بیشترین اتفاقات و حوادث قصه در فضای ساختمانی پیش میآید که چند خانواده در آن زندگی میکنند. قصه پیچیدگی خاصی ندارد و شخصیتها نیز مبهم نیستند. داستانهای هر بخش از این سریال عموما به موضوعات و مباحث روز و اجتماعی باز میگردد و در تمام آنها بستر نگاه خانوادگی و روابط زناشویی نهفته است. با آن که هر بخش از سریال همسایهها یک داستان مجزا دارد، اما در عین حال تماما برگرفته از اصل و محور کلی است. قصهها هیچگاه مجزا از محور ماجرای اصلی رقم نمیخورد و این علاوه بر وجود تفکیک هر قسمت یک بستر از داستان کلی حکایت دارد. خانوادههایی که در این ساختمان درکنار هم زندگی میکنند، خانوادههای عمومی در سطح کلی جامعه هستند، به عبارت دیگر کارگردان یک وضعیت لوکس و خاص را طراحی نکرده و هر آنچه در وضعیت کلی در بستر جامعه دیده، روایت کرده و با روایت صادقانه کاملا از غلو و بیان یک زندگی آرمانی پرهیز کرده است.
دغدغههای ترسیم شده کارگردان در داستان همسایهها عموما بیکاری، گرانی و تورم، اجارهنشینی، نگرانی از آینده، ازدواج، رفاه طلبی، خودبینی، مردمداری و... بوده و سعی کرده در بسیاری از موارد تواما همه را به پیش ببرد و تا حدودی نیز موفق بوده. در ترسیم اولیه خانوادههای این ساختمان که شاکله اصلی ماجراها را ترسیم خواهند کرد، اول خانواده فرنگیس و رضا معرفی میشوند، رضا که مجرد است و به همراه مادرش در این ساختمان هستند.
فرنگیس (مادررضا) با خیاطی امرار معاش میکند و در این طراحی در تمامی قصهها، فرنگیس به عنوان حکم و معقولتر از بقیه معرفی میگردد. نگاههای متفاوت بین این مادر و پسر از نقاط قوت، همسایهها است، اختلاف سلیقه در نوع کلام، پوشش و حتی ازدواج به دقت طرح گشته، به طوری که این تضاد کاملا مشهود است. در کنار این خانواده، خانواده جهانگیر و محبوبه معرفی میشوند، جهانگیر که راننده تاکسی است و در نوع برخورد و رفتارش، نوعی جوانمردی و در عین حال تحکم به چشم میخورد، نگرانی او از سرکار رفتن همسرش و دغدغهاش برای یگانه دخترش، مینا کاملا دیدنی است.
در تعریف این خانواده اختلاف نگاه بین جهانگیر و محبوبه کاملا مشهود است، اما کوتاه آمدن یکی به خاطر تداوم زندگی در تمام قصهها آشکار است. خانواده سوم؛ خانواده امید است، امید که یک نویسنده است بیشتر اوقات به همراه همسرش ستاره، در خانه است، اختلاف سلیقه و برخوردهای متکبرانه ستاره اکثرا منجر به تلاطم کانون خانوادگی آن دو شده. طراحی این شخصیتها با توجه به گستردگی موضوعی بوده، کارگردان با قراردادن هر یک از شخصیتها به عنوان شخصیت کلیدی توانسته، تعدد داستانها را پیریزی نماید. حتی برای مینا، دختر جهانگیر نیز کاملا مشخص است که جایگاه خاصی را پیریزی کرده. نگرانی آنها از تخلیه و ورود مالک خانه، سبب روانتر شدن داستان «همسایهها» گشته. نکته قابل تامل دیگر در این سریال نقش آفرینی بازیگران این مجموعه است. انصافا بازیگران، کاملا و با دقت شخصیتها را بروز میدهند. این امر بهگونهای است که هیچ وضعیت تصنعی و ساختگی در آنها دیده نمیگردد. همسایهها با اینکه سالهای گذشته نیز پخش و حتی تکرار نیز گشته، باز دیدن مجدد آن خالی از لطف نیست.
لیدا میرعلی تهامی
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)