در حاشیه کشف: تا به حال روی مگس خیلی کار شده است. یکی از دانشمندان دیگر هم سالها پیش به کشف مهمی در ارتباط با ساختار مگس نائل شده بود که در آن زمان مثل توپ در دنیا و کشور خودمان صدا کرد. این محقق دانشمند پس از سالها کشف کرده بود که هرگاه دو بال مگس کنده شود، مگس مورد نظر از ناحیه هر دو گوش کر میشود؛ به طوری که هرچه به آن مگس بگویید بپر؛ متاسفانه قادر به پرواز نخواهد بود. حتی پرواز با تاخیر.
کشف حاشیهای ما: به نظر ما که اگرچه کشف جدید دانشمندان سوئیسی که طبق آن مگسهای احمق بیشتر عمر میکنند از جهتی ممکن است درست بوده باشد، اما از جهتی دیگر خیلی غلط میباشد.چرا که مگسهای کودن زودتر گول انواع مگس کشها را میخورند و دارفانی را وداع میکنند. مگس باهوش، تا مگسکش را مثلا در میدان شوش برداری، او رفته است فرحزاد هوایی تازه کند. خدا وکیلی، ما هم دانشمند بودیم و خودمان را مخفی میکردیم.
نمونهای از دغدغههای یک مگس باهوش: برای چی آفریده شدیم؟.....چرا باید توسط برخی عوامل مگسکش به دست، دائما توسری بخوریم و دم برنیاوریم؟.....چرا اینقدر پشت سر ما حرف در میآورند؟ مگر ما چه کردیم که مستحق بدگویی شدیم؟... به چه حقی این آقای «سعدی» بر میدارد در گلستانش جمعی از اراذل و اوباش معروف به «دغلدوستان» را به ما تشبیه میکند که: «این دغل دوستان که میبینی/ مگسانند گرد شیرینی»؟.... چرا باید یکسره صدای سیفون بشنوم؟......مگر ما دل نداریم؟...مگر سمفونی چشه؟..... مگر ما نباید مثل یک مگس واقعی (کما هو مگس) زندگی کنیم؟.... چرا وقتی میخواهند به بقیه امید به زندگی بدهند، از زندگی ما مایه میگذارند؟....چرا گفتند بیمگس هرگز نماند هیچ تار عنکبوت؟.....مرگ بر عنکبوت!....مرگ بر مگسکش!...... مرگ بر این زندگی گل اندر گل!......یکی این سیفون را تا دسته بکشد، مرا راحت کند!.....
رضا رفیع