گفت‌وگو با عبدالرضا اکبری به بهانه حضورش در سریال عملیات 125

نگاهم مرا لو می‌دهد...

حرفه‌اش را دوست دارد، برای همین هم فراز و فرودهای کارش را می‌پذیرد و تحمل می‌کند. شاید بتوان گفت او یکی از بازیگرانی است که به واسطه حضورش در کارهای مختلف تلویزیونی و سینمایی، توانسته نقش‌های متنوعی را تجربه کند. از پدر متفاوت سریال اغما گرفته تا نقش امام‌ره‌ در فرزند صبح. هنوز هم وقتی درباره کارهایش صحبت می‌کند، شوق روزهای اول را می‌توان در چشمانش دید. با اکبری به بهانه‌ حضورش در سریال عملیات 125 گفتگو کردیم. بازی در این مجموعه، سومین تجربه همکاری با بهروز افخمی را برای عبدالرضا اکبری رقم زده است.
کد خبر: ۱۹۷۹۱۸

به عنوان یک بازیگر چقدر در زندگی هنری‌یتان  اوج و فرود را تجربه کرده‌اید؟

کلماتی زیبایی را به کار بردید. هر کسی به نحوی در زندگی‌اش، اوج و فرود را تجربه می‌کند و در غیر این صورت قطعا زندگی یکنواختی خواهد داشت، آن هم بدون هیچ‌گونه چشم‌اندازی به آینده. بنابراین زندگی آدم‌ها، از همین اوج و فرودها تشکیل می‌شود. من هم به عنوان یک انسان و یک بازیگر چنین تجربه‌ای داشته‌ام؛ گاهی در اوج شدت بودم و گاهی در فراموشی محض.

زمانی که در فراموشی بودید، چقدر از این سکوت و آرامش استفاده کردید؟

همه ما وقتی کاری را شروع می‌کنیم، خواه‌ناخواه کارمان دچار سرعت می‌شود، یک زمانی من هم دچار سرعت شده بودم تا این که فراموشی و به عبارتی بیکاری ایستگاهی شد برای نفس کشیدن و تجدید قوا کردن. سعی کردم از این سکوت استفاده کنم و با توجه به تجربیات گذشته توانستم نگاه دقیق‌تری به‌ آینده بیندازم.

پس بیکاری و به عبارتی فرود هنری، شما را به انزوا سوق نداد؟

خیر. گاهی، موانع لازم هستند چون انسان را به فکر وادار می‌کنند. ضمن این‌که در سکوت می‌توان جمع‌بندی بهتری داشت. به قول برشت: دلیل ندارد راهی را که اشتباه آمده‌ایم نگاه کنیم، بلکه می‌توانیم برگردیم و راه را درست انتخاب کنیم.

انتخاب کدام نقش‌تان، حاصل تفکر و بازگشت دوباره شما بود؟

در یک مقطعی در کارهای زیادی بازی می‌کردم بدون آن که توجهی به اطرافم داشته باشم؛ کارهایی مانند باغ گیلاس، مزد ترس، تولدی دیگر و ... اما شروع دوباره من با انتخاب‌های سنجیده‌تر و پخته‌تری همراه بود که از جمله آن می‌توانم به حضورم در روزهای اعتراض اشاره کنم یا مجموعه پرواز در حباب.

توقع داشتم نقش امام‌ره‌ در فرزند صبح را نام ببرید.

بله. اما من کارهای تلویزیونی‌ام را مثال زدم، نه سینمایی. در سینما کاملا حق با شماست. به واسطه بازی در فیلم فرزند صبح توانستم متفاوت‌ترین نقش زندگی‌ام را بازی کنم و بازی در این نقش شروع تازه و جهش خوبی برای من بود و البته سخت.

چرا سخت؟

اساسا بازی در نقش آدم‌های معاصر کار سختی است، بخصوص در مورد نقش امام(ره)‌ که این مساله سخت‌تر هم هست، چون هنوز حضور امام حس می‌شود و مردم از ایشان خاطره دارند و به همین دلیل من باید در ارتباط با رفتار، کلام  و حتی بازی فیزیکی‌ام مطالعه زیادی می‌کردم تا بتوانم آن طور که شایسته و بایسته است نقشم را ارائه کنم.

