حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
درست نیم ساعت قبل از ضبط برنامه عوامل در لابی ساختمان شهدا جایی که استودیوها قرار دارند جمع شدهاند. ابوالقاسم صادقی، متنهای برنامه را در اختیار بچهها قرار میدهد و تمرین در داخل استودیو و در غیاب امیر منوچهری کارگردان برنامه شروع میشود.
صدابردار امروز برنامه، مهشید محمدملکی به همراه اکبر لکلری - تهیهکننده - قطعات موسیقی را که قرار است در فواصل آیتمهای برنامه گنجانده شود، مشخص میکنند.
ابوالقاسم صادقی، مدام بین اتاق رژی و استودیو در تردد است و نکات لازم را به بازیگران گوشزد میکند. از فرصت به دست آمده استفاده میکنم و سراغ مهشید محمدملکی میروم. او که حدود 13 سال است در رادیو به عنوان صدابردار فعالیت میکند درباره تفاوتهای صدابرداری در برنامههای زنده و تولیدی میگوید: «پایه کار یکی است ولی حساسیت برنامه تولیدی از جهت قابلیت برگشت و ضبط مجدد بیشتر است. در پخش زنده چون نمیتوانیم ضبط را نگه داریم و صدابرداری online انجام میشود، طبیعتا اشکالاتی نیز ممکن است بهوجود آید. ضمن اینکه در برنامههای تولیدی، میکروفون باید با گوینده یا بازیگر کاملا فیت باشد و صدا شفاف دریافت شود.» محمدملکی به یادماندنیترین بخش کارش در روز هشتم را مربوط به اکوهایی میداند که روی صدای بازیگران اعمال میکند و میگوید: «در یکی از آیتمها نیاز بود که در انتهای کلام بچهها، اکو بدهم. این اکوها خیلی قشنگ روی صدا مینشست و بازتاب آن برای خود من خیلی جالب بود و برای مدتی در ذهن من باقی ماند.»
روز هشتم متشکل از بازیگرانی است که عدهای از آنها در هفتشنبه نیز حضور داشتند و عدهای به عنوان اعضای جدید با ابوالقاسم صادقی همکاری میکنند.
یکی از کسانی که میتوان گفت در روز هشتم حق آب و گل دارد، محمودرضا قدیریان است که از اواخر 81 وارد رادیو شده و از همان ابتدا، فعالیت رادیوییاش را با ابوالقاسم صادقی آغاز کرده است و به عنوان بازیگر و کارگردان نمایشهای رادیویی و همچنین گوینده رادیو ایران فعالیت میکند. درباره روز هشتم میگوید: «برنامه ما تقریبا متنمحور است و از بداههپردازی خیلی کم استفاده میکنیم. در این برنامه تیپ خاصی ندارم و نسبت به نمایشنامهها و سناریوهایی که آقای صادقی مینویسند، در آن واحد شخصیتپردازی میکنیم.»
وی درباره عدم شخصیتپردازی در روز هشتم و بازتاب آن در بین شنوندهها میگوید: «به نظر من مردم با آن شخصیتها در برنامه هفتشنبه ارتباط خوبی برقرار کرده بودند اما الان به خاطر تغییر در سبک و سیاق برنامه بیشتر از 6 یا 7 تیپ مختلف میگیریم ولی هیچکدام اسم ندارند و این مساله به نظر من زیاد جالب نیست.»
قدیریان در ادامه میگوید: «ما مشکلات زیادی بر سر اجرای این برنامه داریم. به هر حال کارمان ایجاب میکند که با چنین مشکلاتی روبهرو باشیم و اگر واقعا عاشق کار هستیم، به خاطر مردم باید تحمل کنیم، چون هدف ما این است که لبخند را روی لبان مردم بیاوریم.»
محمودرضا در پایان اضافه میکند: «فکر میکنم اگر این دو گروه (روز هشتم و 4 میخ) باز هم در قالب یک گروه فعالیت کنند موفقتر خواهیم بود، چون به جذابیت برنامه کمک میکند و شنوندهها نیز بیشتر میپسندند. این حرفی است که بارها از زبان مردم هم شنیدهام.»
