تدوین در مستند تلویزیونی‌

تلویزیون و فیلمسازی ویدیویی فرآیند مستندسازی را دگرگون کرد. پیش از آن‌که دوربین‌های ویدیویی با امکانات گسترده و بی دردسر فیلمبرداری به بازار بیایند مستندسازی متکی بود بر گزینش انتخابگرانه صحنه‌ها برای فیلمبرداری که به موجب آن مرحله مهم بعدی یعنی تدوین با طرحی از پیش تعیین شده صورت می‌گرفت و گزینه‌های انتخاب متعدد پیش روی تدوینگر قرار نداشت.
کد خبر: ۱۹۸۹۶۴

 به دلیل محدودیت‌های فیلمبرداری، کارگردان مستند از لحظه فیلمبرداری کارگردان بود تا پایان تدوین نماها و آماده شدن فیلم برای نمایش. امروزه اما وضعیت به‌گونه دیگری است. امکان گسترده و بدون محدودیت فیلمبرداری حتی از غیرمعمول‌ترین زوایا و با کمترین هزینه، موجی از تصاویر گوناگون فیلمبرداری شده، راش‌های آرشیوی فراوان و متریال اولیه غیر قابل تصوری از نماهای تصویربرداری شده پیش روی تدوینگر قرار می‌دهد و از این رو دیگر نمی‌توان کارگردانی مستند را کارگردانی در حین فیلمبرداری نامید. حالا آنچه اهمیت دارد، تدوین است. کارگردان مستند تلویزیونی را بی‌اغراق می‌توان تدوینگر دانست. دیگر کار تدوینگر (همچون تدوین فیلم سینمایی داستانی) همسویی با فکر کارگردان به هنگام فیلمبرداری صحنه‌ها نیست بلکه عمدتاً  به جز ایده اولیه و انتخاب سوژه   از همان ابتدا فکر کارگردان در همین اتاق مونتاژ مجال پیاده شدن پیدا می‌کند.

شایان ذکر است مراد از مستند تلویزیونی نمونه‌هایی است که با پخش زنده ارتباطی ندارند. کارگردانی برنامه‌های پخش مستقیم و مسابقات ورزشی مقوله جداگانه‌ای است که در این بحث جای نمی‌گیرد چراکه هرچقدر اینجا تدوین پس از فیلمبرداری نقش تعیین کننده دارد آنجا دکوپاژ هنگام فیلمبرداری است که حائز اهمیت است.

 زمانی بود که تدوینگر کارش پیراستن و جداکردن نماهای اضافی برای به دست آوردن منطق روایی مورد نظر بود.
این کار روی میز فرمان تدوین فیلم (console) انجام می‌شد. حلقه‌های فیلم را می‌بریدند، به هم می‌چسباندند و حلقه‌های جدیدی درست می‌کردند. این نحوه تدوین چند حسن داشت. اول این‌که وقتی فیلم‌های اضافی کنار گذاشته می‌شد زمان و انرژی بیشتری صرف کلنجار رفتن با فیلم‌های ضبط شده اندکی می‌شد که فیلم قرار بود بر آنها متکی باشد. ویژگی دیگر ریسکی بود که می‌بایست برای برش فیلم‌ها صورت می‌گرفت. کار یک بار بود و امکان قطعه قطعه کردن فیلم‌ها برای آزمودن نتایج مختلف وجود نداشت. این عامل باعث می‌شد تدوینگر قبل از برش یکی دو بار تمام فیلم ضبط شده را نگاه کند و ماده اولیه کارش را بهتر بشناسد. اما امروزه دیگر با امکانات تدوین ویدیویی باید تدوین را آرایش نامید تا پیرایش. نه فقط انتخاب اولیه فیلم به دلیل وجود گزینه‌های تصویربرداری شده فراوان غیر قابل قیاس با گذشته است، که هر آزمون و خطایی در فرآیند تدوین نه فقط با ریسک همراه نیست که دیگر خلاقیت به جای تفکر و بذل اندیشه قبلی با مشاهده و اتفاق همردیف شده است. اینها اقتضای زمانه اند و فایده‌ای ندارد که ثابت کنیم روش قبلی بهتر بود یا این روش. فعلا چاره‌ای از وضعیت فعلی نیست. اما دست کم می‌توان در تکنیک امروزی غرق نشد و کنترل شده آن را به کار گرفت. به نظر می‌رسد در بهترین حالت کارگردان مستند تلویزیونی کسی است که هم هنگام فیلمبرداری، گزینش شده  البته نه به محدودیت گذشته  عمل می‌کند، هم برای تدوین فکر از پیش مشخصی دارد و هم از امکانات مونتاژ امروزی استفاده می‌کند تا زوایای پنهان احتمالی را هم امتحان کرده باشد و بتواند تصمیم کامل‌تری برای چینش هدفمند نماها اتخاذ کند. در این صورت است که در برابر شیرینی شیوه امروزی تدوین که به بازی کامپیوتری جذابی شبیه است، مغلوب نمی‌گردد و خلاقیتش در فراوانی امکانات تکنولوژیک گم نمی‌شود.

درباره بایدها و نبایدهای امروزی تدوین مستند سخن بسیار است و دیگران بهتر و کاملتر و جامع‌تر به آن پرداخته‌اند.  از این رو در اینجا بخش‌هایی از کتاب ارزشمند «ساختن فیلم مستند» نوشته باری همپ ترجمه جمال آل‌احمد را که با نثری روان و ساده فهم نگاشته شده و مهم‌تر از آن به نوعی فوت کوزه‌گری در فرآیند ساخت مستند است با هم مرور می‌کنیم:

هفت گناه تدوین‌

 بعضی چیزها مستند را از تحقیق جذاب درباره موضوعی مهم به چیزی کاملا متفاوت تبدیل می‌کنند:

مستند بیش از حد طولانی است: بیشتر مستندها بیش از حد طولانی‌اند.  زمانی به این نتیجه می‌رسید که مستند خاتمه یافته است. دوباره آن را مرور و ده درصد از آن را حذف کنید. از نتیجه کار حیرت خواهید کرد.

اتکا به صدا برای انتقال معنی:  صدای خوب همیشه نعمت است، اما مستند تجربه‌ای دیداری است. مستند را برای تفهیم منظورتان به مخاطب تدوین کنید، آنگاه خواهید دید چندان نیازی به گفتن ندارید. اتکا به کلمات، مستند را کند و طولانی می‌کند. به همین دلیل است که نباید گفتار را تا شروع برش نهایی بنویسید.

استفاده از تصاویر نامناسب: استفاده از تصاویر نامناسب معمولا نتیجه اتکا به گفتار به جای دیدار است.

تکرار بی دلیل نما: شاید یک نما را دوست داشته باشید یا برای تدوین معقول به نمایی احتیاج داشته باشید. تکرار نما برای مخاطب به معنای اهمیت آن است. مواظب باشید مخاطب را با تکرار نماهای غیر مهم گیج نکنید.

ساختار کاذب یا برش لوس: ساختار کاذب یعنی اینکه نماهای مشابهی را نمایش دهید که ارتباطی با هم ندارند.

اگر ناگهان این جمله را گفتید که «آره، این برش تیز است» می‌فهمید ساختاری کاذب درست کرده‌اید.

میکی موس کردن موسیقی: قطعه‌ای موسیقی پیدا کرده‌اید و با خود می‌گویید: «فکر خوبی پیدا کردم. هر نما را با ضرب‌آهنگ نزولی برش می‌دهم.» این کار را نکنید.

گفتگو کنندگان: گرفتن تصاویر متعدد از چهره افراد در حال گفتگو خیلی ساده است، اما انتخاب زمان استفاده از آنها مشکل. چهره شخصی که صحبت می‌کند در واقع اصلا برای مخاطب جالب نیست. گفتگو کنندگان اکثر مواقع مستند را کند می‌کنند.

 در پایان نیازی به مثال آوردن از تولیدات مستند تلویزیونی ایرانی برای اثبات گنهکار بودن دیگران نیست! بهتر است خودمان این توصیه‌های دست اول را آویزه گوش قرار دهیم و با وسواس و آگاهی بیشتری دست به تولید برنامه بزنیم.

آزاد جعفری‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها