میان ماه من تا ماه گردون
اگر آفتاب از غرب طلوع کند و در شرق غروب، چه اتفاقی میافتد؟
هیچ عزیز من، اصلا قرار نیست اتفاقی بیفتد، فقط آفتاب از غرب طلوع کرده و در شرق غروب کرده است.
اگر فکر کردهاید که این سوال و جواب بین ما و سایر دوستان رد و بدل شده، متاسفانه باید بگوییم که سخت در اشتباه هستید، این سوال و جواب بین یکی از حکمای چین باستان و فرزندش رد و بدل شده و ما فقط برای این که نشان دهیم قدمت بیخیالی چگونه به هزار سال قبل از میلاد مسیح باز میگردد، گفتگوی یاد شده را پیدا کردیم و برای شما نقل کردیم.
اصلا شاید باور کنید ما خودمان با این شیوه از کنار خیلی چیزها به سلامت میگذریم، وگرنه خیلی خیلی احتمال دارد که دخلمان بیاید، آن هم نه به شیوهای ابرو مندانه بلکه فقط و فقط از زور حرص خوردن.
مثلا همین ماجراهای یورو 2008 را ته ذهنتان مرور کنید، آدم نمیداند، اگر بیخیالی نبود چطور باید تحمل میکرد که دونادونی این طوری ایتالیا را مقابل هلندیها مفتضح کند.
از همه اینها گذشته ما ماندهایم که این توتی اگر ستون ما را نمیخواند چطور این باخت را تحمل میکرد.
ماجراهای برقی ما
این روزها که عجیب همه ما هوس کردهایم مثبت باشیم و بچسبیم به درس و مشق و امتحان پایان ترم و... مدام این برق بازیگوشی میکند و قطع میشود.
ما نمیدانیم چرا این آدمهایی که اینقدر دوست دارند لامپ اضافی روشن کنند، اصلا و ابدا به ما فکر نمیکنند. ما با چه زبانی باید بگوییم که اگر برق نباشد با نور شمع که نمیشود بازیهای یورو 2000 را دید. (ببخشید درس خواند و درس خواند و درس خواند). عجب دوره و زمانهای شده، میبینید چه گیری کردهایم ما.
داغ داغ داغ
اگر همه پیشنهادهای بیخیالی ما را بیخیال شدهاید، حداقل این یکی را جدی بگیرید و یادتان باشد که این روزها بازار شایعه تا دلتان بخواهد داغ است. از یک طرف یک عدهای دوست داردند شایعه بسازند و از طرف دیگر یک عدهای دوست دارند بعضی از اجناس را احتکار کنند تا ما بمانیم و بالا رفتن بیخود و بیدلیل قیمت برخی از اقلام مصرفی.
در همین هفتههای گذشته تا دلتان بخواهد، کالاهای مصرفی نایاب شد. از یک طرف در برخی از شهر ها،مردم بشدت با کمبود قند و شکر مواجه شدند و از طرف دیگر قیمت چای بدون دلیل در برخی از شهرها گران شد.
بعد هم که مسوولان محترم متوجه قضایا شدند و معلوم شد، نه از کمبود قند و شکر خبری هست و نه از کمبود چای و... .