چگونه این نقش به شما رسید؟

بهروز افخمی سال 85 بازی در نقش امام خمینی(ره)‌ را به من پیشنهاد کرد. قبل از این حدود 5، 6 سال پیش برای نقش پدر حضرت امام(ره)‌‌ انتخاب شدم اما درست در لحظه شروع فیلمبرداری کار متوقف شد و 4 یا 5 سال وقفه ایجاد شد و پس از آن نقش خود امام‌(ره)‌ به من سپرده شد. به هر حال برای من باعث خوشحالی است که با بهروز افخمی کار کردم.

از سینما به تلویزیون رفتید یا برعکس؟

من از تلویزیون به سینما رفتم.

اما در این سال‌‌ها فعالیت کمتری در سینما دارید، چرا؟

زمانی که من بازی در سینما را تجربه می‌کردم، هنوز این تعداد بازیگر به سینما جذب نشده بودند و ما تعداد انگشت‌شماری بودیم که در سینما بازی می‌کردیم، اما در این سال‌ها به واسطه آمدن بازیگران جوان، نسل من کمتر می‌تواند در این عرصه فعالیت کند. به همین سبب بیشتر در تلویزیون حضور دارم تا سینما. ضمن این که معتقدم تلویزیون در این سال‌ها تاثیر بیشتری نسبت به سینما داشته است.

اما خیلی‌ها بر این باورند که سینما از تلویزیون ماندگارتر و حرفه‌ای‌تر است.

بله. آن هم به این دلیل است که فیلم‌ها در یک جایی ثبت می‌شود. اما به لحاظ محتوایی، سریال‌ها در این سال‌ها به مراتب بهتر از فیلم‌های سینمایی هستند و متاسفانه سینما نزول ‌بدی داشته است.

تا به حال چند درصد از کارهایتان را براساس علاقه انتخاب کرده‌اید و نه شرایط؟

تقریبا همیشه سعی کرده‌‌ام کارهایی را بپذیرم که برایم تازگی داشته است. البته گاهی اوقات هم مجبور شده‌ام براساس شرایط کاری را بپذیرم. مثلا به خاطر ادای دین به یک دوست و حرمت نان و نمکی که با هم خوردیم از علاقه‌ام صرف‌نظر کرده‌ام.

پس نان و نمک هم در انتخاب یک نقش موثر است؟

بله، اما نه همیشه. به هر حال می‌‌توانم بگویم 60 درصد از نقش‌‌هایم را براساس علاقه‌ام انتخاب کرده‌ام.

کار با بهروز افخمی هم جزو همان انتخاب‌های نان و نمکی است یا علاقه؟

اینجا اتفاقا نان و نمک نبود، بلکه همه‌اش علاقه بود. چون افخمی از جمله کارگردان‌هایی است که بخوبی روی کارش اشراف دارد و اساسا فیلمساز متفاوتی است.

متفاوت از چه نظر؟

افخمی بازیگر را به نقش نزدیک و بعد رهایش می‌کند، چون نقش را به بازیگر تفهیم کرده است. ضمن این که سر صحنه بسیار صبور است و به دیگران هم آرامش می‌بخشد.

نقش محمد عنایت در مجموعه عملیات 125 چطور به شما رسید؟

از طرف افخمی برای بازی در این سریال دعوت شدم. وقتی به من گفت می‌خواهد درخصوص عملیات 125 سریال بسازد، من فقط می‌دانستم که 125 یعنی آتش‌نشانی و هیچ اطلاعات دیگری نداشتم؛ اما چون به او اعتماد داشتم،‌ فیلمنامه نخوانده قبول کردم که نقش عنایت را بازی کنم.

اما انگار فیلمنامه‌ای هم به طور کامل از همان ابتدا وجود نداشته است. درست است؟

بله. بخش زیادی از فیلمنامه نوشته نشده بود و بیشتر سکانس‌ها لحظه به لحظه نوشته می‌شد و به دست ما می‌رسید. ما حتی نمی‌دانستیم آخر قصه چگونه تمام می‌شود.

