از آنجایی که تعداد گوشیهای مورد درخواست مرد جوان زیاد بود و من هم سود زیادی میکردم، سعی کردم او را راضی نگه دارم و با دادن تخفیفهای کلان مرد جوان راضی شد از من خرید کند.
شاکی ادامه داد: قرار شد گوشیهایی که پسندیده بود بستهبندی کنم. مرد جوان کمی به من بیعانه داد تا فردای آن روز بیاید و گوشیها را ببرد. روز قرار وی 7 میلیون تومان تراولچک آورد. من هم قبول کردم و از او خواستم اسم و مشخصات خودش را پشت تراولها بنویسد و بعد گوشیها را ببرد، او هم قبول کرد.
وی گفت: گوشیها را تحویل دادم و تراولها را گرفتم. مبالغ تراولها بالا بود و اکثر آنها 500 هزار تومانی بود.
تراولها چند روزی در مغازه ماند تا این که تصمیم گرفتم آنها را به حساب خودم بگذارم چون چک داشتم و میخواستم با این تراولها آن را پاس کنم. وقتی تراولها را به بانک تحویل دادم به من گفتند همه آنها جعلی است و با مرکب و کاغذ معمولی این تراولها درست شده است.
با شکایت مرد جوان، تحقیقات متخصصان و کارشناسان جعل روی تراولها آغاز شد و پلیس دریافت این تراولها با پرینتر معمولی و از طریق کامپیوتر طراحی و چاپ شده است، پلیس شماره تلفن و آدرس مرد کلاهبردار را مورد بررسی قرار داد و مشخص شد این آدرس متعلق به یکی از آشنایان مرد جاعل است و وی خودش به یکی از شهرستانها متواری شده است.
با ترفندهای پلیسی، ماموران موفق شدند اعتماد متهم را جلب کرده و از طریق دوست متهم با او قرار بگذارند. در این قرار صوری مشخص شد متهم در شهرستان بیرجند مخفی شده است. زمان قرار پلیس در محل حضور یافت و متهم را که عرفان نام دارد بازداشت کرد.
متهم به جعل و کلاهبرداری اعتراف کرد و گفت: چکپولها را خودم درست کرده بودم و تصمیم گرفتم با چکپولهای تقلبی چیزی بخرم و بفروشم. چند مغازه رفتم، اما فروشندهها شک کردند و به همین خاطر من هم اصرار نکردم و از مغازه خارج شدم، اما وقتی به مغازه موبایلفروشی این مرد رفتم از آنجایی که قصد داشتم زیاد خرید کنم مرد فروشنده خوشحال شد.
متهم ادامه داد: من چندین بار به مغازهها رفته بودم و تقریبا یاد گرفته بودم چطور صحبت کنم تا کسی به من شک نکند. مرد موبایلفروش هم جوان و کمتجربه بود به همین خاطر وقتی گفتم که میخواهم 7 میلیون تومان خرید کنم، خوشحال شد و تخفیف ویژهای هم داد. با این حال زیاد اطمینان نکردم، کمی بیعانه گذاشتم و به این بهانه که همه پول را به همراه ندارم گفتم فردا مراجعه میکنم. قصد داشتم اگر مرد فروشنده به پلیس خبر داده بود یا رفتار مشکوکی داشت از محل فرار کنم. روز حادثه صبح بود که به سمت مغازه موبایلفروشی حرکت کردم. نزدیک که شدم اول خوب موقعیت را مورد بررسی قرار دادم و وقتی مطمئن شدم کسی در محل نیست وارد مغازه شدم.
وی گفت: کمی مضطرب بودم به همین خاطر چکپولها را خیلی سریع دادم که گوشیها را تحویل بگیرم. در همین لحظه بود که مرد موبایلفروش کمی شک کرد و به من گفت که پشت چکها را امضا کنم. من هم نام و شماره دوستم را نوشتم که باعث دستگیریام شد.
تحقیقات از متهم درخصوص این که آیا جعلهای دیگری انجام داده یا خیر ادامه دارد.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)