پرده اول:
جراح حاذقی از اتاق عمل بیرون آمد و هیجان زده به شاگردانش گفت: همین الان یک غده
2 کیلویی از فلان جای یک مریض بیرون آوردم. شاگردانش پرسیدند که خود مریض الان کجاست؟ گفت: هیچی...کجا میخواستید باشد؟ بردنش سردخانه! یکی از شاگردان انترن لبخند ملیحی زد و گفت: جسارت است استاد، ولی اگر قرار به مردن بیمار فلک زده بود که من میتوانستم یک غده 20 کیلویی از بدن او در بیاورم!
کد خبر: ۱۹۱۲۲۹
پرده دوم:
یک شکارچی قهاری داشت در جمع دوستان قهارتر از خودش داستان یکی از شکارهای نمونه و بینظیرش را با آب و تاب تعریف میکرد. حکایت بریدن دم شیر غران و قوی پنجهای را نقل میکرد که شکار شده بود. گفتند: خب مرد حسابی، چرا سرش را (سر شیر را) نبریدی که ابهتش بیشتر بود. نگاه عاقل اندر سفیهی کرد و گفت: خیلی پرتید!.......سرش را قبل من یک نفر دیگر بریده بود.
پرده سوم:
اخیرا بعضی از مدارس نمونه و غیرانتفاعی( که بندههای خدا هیچ انتفاع مادی نمیبرند و با باد هوا زندهاند) اعلام کردهاند که از دانشآموزانی برای مدرسهشان ثبتنام به عمل میآورند که داری معدل بالا(حول وحوش 20) و شرایط ممتاز باشند. این افراد با داشتن امتیازات عالی که انشاءالله خداوند متعالی بفرماید میتوانند پس از شرکت در آزمون، با سر وارد مدرسه شوند. یکی از دوستان ما که عمهاش هنوز هم مکتبخانه دارد، میگفت: این مدارس غیرانتفاعی واقعا شاخ غول میشکنند. این جور دانشآموزان مستعد و نمره بالایی اگر تحویل مکتب عمه ما هم داده شوند، بدون شهریه و با کمترین هزینههای جانبی بشدت وارد دانشگاه خواهند شد. این مدارس اگر راست میگویند، شاگردان ضعیفالدرس را بگیرند چنان پایههای درسیشان را تحکیم و تقویت کنند که تاکسی دربست بگیرند وارد دانشگاه شوند.
حکایت بیپرده: عبید نقل میکند که از آسمان تگرگ باریدن گرفت و از قضا بر سر کچلی اصابت کرد و سرش بشکست. پس به خانه داخل شد و یک سر هاون با خودش بیرون آورد و رو کرد به آسمان تگرگی و تگری و با عصبانیت و اعتراض آرام غیرسیاسی گفت: اگر مردی، سر این هاون سنگی را بشکن. شکستن سر من که کاری ندارد!
شرایط تازه مدارس غیرانتفاعی: داشتن معدل بالا و والدین دارای درآمد بالا بد نیست. اصلا نگاه آدم باید همیشه رو به بالا باشد. سعی هم باید بکند که خودش را بالا بیاورد. در همین راستا چند مورد دیگر هم به عنوان شرایط پیشنهادی برای ثبتنام در مدارس غیر انتفاعی به شرح زیر اعلام میداریم. لطفا به زیر نگاه کنید: 1 - تضمین قبولی: پدر و مادر دانشآموز در صورت قبولی در آزمون مدارس، تعهد کتبی و ضمانت محضری بدهند که بچهشان در دانشگاه هم قبول خواهد شد.
2 - امکانات ماشینی: عصر، عصر ماشین و ماشینیسم است. فلذا آن دسته از دانشآموزانی که از ماشین پدرشان برای آمدن به مدرسه استفاده کنند و در مسیر برگشت نیز به طور دلبخواهانه و آزاد، اقدام به سوار کردن و رساندن پارهای از معلمان عزیز غیرانتفاعی نمایند که یا خودرو ندارند، یا اگر دارند، آرم طرح ترافیک ندارند؛ در اولویت دخول در مدارس قرار گیرند.
3 - توسعه غذایی: به خاطر پارهای گرانیهای محدود و مختصر در راستای گوشت گاو و گوسفند و مرغ و سایر طیور، به اضافه اندکی گرانی در زمینه برنج و روغن و سیبزمینی و پیاز و سایر چیزهای مورد نیاز؛ دانشآموزانی که در غذای خود از این قبیل چیزها استفاده کنند، چون باعث بالا رفتن عملکرد برخی از معلمان دلسوز در محیط مدرسه خواهد شد، جزو پذیرشیهای اول باشند.
4 - داشتن لبخند: نظر به اهمیت داشتن روحیه شاد و اثرات شگرف و عمیق و پهناور آن در ارتقای سطح کیفی مدارس غیرانتفاعی و کوک شدن اطرافیان و باز شدن نطق دبیران خسته از کار و تلاش بیوقفه؛ دانشآموزان خندان به سرعت جذب مدارس شوند. حفظ این روحیه شاد و داشتن لبخند مداوم(ولو در حد فتوژنیک) به هنگام گرفتن خودیاری از والدین آنها بسیار کارگشا خواهد بود. گاهی با یک لبخند ساده میشود مشکلات زیادی را حل یا منحل کرد. چرک کف دست دنیا که سهل است.
توضیح ناتمام: یک چند تا شرایط پیشنهادی دیگر هم توی آستین گشاد ما هست که اگر کسی انتقاد نکرد، از طریق تبلیغات سطح شهر، به اطلاع عموم شهروندان و علاقهمندان به ثبتنام جگرگوشههایشان در مدارس غیرانتفاعی خواهد رسید.