مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
تاکیدات و اهداف خاص «مینای شهر خاموش» بیشتر به وطن، سرزمین، عشق و ایمان بازگشته و تصور میشود تا حدود قابل ملاحظهای هم به این اهداف دستیابی پیدا کرده است. داستان بسیار عادی و روان با زندگی شخصی به نام دکتر پارسا آغاز میشود. دکتر پارسا که در آلمان زندگی میکند در عین موفقیت در عرصه کاری زندگی درهم و برهم پاشیدهای دارد. این اختلافات سبب میگردد تا پارسا از همسرش جدا شود و به وطن باز گردد و گویی از همین مقطع داستان آغاز میگردد. او مصمم میشود تا یکی از جانبازان را جراحی کند و در عین حال بار دیگر در وطن به آرامش رسد. در این بخش کوتاه کارگردان با ظرافتهای خاص نوشتاری این آرامش را با بحران زندگی پارسا، مدیون خاک و زادگاه و وطن میداند، تصاویری که با المانهای مختلف به نمایش گذاشته می شود، تاکیدی دو چندان بر همین موضوع است او اوج آن را در رجعت به گذشته و یافتن دوستان قدیمی ترسیم میکند. پارسا به سراغ دوست قدیمی پدرش یعنی قناتی میرود، قناتی پیرمرد مو سپیدی است که چشمهایش گواهی برپختگی و نگاهش اوج علاقه به وطن و میهن را میدهد. خاطرات نخنمای گذشته آنچنان ساده و بیپیرایه طرح میگردنند که بیننده هیچگاه حاضر نیست از این سیر عادی و روان قصه جدا شود، الحاق بهرام به عنوان شخصیتی دیگر به دکتر پارسا و قناتی، روند داستان را از یکنواختی خارج میکند. نوع کلام و نوع حرکات «بهرام» به جهت شوخ طبعی، جدیت و خشکی مستتر در «مینای شهر خاموش» را محو میکند. تصمیم آنان برای سفر به زادگاه قدیمی پارسا، یعنی بم، داستان را لطیفتر میکند، 3 نفر از سه نسل گوناگون عازم سفر میشوند، برخوردها، کلامها و حتی رفتار آنها بسیار دیدنی و شنیدنی است. تاکید رضویان در کنار هم قرار گرفتن این سه تن و آن هم در طول مسیر کاری کاملا ستودنی است معرفی قناتی به عنوان نسل گذشته و پارسا به عنوان نسل میانی و بهرام که نماینده نسل امروز است بسیار دیدنی است هر یک با نگاهها و سلایق خود سخن میگویند، عادی و روان بودن قناتی در بحرانها و شوخی گرفتن بهرام در مسائل جدی و نگرانیهای پارسا هر یک در کنار هم، بیننده را در مقام قیاس قرار میدهد و از سوی دیگر باورهای هر یک از آنان و نگاهشان به وطن و عشق کاملا مثالزدنی است. رضویان هر چه فیلمش به جلو پیش میرود، سعی میکند، یکنواختی و کسالت را دور کند با این که سیر داستان با سه شخصیت روند را رو به یکنواختی پیش میبرد، اما پیش کشیدن عشق قناتی و پارسا فضای خاص دراماتیک را مهیا میسازد. عشق قناتی و علاقهای که او به مادر پارسا داشت و کنار کشیدن او به خاطر پدر پارسا و همچنین علاقه پارسا به دختری ایرانی، پایهریز مضامین ویژهای برای طرح موضوع جدید است و کاملا فضای داستان را لطیف و روان خواهد کرد.
«مینای شهر خاموش» اثری خاص و ماندگار است. اثری که ضمن معرفی و علاقه ایرانیان به خاک وطنشان، از نسلهای گوناگون بسیار عادی و ساده و توقعات بجا و نابجای آنان سخن میگوید.
اکرم عیسیفر
مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
وقتی «جوکر» هم دیگر جواب نمیدهد
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛
بهروز سلطانی در گفت وگو با جام جم آنلاین.