حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
او در سالهای جوانی، در بهترین دوران عمرش، وارد عرصه مبارزه با رژیم ستمشاهی پهلوی شد. با همه آن که به قول معروف بچه تهران بود و در بازار مشغول کار و میتوانست زندگی راحت و بیدغدغهای داشته باشد، اما همه سختیها و مرارتهای مبارزه و زندان را به جان خرید و هیچگاه از پای نایستاد.
او فردی هوشمند و بادرایت بود و خیلی زودتر از بسیاری خط نفاق و پلشتی عدهای که به نام مبارزه در جریان انقلاب نفوذ کرده بودند، شناخت و پس از پیروزی انقلاب همه همت خود را در دفع و انهدام خطر منافقان به کار بست. در سالهای بحرانی ابتدای انقلاب، لاجوردی هیچگاه صحنه انقلاب را ترک نکرد و دست از مبارزه با جریان نفاق و گروهکهای دستپرورده امپریالیسم نکشید. از لاجوردی به مثابه یک انقلابی تمام عیار و آرمانخواه میتوان یاد کرد. کسی که همه زندگی و عمر پربارش را صرف به بار نشستن آرمانهای انقلاب کرد.
او زمانی که کسوت مسوولیت بر تن نداشت، خاکسارانه درست مثل سالهای جوانیاش به بازار بازگشت و چون کاسبی ساده به کسب و کار مشغول شد. همه آنانی که از نزدیک با شهید لاجوردی انس داشتهاند بر صفا و صداقت و راستیاش وقوف دارند و تاکید میکنند. او به واقع مطیع امام بود و خود را وقف آرمانها و اهدافی کرد که حضرت امام ترسیم میکردند. لاجوردی آن گونه زیست که سرانجامش به شهادت ختم شود و چنین نیز شد.
دستپروردگان نفاق و کفر، کینه این مبارز راه حق و حقیقت را هیچگاه از دل بیرون نکردند تا این که در اول اردیبهشت سال 1377، زبونانه او را به خاک و خون کشیدند. او به حق لایق شهادت بود چرا که همچون شهیدان زیسته بود و به قول رهبر معظم انقلاب، همیشه در صراط مستقیم گام برداشته بود.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....