در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اروپا نباید در این مورد دچار توهم باشد و باید شروع به آماده کردن خود کند اما در شرایطی که اتحادیه اروپایی درباره کاری که باید انجام دهد ، فکر میکند واقعگرایی مبتنی بر خونسردی و نه واکنشهای دیوانهوار افراطی باید اساس کار باشد.
متاسفانه برابر دانستن اوضاع کنونی در قفقاز با حمله سال 1968 اتحاد شوروی به چکسلواکی گواه اینگونه واقعگرایی نیست. نه غرب و نه ناتو تهدید تعیینکننده استراتژیکی که در برابر روسیه قرار گرفته باشند به شمار نمیآیند.
این تهدید از جنوب و خاور دور به ویژه از ابرقدرت در حال ظهور یعنی چین میآید. علاوه بر این قدرت روسیه به هیچ وجه با قدرت اتحاد شوروی سابق قابل مقایسه نیست.
در واقع روسیه از نظر جمعیتی در حال افول است و جز صادرات مواد اولیه چیز چندانی برای ارائه به اقتصاد جهانی ندارد. با وجود افزایش درآمدهای حاصل از نفت و گاز ، ساختارهای زیربنایی آن توسعه نیافته است و تا امروزی شدن اقتصادش آن راهی طولانی باقی مانده است.
نظام سیاسی و حقوقی آن نیز اقتدارگرایانه و مستبدانه است و مسائل متعدد مربوط به اقلیتهای آن حل نشده باقی مانده است.
در نتیجه چالش کنونی روسیه با تمامیت ارضی گرجستان ممکن است در آیندهای نه چندان دور اشتباهی شدید از آب درآید. باتوجه به این ضعف های ساختاری، پذیرش اندیشه یک جنگ سرد جدید گمراهکننده است.
جنگ سرد، مسابقه مقاومتی بین دو رقیب نیرومند بود که سرانجام طرف ضعیفتر ناچار به تسلیم شد. روسیه توانایی و ظرفیت انجام مبارزهای دیگر از آن نوع را ندارد.
با وجود این روسیه جدید به عنوان یک قدرت بزرگ احیا شده خواهد کوشید بر حوزه نفوذ و نقش خود به عنوان یک قدرت جهانی در زمینه انرژی تمرکز کند و از امکانات خود در مقیاسی جهانی برای محدود کردن قدرت آمریکا استفاده کند.
با این حال روسیه قادر نخواهد بود به طور جدی با ایالاتمتحده یا در آینده حتی با چین به روشهایی که اتحاد شوروی زمانی میکرد، مبارزه کند.
حالا روشن است که روسیه درآینده یک بار دیگر منافع حیاتی خود را به ویژه در «خارج نزدیک» خود با نیروی نظامی پیگیری خواهد کرد اما اروپا دیگر هرگز نباید احیای سیاست ابرقدرتی روسیه را بپذیرد. سیاستی که براساس این اندیشه عمل میکند که قدرت، حق دارد و درست عمل میکند.
در واقع در اینجا است که مقابله تازه روسیه با غرب شروع میشود زیرا اروپای جدید براساس اصل نقضناپذیری مرزها، حل مسالمتآمیز مناقشات و حکومت قانون استوار است لذا نادیده گرفتن این اصل برای منافع بخشهای نفوذ امپریالیستی موجب انزوا خواهد شد اما توسعه بیشتر ناتو به شرق فقط در برابر مقاومت شدید روسیه ممکن خواهد بود.
اگر چه این نوع سیاست به هیچ وجه امنیت بیشتر به وجود نخواهد آورد زیرا ایجاب میکند وعدههایی داده شود که در موارد اضطراری به آنها عمل نخواهد شد همچنان که امروز در گرجستان میبینیم.
غرب مدتها است که بهبود توانایی روسیه را نادیده گرفته و آماده نبود عوارض این کار را بپذیرد. اما نه فقط روسیه بلکه تمام جهان تغییر کرده است. نومحافظهکاران آمریکا بخش بزرگی از قدرت و اقتدار اخلاقی کشور خود را با جنگی بیهوده در عراق تلف ، و تنها قدرت جهانی غرب را ضعیف کردهاند.
چین، هند، برزیل، روسیه و خلیجفارس امروز مراکز جدید رشد اقتصاد جهانی هستند و به زودی مراکز قدرتی خواهند شد که باید به عنوان رقبایی جدی روی آنها حساب کرد.
با توجه به این واقعیت، تهدید اخراج از گروه هشت کشور صنعتی برای روسیه اهمیت چندانی ندارد. عدم اتحاد و ناتوانی اروپا این تصویر از غربی را که تا حدی تماس خود را با واقعیات ژئوپولیتیک از دست داده، مشخص میکند.
واکنش نسبت به بازگشت سیاست ابرقدرتی امپریالیستی روسیه ارتباطی با مجازات روسیه ندارد، همچنان که ارتباط چندانی با ایجاد مواضع قدرت ذاتا غربی، به ویژه اروپایی، ندارد.
کاملا آشکار است که برای نخبگان روسیه ضعف و همکاری نمیتوانند در کنار هم باشند بنابراین، هر کس خواهان همکاری با روسیه است ، کاری که به نفع اروپا است، باید قوی باشد.
این درسی از خشونت در قفقاز است که اروپا باید حتما آن را به خاطر بسپارد.
یوشکا فیشر
وزیر امور خارجه پیشین آلمان
مترجم: علی کسمایی
منبع:گاردین
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: