1- اصلا معنای اصلی اوقات فراغت اختیار و آزادی عمل است. بنابراین بهتر است در این اوقات با خیالی آسوده و با آزادی عمل کامل فعالیت دلخواه و مورد نظرتان را انجام دهید و به جنبه مادی آن هم توجه نکنید.
2 - به سراغ رایانه رفتن و خود را با بازیهای کامپیوتری و گاهی هم چت سرگرم کردن بد نیست ولی به شرطهها و شروطهها. خیلی خود را جلوی مانیتور محصور نکنید.
فراموش نکنید که استفاده از رایانه تنها و تنها برای تنوع خوب است.
3 - دیدن دوستان و شاد کردن آنها هم میتواند سرگرم کننده باشد. البته هر چیزی حد و حدودی دارد و نباید فراموش کنید که در این مسیر افراد غیر موجه هم هستند که باید مراقب بود.
4 - ورزش کردن هم انواع مختلفی دارد. مثلا اسبسواری که ورزش مفرحی است ولی چون گران است، خیلیها نمیتوانند مزهاش را بچشند.
ورزشهای رزمی هم آنقدر انواعش زیاد است که نگو و نپرس. حالا دیگر پسر و دختر هم نمیشناسد. کشتی هم که توی خون هر ایرانی هست.
کمی پشتکار و همت داشته باشید حتما مدال هم میآورید. تیراندازی ورزش دیگری است که گر چه کمتر به کار میآید ولی باعث افزایش تمرکز و اعتماد به نفس میشود.
5 کتاب خواندن، رفتن به تئاتر و سینما بازدید از موزهها و ابنیه تاریخی و همینطور گشتوگذار در طبیعت به دور از سروصدای زندگی شهری از جمله کارهای دیگری است که با آنها میتوانیم جلوی هدر رفتن وقت و کسل شدنمان را بگیریم.
این را هم فراموش نکنیم که گذراندن لحظاتی با خود و در واقع خلوت شخصی داشتن هم اتفاق خوبی است. به این لحظات بها بدهیم چون موجب تقویت ذهن و رشد خودآگاهی ما میشود. به رفتارمان فکر کنیم تا درک جامعتری از زندگی به دست آوریم.
یک کلام، ختم کلام
اگر چه براساس مطالعات صورت گرفته، 71درصد شما جوانان و نسل سومیها معتقدید که اوقات فراغتتان به بطالت میگذرد، 80 درصد برنامههای دولت را در امر اوقات فراغت مطلوب نمیدانید و 89 درصد هم از بیعدالتی در توزیع امکانات عمومی شکوه دارید و البته تحقیقات اجتماعی هم نشان میدهد که یکی از عوامل مهم بزهکاری در جوانان، خالی بودن اوقات فراغت آنهاست که همین امر برنامهریزی بهتری را میطلبد، اما شما هم فراموش نکنید که نسل سومی هستید و انرژی خارقالعادهای دارید. راههای زیادی هم هست که میشود این انرژی را در راه درستش خرج کرد. پس بیایید خودمان به فکر خودمان باشیم.
روی علاقهمندیهایمان به گذراندن اوقات فراغت فکر کنیم و چارهای برایش بیندیشیم که به قول معروف: «کس نخارد پشت من / جز ناخن انگشت من».