ابراهیم شفیعی از بازیگرانی است که به تازگی عضو این گروه شده است. او از سال 80 فعالیت دوبله را آغاز کرد و تا به حال به عنوان یکی از اعضای انجمن گویندگان مشغول به کار است. اولین فعالیت رادیوییاش نیز برنامه (شما با رادیو تهران) بود که هر پنجشنبه از این شبکه رادیویی روی آنتن میرفت. شفیعی که شخصیتهایی چون: خرشرک (شرک 3)، سنجاب تئودور (آلوین)، پیپو (افسران پلیس)، جانک لان (امپراطور دریا) و ... را دوبله کرده است درباره حضورش در روز هشتم میگوید: «اوایل سال 87 که سری جدید روز هشتم روی آنتن رفت همکاری من با این گروه شروع شد. در این برنامه نقش ثابت و کاراکتر خاصی را بازی نمیکنم اما از اولین برنامه 2 تکیهکلام داشتم که هنوز هم از آنها استفاده میکنم. مثلا تکیهکلام (داری میری یا برمیگردی...) یا (امیر! این شادیها رو از ما نگیر...) به طور مستمر در برنامهها استفاده میشود.»
شفیعی همچنین درخصوص حضورش در کنار امیر منوچهری میگوید: «با امیر منوچهری از زمانی که کار دوبله را شروع کردیم آشنا هستم. امیر خیلی مسلط و آرام برنامه را کارگردانی میکند و مشکل خاصی در این خصوص نداریم.»
کوروش زارعپناه فعالیت هنریاش را از سیمای مرکز اصفهان آغاز کرده (1373) و پس از همکاری با مرکز شیراز، بندرعباس، لرستان و ... از سال 84 با برنامه کوچه دلگشا (به سردبیری بهناز بهروزی) تا به حال در رادیو مشغول به کار است. زارعپناه درباره فعالیتش در شبکه جوان میگوید: «پس از همکاری با شبکههای رادیویی قرآن و سلامت در حال حاضر در شبکه جوان و در برنامه روز هشتم، به سردبیری ابوالقاسم صادقی که واقعا پیر رادیو و شبکه جوان هستند، مشغول بهکارم و فکر میکنم فرصت مناسبی است که تجربههای زیادی از ایشان بیاموزم.» زارعپناه ادامه میدهد: «بچهها خیلی خوب توانستهاند کنار هم قرار بگیرند، چون مجموعه، مجموعه یکدستی است و جناب صادقی هم تجارب زیادی در اختیار ما قرار میدهند و فکر میکنم تا به امروز موفق عمل کردهایم، هرچند نظر آخر را شنوندهها باید بدهند.»
کوروش زارعپناه درباره آیتم دو وجب مانده به ظهر میگوید: «آقای صادقی لطف کردند و برای من این آیتم را نوشتند که براساس برنامه دو قدم مانده به صبح اجرا میشود و فکر میکنم تا به حال از توفیق خوبی برخوردار بوده است.»
***
لیلا ادیبان از سال 83 و زیر نظر نصرالله مدقالچی پا به عرصه دوبله گذاشته و از سال 84 رادیو را با نویسندگی طنز در کنار نادر خطایی و دورههای گویندگی آقای مانی تجربه کرده است. ادیبان در حال حاضر به عنوان
مجری بازیگر شبکه رادیویی سلامت فعالیت میکند. او عقیده دارد: «بازیگری در نمایشهای رادیویی بسیار آسانتر از فعالیت در دوبله است. شاید یک گوینده رادیو براحتی از عهده بازیگری در رادیو برنیاید ولی تجربههای دوبله خیلی در این کار به ما کمک کرده است.»
ادیبان در ادامه میگوید: «روز هشتم با سبک جدیدی جلو میرود. نمیدانم این مقایسه درست است یا نه ولی شاید بتوان گفت مثل برنامه صبح جمعه با شما... که سالها پیش اجرا میشد پیش میرود چون اکثر آیتمهای ما نمایشی است و کمتر از بداههپردازی استفاده میکنیم.»
