از این کاروان ضعیفتر، تیم ورزشکاران ایران در سئول بوده است که پس از دو دوره غیبت (1980 مسکو و 1984 لسآنجلس) در المپیک حضور یافت و با یک مدال نقره به خانه برگشت. پس از آن وضعیت ورزشکاران ایرانی در هر دوره نسبتا بهتر شد تا بازیهای 2004 المپیک آتن که ایران با دو مدال طلا، دو نقره و دو برنز در جایگاه بیست و نهم قرار گرفت. تیم ایران به یمن مدال طلای هادی ساعی در پایان رقابتهای پکن به مکان پنجاه و یکم دست یافت و اگر این مدال نبود با برنز مراد محمدی باید جایگاه هشتاد و یکمی را در قعر جدول با کشورهایی چون توگو و افغانستان تقسیم میکرد.
در حالی که مردم و رسانهها نتایج کاروان ایران را «خجالتآور» و «تحقیرکننده» میخوانند، اما همچنان علیآبادی در گفتگویی که با ایسنا انجام داده، معتقد است: «ایران در بازیهای المپیک ناکام نبوده است.» توجیه جناب آقای علیآبادی هم مشخص است: «اگر قرار است در المپیک موفق شویم باید از محدودیت نیروهای انسانی خارج شویم. در طول تاریخ المپیک تنها در 3 رشته مدالآور بودهایم و ورزشکاران المپیکی این رشتهها باید از تمام توان خود استفاده کنند، بنابراین هر لحظه احتمال آسیبدیدگی و خارج شدن از رده برای آنها وجود دارد بنابراین باید به فکر جایگزین مناسب برای آنها باشیم.» علیآبادی، رئیس سازمان تربیت بدنی گفته است که 3 سال، زمان زیادی برای متحول کردن ورزش نیست، ولی این را نگفته است که در 3 سال میتوان چنان مدیریتی به خرج داد که آن 6 مدال المپیک گذشته هم به باد رود و به خاطرهای در دوردستها تبدیل شود.
رئیس سازمان تربیت بدنی پس از بازیهای آسیایی دوحه مدعی شده بود که ایران در بازیهای آسیایی 2010 سوم میشود. آیا واقعا قرار است ایران بیاید جای کره جنوبی و ژاپن را که در المپیک هفتم و هشتم شدهاند، بگیرد؟ اگر به این نکته توجه شود که قزاقستان، مغولستان، تایلند، کره شمالی، آذربایجان، ازبکستان، اندونزی و هند هم بالاتر از ایران قرار گرفتند، چگونه میتوان سوم یا چهارم شدن در آسیا را باور کرد؟