حتما شما هم اگر در جلسهای که برای بزرگداشت شخصی برگزارشده شرکت کرده باشید با توصیفاتی مانند این برخورد کردهاید؛ استاد ارجمند، محقق برجسته، پژوهشگر زبده و دانشمند گرانقدر و مبتکر و... جالب این که همه این صفات برای توصیف یک نفر بیان میشود. غافل از این که هر یک از این واژگان بیرون از فضای تعارف معنی خاص و مختص به خود دارند و نباید آنها را به جای هم به اشتباه به کار برد.
کد خبر: ۱۹۳۶۳۳
زمانی بود که در سرزمین ما حکیم کسی بود که حکمت میدانست و دامنه این حکمت شاید از ریاضیات تا فقه را در بر میگرفت اما در زمان ما که علم با چنین شتابی به پیش میرود واژگان نیز معنی خاص خود را یافتهاند. امروز استاد در زبان علمی (و نه در تعارف عامه) به شخصی گفته میشود که به مرحله خاصی در سلسله مراتب مشخص دانشگاهی رسیده است و معادل پروفسور در زبان انگلیسی به کار میرود و استاد با پژوهشگر بسیار متفاوت است همانطور که هر استادی پژوهشگر نیست و هر پژوهشگری دانشمند نیست و همین شفاف شدن واژههاست که از تعارفها میکاهد و رفتار جامعه علمی را شفاف میکند.
کسی که یکشبه در رویای خود موفق به ساخت ابزاری نیرومند و جالب توجه شده است، صبح ایدههای خود را روی کاغذ میریزد و خود را مخترع و طراح مینامد و از اعتبارهای آن واژه بهره میبرد. در این میان آن که ضرر میکند افرادی هستند که سعی میکنند قواعد بازی را رعایت کنند و خود را آن گونه معرفی کنند که هستند و در مقابل خطاب شدن به لفظ استاد میگویند نه من استاد نیستم و پژوهشگرم یا معلمم یا مترجمم یا روزنامهنگارم و... و از آن بالاتر دانش و روند دانش سرزمین ماست که ضربه میخورد و روند حرکت رو به جلوی آن کند میشود و آن که سود میبرد شارلاتانهای علمی و مروجان شبهعلم در جامعه هستند.
علم به شیوهای که امروزه در جهان پیش میرود داستانی ویژه خود دارد و بازی جدیدی است که باید بازیگران پیش از ورود به آن قواعد و اصطلاحات آن را بیاموزند. بیشک کسی که شطرنج را با قواعد بولینگ بازی کند جایی در میان شطرنجبازان ندارد و کسی که زبان بازی را نداند فقط در این بازی مهم اخلال ایجاد میکند.
شاید در دوره ما یکی از مهمترین وظایف رسانههای علمگرا تبیین این واژگان و این قوانین باشد تا مردم با زبان این دنیای شگفتانگیز آَشنا شوند و اجازه ندهند دیگران از این الفاظ برای گمراهی آنها سوءاستفاده کنند. یکی از وظایفی که «سیب» از ابتدای انتشار تاکنون برای خود در نظر گرفته است همین رویه بوده است.