حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
مرد شاکی ادامه داد: به کیانوش گفتم قبل از اینکه پولی به او بدهم باید سکهها را ببینم. کیانوش گفت، چون مقدار سکهها زیاد است و نمیتواند همه آن را بیاورد چند نمونه برای اطمینان به من نشان میدهد، من هم قبول کردم. مدتی که گذشت کیانوش چند سکه برایم آورد، سکهها اصل بود، من هم کاملا به کیانوش اطمینان پیدا کردم و قرار شد پول را به او بدهم و سکهها را بگیرم. روز قرار فرا رسید، پول آماده بود و کیانوش هم ساعت 5 مطابق قرار باید در مغازه من حاضر میشد. وقتی کیانوش آمد یک گونی برنج همراهش بود، تعجب زده از او پرسیدم، چرا به جای سکهها گونی آورده کیانوش جواب داد چون مقدار سکه زیاد است، روی آن برنج ریخته تا مشخص نشود، من هم شک نکردم، گونی برنج چند ساعتی در مغازه ماند و شب قبل از اینکه مغازه را ببندم در یک فرصت مناسب گونی برنج را خالی کردم، فقط چند سکه در انتهای آن بود، وقتی آزمایش کردم متوجه شدم که سکهها تقلبی است. هر چه با تلفن همراه با کیانوش تماس گرفتم جواب نداد، کیانوش از آنزمان به بعد متواری شده و هیچ خبری از او نیست.
با توجه به شکایت مرد طلافروش، پلیس در اولین گام مکانهایی را که حدس میزدند، کیانوش در آنجا حضور داشته باشد تحتنظر گرفتند و پس از چند روز کنترل نامحسوس سرانجام موفق شدند کیانوش را در مرکز فروش سکه دستگیر کنند.
کیانوش در تحقیقات به کلاهبرداری از مرد جوان اعتراف کرد و گفت: سکههای تقلبی را از طریق یکی از دوستانم بهدست آورده بودم اما از آنجایی که ظاهرا این سکهها بسیار شبیه به سکههای واقعی بود برای اینکه بتوانم پولی بهدست آورم آنها را به مرد طلا فروش فروختم، پولهای حاصل از این سکهها را با کسی که سکهها را به من داده بود تقسیم کردم.
پلیس در تحقیقات خود متوجه شد کیانوش چندین بار پیش از این هم کارهای خلاف انجام داده بوده و حتی یکبار اشیاءعتیقه قلابی هم معامله کرده است، این در حالی است که در بازرسی از محل زندگی کیانوش مقداری سکه تقلبی دیگر نیز کشف شد، با توجه به این مدارک پلیس، نشان میداد به احتمال زیاد کیانوش از افراد دیگری هم به همین شیوه کلاهبرداری کرده است، تحقیقات ویژه از وی آغاز شده است.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....