خب، با توجه به این شرایط بازی برایتان مشکل نمی‌شد، چون به قول خودتان آشنایی چندانی هم با عملکرد ماموران آتش‌نشانی نداشتید؟

خب، چرا سخت که بود. اگر فیلمنامه حاضر بود، قطعا می‌توانستیم برنامه‌ریزی درست‌تری داشته باشیم. ولی چون به افخمی اعتماد داشتیم کار برایمان راحت می‌شد.

برای انتخاب نقش محمد عنایت، به غیر از حضور افخمی به عنوان کارگردان، کدامیک برایتان مهم‌تر بود، قصه یا خود نقش؟

طبیعتا نقش عنایت آدم خوب و طنازی است. برای همین هم سعی کردم به او نزدیک شوم. او در عین سختگیری بسیار خانواده‌دوست و مهربان است. چندوجهی بودن این شخصیت را دوست داشتم.

عملیات 125 به نحوی جزو سریال‌های آموزشی قرار می‌گیرد. برای همین سریالی نیست که عموم مخاطبان را با خود درگیر کند، چون درام لازم را ندارد. نظرتان در این باره چیست؟

در ابتدا هم ما این نگرانی را داشتیم که نکند کار تبلیغی یا به قول شما آموزشی از آب دربیاید، اما قصه‌های متفاوتی که در این کار وجود داشت، این مساله را خنثی کرد و قصه شخصیت‌هایی مانند سعید تمدن، حبیب حمزه و... باعث شد مخاطب با قصه این آدم‌ها جلو برود و البته به طور غیرمستقیم هم با کار آتش‌نشان‌ها آشنا شود. حالا شاید این سریال آن طیف وسیع مخاطبان را نداشته باشد، اما حداقل در نوع خود یک کار تازه و جذاب است و بشدت هم نزدیک به کارهای سینمایی است. ضمن این که به نظرم بازی‌ها هم غلوشده نیستند.

جای خالی کدام کارگردان‌ها در پرونده هنری شما خالی است؟

بهرام بیضایی، داریوش مهرجویی و مسعود کیمیایی. بسیار مشتاقم با این اساتید همکاری کنم، ضمن این که به نظرم مجید مجیدی هم بسیار هنرمندانه دارد سینما را دنبال می‌کند.

دیده شدن کدامیک مهم‌تر است؛ شما یا کاری که در آن حضور دارید؟

نهایت آرزوی من اثری است که در آن نقش دارم. دوست دارم آن اثر از نظر ساخت و پرداخت مورد توجه مخاطب باشد. در این صورت مطمئن هستم که من هم در جای خود بخوبی دیده می‌شوم. البته نه من که  تمامی عوامل در یک کار خوب و اثرگذار به شکل درستی دیده می‌شوند و همین برای رفع خستگی از گروه ناکافی است.

آقای اکبری چرا کمتر در نقش‌های منفی ظاهر می‌شوید؟

چون طرز نگاهم به نحوی من را لو می‌دهد. خیلی از دوستان و همکارانم این مساله را به من یادآور شده‌اند که در نقش‌های منفی برای مخاطب چندان قابل باور نیستم، اگرچه معتقدم بازیگر باید بتواند در هر نقش بازی کند چون بازیگر همیشه نیاز به تنوع دارد.

نظرتان به طور کلی درباره مجموعه عملیات 125 چیست؟

این مجموعه به زندگی آتش‌نشان‌ها می‌پردازد، ما درباره پلیس کارهای زیادی ساخته‌ایم ولی درباره آتش‌نشان‌ها نه. بنابراین به نظرم کار ارزشمندی است.

بازیگری برای شما چه مفهومی دارد؟

کارها پر از دغدغه است؛ دغدغه‌ای که هر روز خود را یک جور نشان می‌دهد، اما به نظرم ما هنوز آن طور که باید بزرگ نشده‌ایم و اصرار داریم همچنان بازیگوش باشیم و بازی کنیم.

محبوبه ریاستی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها