خواندنی هفته

قصه‌گو قصه بگو

«قصه و قصه‌گویی در اسلام» عنوان کتابی است که ما برای این هفته شما انتخاب کرده‌ایم. این کتاب ترجمه‌ای است از کتاب اقصاص و المذکرین اما ابوالفرج عبدالرحمن ابن جوزی که دکتر مهدی محبتی آن را ترجمه کرده است.
کد خبر: ۱۹۸۰۴۱
در فرهنگ گذشته و گذشته فرهنگی ما با وجود و حضور هزاران قصه و قصه‌گو، کمتر کتاب و رساله‌ای دیده می‌شود که به صورتی جامع و دقیق به این مساله پرداخته باشد و درباره مبانی نظری قصه، سیر تحول قصه، طلوع و افول آن در فرهنگ اسلامی  ایرانی، مهم‌ترین قصه‌ها و قصه‌گویان، شاخص‌ترین قلمروهای قصه‌گویی و آسیب‌شناسی قصه بحث کرده باشد. ظاهرا مترجم نیز به همین دلیل و به خاطر اهمیت این گونه مباحث و نیاز شدید سنت ادبی  ایرانی ما به آن و نیز نبود کتابی جامع در باب مبانی تئوریک قصه از دیدگاه قدما این کتاب را برای ترجمه انتخاب کرده است. این کتاب به گفته مترجم مهم‌ترین کتاب درباره مبانی نظری قصه در فرهنگ مسلمین و نیز سنت ادبی  ایرانی ماست که می‌تواند نیروهای صاحب‌نظر را در درک و تحلیل بهتر و عمیق‌تر سنت و ارتباطش با روزگاران مدرن یاری‌ کند تا درباره بن‌بست فرهنگی و ادبی زبان فارسی راه‌ها و شیوه‌های تازه‌ای برگزینند وطرحی نو  هر چند کوچک و ابتدایی خصوصا در باب قصه و نظریه رمان  دراندازند. این کتاب از 4 بخش تشکیل شده که به ترتیب عبارتند از: «سیر تحول قصه و قصه‌گویی در اسلام»، «ابن جوزی و کتاب اقصاص و المذکرین»، «ترجمه کتاب القصاص و المذکرین» و بخش چهارم فهرست‌ها و منابع. شاید فکر کنید خواندن این کتاب کار سختی است یا اصلا شما را به این چیزها چه کار؟ ولی اگر واقعا سودای قصه‌نویسی در سر دارید یا لااقل از خوانندگان حرفه‌ای رمان هستید، بهتر است این کتاب را حتما بخوانید. چون خواندن این کتاب این آگاهی را به شما می‌دهد که از پیشینیه قصه‌گویی در فرهنگ ایرانی و اسلامی ما اطلاع حاصل کنید و همین آگاهی به شما کمک می‌کند با اشراف بیشتری به مقوله داستان نگاه کنید.

این کتاب یک بخش جالب دارد که در مورد کردارهای قصه‌گویان، شنوندگان و... صحبت می‌کند و درباره قصه‌‌گویان بدعت‌گزاری است که سزاوار نکوهش شدند. بخشی از آن را می‌خوانید: «ازجمله کرده‌های اینان یکی این بود که منبرهای تنگ و سخت و در عین حال رنگارنگ مانند گور ساختند و سجاده‌ها را با میخ به دیوارهای مساجد آویختند نظیر کسانی که دیواراها را با پارچه‌های چشم فریب زینت می‌کنند تا در دل‌های شنوندگان هیبت قصه‌گو بیشتر شود و از کسی که بر چوب خشک خالی ایستاده بیشتر به چشم آید و کارش بگیرد... همچنین در کتابی که عزیزی تصنیف کرده دیدم که بعضی قصه‌گو‌ها از روغن و زیر بخور به خود می‌دهند تا صورتشان زرد به چشم آید... .
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها