«هویت» در همان قسمتهای آغازینش، شروعی پرتعلیق و به همین جهت جذاب دارد. سرگرد افزون بر بهعهده گرفتن قتل مربوط به زمان رانندگی، باید وضعیت مبهم پرونده قبلی را نیز روشن کند. مشکل تربیتی ایجادشده برای فرزندش و همچنین احتمال نقش داشتن یکی از دوستان همرزمش (امیر) در یک قتل، زمینه و جلوههای متعدد و عمیقی به این شخصیت میدهد. او همچنین دو دستیار دارد که هرکدام دارای مشکلات شخصی و خانوادگیاند. یکی آشفته از ترک همسرش نشان میدهد و دیگری هم که مجرد بوده، در پی یافتن فرد مطلوبی برای زندگی مشترک است.
در میان نما و صحنههایی که در حول و حوش وقوع حادثه قتل، نظیر اطلاع دادن به سرگرد، حضور وی در صحنه، گفتگو با پزشک و مقام مافوقش و همراهی فرزند با دوست خلافکارش، به تکنمادهایی برمیخوریم که مینمایاند روایت برخلاف حال و هوا و پوسته بیرونیاش، رویکرد و تم دیگری را دنبال میکند.
عیان شدن سابقه سرگرد در جبهههای نبرد و برقراری ارتباط با یکی از همرزمانش، تلاش ناکام سرگرد برای آنکه فرزندش به آلبوم عکسهای آن دوران نگاهی بیفکند، نمادهایی از همان لایههای زیرینیاند که مجموعه میکوشد به بازنمایی آنها بپردازد.
در صورتی که درونمایه اصلی روایت را شکاف نسلها قلمداد کنیم یا از منظری کلیتر رجوع به هویت ناب انسانی و دینیای بدانیم که در طول 8 سال جبهههای نبرد نمودار شده است، میتوان مجموعهای از این نگاه را واجد اهمیت و ارزش دانست.
هر انسانی در مقام فرد یا عنصری اجتماعی، همچنین صاحب ایدئولوژی، دارای هویتی است که به اشکال گوناگونی بروز میکند، نظیر هویت فردی، اجتماعی، ملی یا فراملی یا دینی، سیاسی، اقتصادی، علمی و فرهنگی. به هر میزان که از این نظر وضوح و شفافیت بیشتری داشته باشیم با انگیزهای راسختر در مسیر هدف یا اهداف از پیش تعیینشده، حرکت خواهیم کرد و بالعکس به هر اندازه در این عرصه، آشفته و گرفتار ابهام، تضاد و تناقضات باشیم، از گستردگی و عمق تلاشهای مثبت انسانیمان در همه زمینهها کاسته شده، روزهای زندگی را برایمان ملالآور و یاسآلود خواهد کرد.
انقلاب اسلامی و دوران جنگ، بخشی اجتنابناپذیر و بسیار تاثیرگذار از هویت تاریخی، دینی و ملی ماست. در این حوادث، زیباترین تجربههای معنوی و انسانی و ایثارگری و فداکاریهای وصفناپذیر رادمردان و سینهسرخان مهاجری به نمایش گذارده شد که همچنان بر جبین مردم سرزمینمان پرتوافکنی میکنند. در شرایطی که کشورمان در حصاری از توطئههای مداوم کینهتوزان منطقهای و جهانی قرار دارد و افزایش و گستردگی ارتباطات نوین نظیر اینترنت، ماهواره و مانند آنها، جمعیت بیشتر جوان میهنمان را برای تحقق نقشههای ضد اخلاقی و استعماریشان، هدف گرفتهاند حفظ و گسترش چنین تجربههای نورانی و تعالیبخشی، میتواند از شکنندگی هویت جوانان ممانعت به عمل آورد.
به سخنی دیگر، تاریخ پرفراز و نشیب و چندین هزار ساله ایران، اگر چه مشحون از آثار و وقایع افتخارآفرینی است که به عنوان نمادهایی پرفروغ از هویت ما جلوهافکنی میکنند، لیکن برای نسل کنونی توجه به دوران جنگ و دفاع مقدس، به جهت نزدیکیاش با زمان حال و وجود و حیات کسانی که در آن هنگام حضور داشتهاند و به علت نیازها و مسائل مقطعی که در آن زندگی میکنیم، حاوی اثرگذاری و روشنگریهای بیشتری است.
این مجموعه، رویکردش به چنین مقولهای آنگاه اثرگذاری عمیقتری را به همراه خواهد داشت که تعریف روشن و عینیای از مفهوم هویت در دوران جنگ و سپس زمان کنونی را ارائه دهد و بیان کند. چه گسستی در این زمینه به وجود آمده و چرا؟ سپس در این محدوده، فاصله قابل توجه و عمیق دو فرد (پدر و پسر یا احتمالا دو همرزم) را در موقعیت نمونههایی از این وضعیت، به گونهای منطقی و دراماتیک آمیخته با جذابیتهای مطلوب و موثر به نمایش بگذارد.
در پردازش موضوعهایی با مضامین انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، اجتناب از افتادن در ورطه کلی و مستقیمگویی یا سطحی و شعاری بودن، محتاج باریکبینی و خلاقیت افزونتری است. قسمتی از سختی پرداخت چنین محورهایی به مسائل محتوایی و اختلاف نظرات و دیدگاههای بسیار و گاه متضادی برمیگردد که در میان صاحبنظران و گروههای مختلف اجتماعی جامعه وجود دارد و بعضی دیگر به چگونگی بازتاب دراماتیکی فداکاریهای رادمردان موحد و سترگی که در این عرصهها حضوری گسترده و مداوم داشتند.
روایت در صحنه و سکانسهای آغازین، روی دو مقطع زمانی تاکید دارد. ابتدا سال 1368 آبادان. در این سکانس مجلس عروسیای را میبینیم که پس از گذشت ثانیههایی آمیخته با حوادث خشونتباری میگردد. پس از آن، در سال 1385 و در حاشیه شهر تهران نظارهگر قتلی میشویم که صحنههایش در میان نماهای مربوط سکانس جشن تولد فرزند سرگرد قرار گرفتهاند و به این گونه است که داستان از مکان اولیهاش دور شده و مرکز رویدادهای دیگر آن، به نقطه دیگری انتقال مییابد.
تامل در ابعاد زمانی و مکانی مجموعه، از منظرهای گوناگونی قابل انجام است، به گونهای که هرکدام از آنها میتواند به نحوی با درونمایه اصلی اثر، یعنی هویت، ارتباط پیدا کند. در این زمینه، نکتهای که بیشتر مورد نظر بوده، نسبت این مجموعه با مرکز سیمای خوزستان است.
زیبایی و قوت هر گونه تولید تلویزیونی، ازجمله نمایشی، در مراکز محلی، در نمایاندن ویژگیهای جغرافیایی، فرهنگی و نیاز و اولویتهای آن خطه است.
انتخاب بازیگران پایتختنشین، در هیات نقشهای اصلی، آن هم با گویش و پوشش و فضاسازیهای غالبا غیربومی، باعث شده تا اثر از چنین رویکردی دور شده، صورتی عام و نهچندان جذاب به خود گیرد. هویت را به این امید به تماشا مینشینیم که با دیدن صحنههای آن شاهد یادآوری و نمایش خلاقه زیباترین رخدادهای دوران جنگ و دفاع مقدس و چگونگی همدلی نسلها برای تحقق اهداف تعالیبخش ملی و دینیمان باشیم.
محمدرضا کریمی
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)