حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
هر یک از نقشهای فوق در ارتباط با نقش مقابل خودش حیات پیدا میکند و تعریف میشود، مثلا نقش برادری با نقش خواهری قابل تعریف است، نقش مادری با نقش پدری. چه بسا که دو نفر دارای نقش زن و شوهری باشند، ولی پدر و مادر نباشند یا چه بسا که پسری نقش فرزندی داشته باشد، ولی چون برادر یا خواهری نداشته نقش برادری شامل حالش نشود.
در نظام اجتماعی خانواده هر کدام از نقشها حقوق و وظایفی را برای نقش مقابل خود قایل هستند.
مثلا نقش زن (همسر) وظایفی را در ارتباط با نقش شوهر دارد و در قبال وظایفی که انجام میدهد، طبعا انتظاراتی نیز از آن نقش (شوهری) خواهد داشت و تا زمانیکه انتظاراتش به صورت تمام و کمال برآورده نشود درست به وظایفش عمل نخواهد کرد و این آغاز ایجاد ناسازگاری در خانواده خواهد بود که از دیدگاه شاعران پنهان نمانده است، مثلا در بیت زیر شاعر به طلاق عاطفی زن و شوهر اشاره دارد.
هر دو پیش هم اما دور از همیم آخر
تو مرا نمیفهمی، من ترا نمیدانم
یا در ابیات زیر شاعر گلایههای یک زن را از شوهرش مورد توجه قرار داده و به رشته نظم درآورده است.
تو که درد مرا نمیدانی
از چه حرف مرا نمیخوانی
عاقبت میکشی مرا ای مرد
از لجاجت، ز روی نادانی
برعکس در ابیات زیر مرد ضمن توجه به ظاهر زیبای زن، او را به خاطر صفات نکوهیدهاش مورد خطاب و عتاب قرار میدهد.
ای زن، ای آنکه مثل گل نازی
از چه رو این چنین تو لجبازی
سنی از تو گذشته است آخر
پسرت آمده ز سربازی
دست از مکر و کینهات بردار
و نرقصان مرا به هر سازی
به هر حال نقشهای زن و شوهر مکمل هم بوده، ولی در ادبیات رسمی به دلیل تابوهای فرهنگی این دو نقش و روابط بین آنها کمتر مورد توجه قرار گرفته، ولی در ادبیات غیررسمی جایگاه ویژهای دارند.
معصومه منصوری جوشقان
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....