در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در واقع بسیاری از مداخلات ضروری جهان در یک دهه منتهی به این یورش در جاهایی مثل بالکان در حال و هوای امروز غیرممکن بود.
اولین و مشهورترین واقعیت، ادامه حیات رژیمهای خودکامه در عصر ارتباطات و پیشرفتهای دمکراتیک است. رژیم نظامی میانمار از همان ابزارهایی استفاده میکند که کسانی چون استالین برای در هم کوبیدن مخالفان و تحت نظر گرفتن زندگی مردم از آنها استفاده میکردند. نیازهای قربانیان طوفان نارگیس از نظر رژیمی که بر حفظ حاکمیت و قدرت خود متمرکز شده بود هیچ اهمیتی نداشت.
مساله دوم بیمیلی همسایگان میانمار به استفاده از توان جمعیشان برای ایجاد تغییر در این کشور بود. یک دهه قبل و زمانی که میانمار اجازه یافت به اتحادیه ملتهای جنوب شرق آسیا (ASEAN) بپیوندد رهبران منطقهای به من اطمینان دادند برای به حرکت درآوردن حاکمیت نظامی این کشور در جهت گشایش اقتصادی و استقرار دموکراسی تلاش میکنند اما به جز چند استثناء این وعده تحقق نیافت.
سومین واقعیت این است که اصل حاکمیت ملی به عنوان قاعدهای غیرقابل نقض و مقدم بر سایر اصول در حقوق بینالملل دوباره در حال قوت گرفتن است. بسیاری از دیپلماتها و کارشناسان سیاست خارجی امید داشتند که با فرو ریختن دیوار برلین نظام جهانی یکپارچهای عاری از دامنههای نفوذ به وجود آید که در آن آلامی که با امپراطوریهای مستعمراتی و جنگ سرد به وجود آمده بودند، درمان شود.
در چنین دنیایی، جامعه بینالملل باید مسوولیت خود را برای عبور از مرزهای حاکمیت ملی در شرایط اضطراری -برای جلوگیری از نسلکشی و پاکسازی قومی، دستگیری جنایتکاران جنگی، استقرار دمکراسی و ارائه کمکهای بشردوستانه در مقاطع و زمانهایی که دولتهای محلی از انجام اقدامات مناسب عاجز بود یا رغبتی به انجامشان ندارند- به رسمیت بشناسد.
در دهه 1990 میلادی چند مورد خاص به وقوع پیوست. دولت جورج بوش پدر برای جلوگیری از بروز قحطی در سومالی و برای کمک به کردهای شمال عراق وارد عمل شد؛ دولت کلینتون، رئیسجمهور منتخب هائیتی را به قدرت بازگرداند و ناتو به جنگ بوسنی پایان داد و عملیات وحشت اسلوبودان میلوشوویچ را متوقف ساخت، بریتانیاییها مانع از جنگ داخلی سیرالئون شدند و سازمان ملل متحد مجوز انجام عملیات نظامی برای صیانت از جان شهروندان تیمور شرقی و سایر جاها را صادر کرد.
این اقدامات، گامهایی در جهت تشکیل دولتی جهانی نبودند. آنها انعکاسدهنده این رویکرد بودند که نظامی بینالمللی برای پیشبرد ارزشهای حیاتی و بنیادین از جمله توسعه، عدالت و پایبندی به حقوق بشر وجود دارد. از این منظر اگرچه حاکمیت ملی همچنان موضوعی محوری است اما ممکن است مواردی پیش آید که در آن چارهای جز مداخله وجود نداشته باشد.
تصمیم دولت بوش برای جنگیدن در افغانستان پس از حوادث یازدهم سپتامبر 2001 متضمن چیزی که این دیدگاه را تضعیف کند، نبود چرا که به وضوح انگیزه خود را از اصل دفاع از خود به عاریت گرفته بود. با این حال تهاجم به عراق که دولت بوش با شعار پرطمطراق بازدارندگی قدم به وادیاش گذاشت مساله دیگری بود.
این حمله واکنشهایی منفی را برانگیخت که حمایت از مداخلات فرامرزی را حتی برای اهداف عالی و ارزشمند کاهش داده است. دولتها به ویژه در کشورهای در حال توسعه اکنون عزم خود را برای حفظ اصل حاکمیت ملی حتی در مقاطعی که هزینههای انسانی پایبندی به این اصل بالا است، جزم کردهاند.
دقیقا به همین دلیل حاکمان میانمار از مکافات اقدامات جنایتکارانه خود در امان بودهاند، سودان توانست شرایط حضور نیروهای بینالمللی در دارفور را به سازمان ملل دیکته کند و دولت زیمبابوه میتواند نتایج انتخابات رئیسجمهوری را آنگونه که میخواهد دستکاری کند و تغییر دهد، رهبران سیاسی در پاکستان به رغم احیای القاعده و افزایش هستههای طالبان در مناطق بیقانون شمال غرب این کشور به دولت بوش گفتهاند باید دست از سر این کشور بردارد و به رغم تلاشهای اخیر برای اعمال دکترین «مسوولیت برای صیانت» در نظام بینالملل اصل مداخله بشردوستانه قوت و جاذبه خود را از دست داده است.
وجدان دنیا خواب نیست اما پس از آشفتگیهای سالهای اخیر دچار سردرگمی شده است. برخی دولتها با در نظر گرفتن هرگونه استثنایی برای اصل حاکمیت ملی به دلیل آن که از هدف انتقاد گرفتن سیاستهای خودشان نگران هستند، مخالفت میورزند. دیگران از اصل غیرقابل نقض بودن حاکمیت دفاع میکنند مگر آن که دوباره به قضاوت آنانی که استثناها را پیشنهاد میدهند، اعتماد پیدا کنند.
در بطن این مباحثه این سوال قرار دارد که نظام بینالمللی چیست؟ آیا این نظام مجموعهای از پیچ و مهرههاست که توسط دولتها سر هم شده تا از دولتها محافظت کند؟ یا این که چارچوبی پویا و زنده از قواعد و قوانینی است که تبدیل دنیا به جای مناسبتر برای زندگی انسان را دنبال میکند؟
ما میدانیم دولت میانمار به این سوال چه پاسخی میدهد اما ما باید به صدا و نالههای ملت میانمار گوش بسپاریم.
* وزیر امور خارجه پیشین ایالاتمتحده در سال های 1997 تا 2001
منبع: نیویورکتایمز/12 ژوئن 2008
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: