله صعود به قله از همین جا شروع میشود؛ چون تا رسیدن به جانپناه علمکوه باید در تمام مسیر به قول کوهنوردها «دست به سنگ» حرکت کنید. به همین دلیل کوهنوردان بیشتر وسایل خود را در پناهگاه سرچال باقی میگذارند تا در زمان درگیری با سنگها، مشکلی برای آنها پیش نیاید. اگر شما ترس از ارتفاع دارید، توصیه میکنیم به هیچوجه از این جلوتر نروید؛ چون هم به خودتان ظلم میکنید و هم به آنهایی که همراه شما هستند و باید شما را در آن مسیر سنگی با خود ببرند. پس از حدود 2 ساعت صعود در میان سنگها به جانپناه کوچکی میرسید که پایینتر از «شاخک» ساخته شده. «شاخک»، قله سنگی دیگری است که روی یال سیاهسنگ به علمکوه وجود دارد اما نیازی نیست به آن صعود کنید و میتوانید با تراورس(حرکت افقی روی شیب کوه) خود را در مسیر قله قرار دهید. هنوز یک ساعت دیگر تا قله علمکوه راه دارید که شیب بسیار تندی دارد و مسیر آن، ریزشهای مداومی دارد.
از این ارتفاع میتوانید جبهه جنوبی صعود به علمکوه را ببینید که به دامنه سبزی منتهی میشود. از این دامنه، مسیر پاکوبی به سمت قله میآید که کمی بعد از جانپناه به همان راه شما منتهی میشود. این راه از منطقه حصارچال به قله میرود و راحتترین راه صعود به قله است. در مسیر حصارچال نیازی به درگیری با سنگ نیست و به افرادی که برای اولین بار به قله میروند، توصیه میشود از آن مسیر صعود کنند. البته مبدا صعود از حصارچال نیز همان رودبارک و پناهگاه فدراسیون کوهنوردی است. اما صبح روزی که با وانت به سمت کوه میروید، به جای منطقه بریر باید به حصارچال بروید و یک شب را در پناهگاه سپری کنید. به هر حال اگر از مسیر سرچال به قله آمدهاید، بهتر است زیاد به مسیر حصارچال فکر نکنید؛ چون با توجه به گذاشتن وسایلتان در پناهگاه سرچال هیچ چارهای ندارید جز اینکه از همان مسیر صعبالعبور سنگی به جای اولتان بازگردید. البته ناگفته نماند که ایستادن بر دومین نقطه مرتفع ایران لذتی دارد که تمام خستگی راه را از تنتان به در میکند و مناظر اطراف نیز حسابی حالتان را جا میآورد.
در مسیر بازگشت از قله با منظرههای زیبای هر دو دامنه جنوبی و شمالی مواجه خواهید شد که سختی راه برگشت را آسانتر از زمان صعود میکند. ضمن آنکه حتی در مرداد هم با دیدن دانههای برفی که در آن ارتفاع به سر و رویتان میبارد، بهتزده خواهید شد. در آن ارتفاع حتی ابرها هم زیر پای شما قرار میگیرند.
دیو سپید
دماوند: دماوند کوهی در شمال ایران است که به عنوان بلندترین کوه ایران و بلندترین آتشفشان خاورمیانه شناخته میشود. این کوه در قسمت مرکزی رشتهکوه البرز در جنوب دریای خزر و در بخش لاریجان شهرستان آمل قرار دارد.
این قله که از نظر تقسیمات کشوری در استان مازندران قرار دارد در هوایی صاف و آفتابی از شهرهای تهران، ورامین و قم و همچنین کرانههای دریای خزر قابل رویت است نزدیکترین شهر بزرگ به این کوه لاریجان است. از دماوند در اساطیر ایران هم نام برده شده و شهرتش بیش از هر چیز به خاطر این است که ضحاک (پادشاهی ستمگر و اژدهاش) در آن به بند کشیده شد.
در آثار ادبی فارسی نیز فراوان به این اسطوره و به طور کلیتر کوه دماوند اشاره شده است. در دامنه دماوند چشمههای آب گرم مختلفی وجود دارد که معروفترین آنها اریجان، اسک و وانه است. برای رسیدن به این قله 5671 متری مانند تمامی کوهها از هر مسیری میتوان پیش رفت ولی شناختهشدهترین آنها این جبههها هستند: جبهه شمالی؛ مسیر صعود این جبهه از میان دو یخچال سیوله (سمت راست) و دوبی سل (سمت چپ) صورت میگیرد. جبهه شمال شرقی؛ پناهگاه تخت فریدون در این مسیر قرار دارد. جبهه جنوب غربی؛ پناهگاه سیمرغ در این مسیر قرار دارد. جبهه جنوبی؛ از سمت جنوب شرقی کوه. پلور، رینه، گوسفند سرا و بارگاه سوم در این مسیر قرار میگیرند. آسانترین این مسیرها جبهه جنوبی و سختترین آنها جبهه شمالی است. 3 جبهه شمالی، جنوبی و شمالشرقی در نزدیکی روستاها قرار گرفتهاند و همچنین همگی دارای جانپناه در میان راه هستند.
دیو سیاه
علمکوه: منطقه تخت سلیمان (علمکوه) واقع در سلسله جبال البرز است. این ناحیه بزرگ کوهستانی با داشتن حدود 200 قله بالای 4000 متر از شمال به سواحل دریای مازندران و از غرب به دره رودخانه کرج چالوس از شرق به منطقه الموت و 3 هزار و از جنوب به منطقه طالقان محدود میشود. پاییز و زمستان علمکوه مواجه با برف بسیار سنگین و طوفان و بوران و ریزش متوالی بهمنهای سنگین همراه است بهار هر سال نیز این وضعیت ادامه دارد و در تابستان هوا معتدلتر میشود.
این قله از شمال به شانه کوه و از جنوب به قلل خراسان ختم میشود و قله سیاهسنگ در سمت شرق این قله واقع است. در این قله در 4 جهت مختلف؛ 4 یخچال معروف وجود دارد: در شمال یخچال علم چال، در شمالغربی یخچال شمالغربی علمکوه، در غرب یخچال هفتخان و در جنوب هم یخچال خرسان. بلندترین و بزرگترین دیواره ایران در علمکوه واقع است که ارتفاع دیواره از سطح یخچال 800 متر است.
قله علمکوه به ارتفاع 4850 متر دومین قله بلند ایران بعد از دماوند است. این قله در منطقهای از البرز به نام رشته کوه تخت سلیمان قرار دارد و تنها نقطهای از ایران است که از لحاظ زمینشناسی میتوان یخچالهای قدیمی را در آن مشاهده کرد.
دیو آتشفشان
سبلان: قله سبلان با ارتفاع 4811 متر بعد از دماوند و علمکوه، سومین قله مرتفع ایران محسوب میشود. سبلان آتشفشانی خاموش است که شکل تقریبا مخروطی دارد و اکثرا از برف و یخ پوشیده شده است و چشمههای آب گرم و سرد معدنی فراوانی دارد. این قله، بلندترین کوه استانهای آذربایجان غربی و شرقی محسوب میشود. کوهستان عظیم و آتش فشان سبلان که به زبان آذری ساوالان خوانده میشود از کوههای متعدد بلندی چون صائین، نرمیق، قوشه داغ، و... تشکیل شده است. دامنههای این کوهستان در بخش مرکزی از چهارسو به شهرستانهای مشکین شهر و اهر در شمال، تبریز در مغرب، سراب در جنوب و اردبیل در شرق مشرف است.
سبلان به شکل مخروط زیبایی است و دهانه آتشفشان خاموش آن در حال حاضر به صورت یک دریاچه درآمده. اطراف این دریاچه در تمام سال پوشیده از برف و یخ است. قله اصلی یا آتشفشان آن به نام سلطان ساوالان خوانده میشود. کوهستان ساوالان از کانونهای مهم آبگیر دائمی رودهای آذربایجان است. دامنههای شمالی آن به دره رود قرهسو و اهرچایی و دامنههای جنوبی آن به شاخههای آجیچای منتهی میشود. بنابراین سبلان بخش عمدهای از آبهای حوضه رود ارس و دریاچه ارومیه را تامین میکند در دامنههای سبلان چشمههای فراوان آب گرم وآب سرد معدنی وجود.
باقر قبادی