با تفکیک برنامه هفتشنبه به دو گروه برنامهسازی، عملا برنامه صبحهای جمعه رادیو جوان تحت عنوان
2 برنامه «روز هشتم» و «4 میخ» به صورت تولیدی روی آنتن رفت. با اندکی تامل و بررسی در ساعت پخش برنامههای ویژه صبح جمعه و همچنین رقابتی که چنین برنامههایی در شبکههای مختلف رادیو برای جذب مخاطب دارند، جایگزینی دو برنامه تولیدی به جای یک برنامه زنده و پرطرفدار اندکی دور از ذهن است. دلیل چنین تصمیمی را میتوان در سیاستهای جدید شبکه رادیویی جوان جستجو کرد. ناگفته پیداست که اعمال کنترل و نظارت همهجانبه روی برنامههای تولیدی با درصد موفقیت بیشتری نسبت به پخش زنده روبهروست. ابوالقاسم صادقی (سردبیر روز هشتم) نظر خود را اینگونه بیان میکند: «برنامه هفتشنبه به مدت 2 ساعت و نیم روی آنتن میرفت. در حال حاضر 2 برنامه و هر کدام به مدت یک ساعت و 45 دقیقه ضبط میشود. مسلما اگر برنامه تولیدی باشد عوامل راحتتر کار میکنند چون دیگر نیازی نیست که در این تایم کوتاه، هر جمعه دو گروه برنامهساز در پخش حاضر باشند. ضمن این که برنامه تولیدی و زنده فرق زیادی با هم ندارند.»
ابوالقاسم صادقی همچنین درخصوص مایههای طنز سیاسی در نوشتههایش میگوید: «برنامههای ما اکثرا از گروه تفریحات است و بالطبع طنز سیاسی خاصه سیاسی خارجی در چنین برنامههایی استفاده میشود.»
***
اما یکی از تفاوتهای ساختاری روز هشتم با برنامه هفتشنبه نبود کاراکترهای ثابت در روز هشتم است. صادقی در این باره معتقد است: «هر برنامهای ساختاری مشخص دارد و در هر برنامه الزما نیازی به قالبسازی و تیپسازی نیست. برنامهای مثل روز هشتم به صورت جنگ است و هر هفته میباید کاراکترها و تیپها عوض شود. یعنی برنامه به صورت واریته و متنوع ضبط میشود. اما هفتشنبه در قالب برنامهای بازیگرمحور بود و از قبل، یک سری تیپ ساخته بودیم و من هر هفته مجبور بودم براساس آن تیپها نمایشنامهها را تنظیم کنم. ولی در روز هشتم بازیگرها براساس محتوای متن شخصیت میگیرند و مطالب را براساس شخصیتهایی که خودم خلق کردهام مینویسم و هر هفته تیپهای جدیدی داریم.»
وی ادامه میدهد: «ویژگی طنز محتوامحور تنوع است که باعث میشود برنامهای مثل روز هشتم به تکرار کشیده شود. به هر حال در هفتشنبه مجبور بودم برای تمام کاراکترها بنویسم و این اجبار باعث میشد کار ضعیف شود ولی در روز هشتم متنها را براساس نیاز روز و محتوا مینویسم و این به قوت برنامه کمک میکند.»
بخشی از آیتمهای نمایشی روز هشتم:
(پسر ) ابراهیم شفیعی: اه اه اه... بابا(!) اینجوری میخوای بیای خواستگاری؟ پاشو... پاشو یه دستی به سر و وضعت بکش. لباساتم عوض کن.
(پدر) کوروش زارعپناه: اگه با این سر و وضعم بیام مگه چطوری میشه؟
پسر: ممکنه تو ذوقشون بخوره، جواب رد بهمون بدن...
پدر: این خونوادهای که من دیدم محاله جواب رد بدن.
پسر: برای چی جواب رد نمیدن؟
پدر: برای اینکه وقتی گفتم سه تا باغ انار میذارم
پش قباله عروسم، ندیدیشون؟... چشماشون به قاعده هلو انجیری پیوندی از حدقه زدش بیرون.
پسر: اه... پس راحت باش(!)
***
لیلا ادیبان: به دوستم گفتم، مهریه رو کی داده کی گرفته. تو جوابم گفت...
مریم جلینی: اینو بهتره از مردایی که به خاطر مهریه الا`ن تو زندان دارن آب خنک میخورن سوال کنی(!)
محمودرضا: اه... منو چرا نگاه میکنید، من که آزاد شدم...
مریم جلینی: الو... سلام. عفتخانم هستن؟
ابراهیم شفیعی: نیستن...
جلینی: عزتخانم چی... هستن؟
شفیعی: نیستن...
جلینی: نصرت خانم چی؟
شفیعی: نیستن...
جلینی: طلعتخانم؟
شفیعی: نیستن...
جلینی: ببخشید به غیر شما، کی اونجاس؟
شفیعی: هیشکی...
جلینی: شما کیشون هستین؟
شفیعی: طوطیشون هستم.
جلینی: چه پررو هستین.
آزاده خواجهنصیری
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....