در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگر موافق باشید از تشکیل معاونت علمی آغاز کنیم. همزمان با اعلام تشکیل این معاونت، برخی انتقادها و سوءتفاهمها به وجود آمد، مبنی بر این که جایی که ما نهادهای فعال مختلفی مانند وزارت علوم، وزارت بهداشت و پژوهشگاههای مختلف در حوزه پژوهش داریم، معاونت علمی باعث تداخل در فعالیت این مراکز خواهد شد. یعنی معاونت با توجه به قدرتی که دارد، بودجهها را در اختیار میگیرد. تقسیم و تخصیص منابع را براساس صلاحدید خودش انجام میدهد و بعد پژوهشگاهی که نتواند خوب عملکرد خود را توجیه کند، بودجهاش را از دست میدهد. این موضوع شاید یکی از جدیترین سوءتفاهمها بوده که ما تاکنون درخصوص وجود معاونت علمی شنیدهایم. آیا معاونت علمی آمده است که در کار پژوهشگاه و مراکز علمی دخالت کند یا خلائی وجود داشت که معاونت علمی درصدد رفع آنهاست؟
امیدوارم همه پژوهشگران و مراکز پژوهشی کشور در عمل به جایگاه معاونت واقف شوند. در یک سالی که از تاسیس معاونت میگذرد تا حدی این جایگاه مشخص شده، اما به طور خلاصه هدف این است که با هماهنگیهای بیشتر مشکلات و موانعی که پیش روی مراکز پژوهشی و پژوهشگران است با استفاده از اختیارات ریاستجمهوری و دولت رفع شود، نظام علم و فناوری کشور شکل بگیرد و چرخه ملی نوآوری تکمیل و فعال شود.
با توجه به این هدف مطلوبی که دارید وضعیت کنونی پژوهش را چگونه ارزیابی میکنید؟
پژوهش در کشور وضعیت خاصی دارد. از یک طرف نقاط قوت بسیار بزرگی در کشور داریم و از مرحله تلاش برای رفع کمبودهایی که در سازوکارهای تربیت نیروی انسانی داشتیم با موفقیت گذشتهایم. زمانی بود که در کشور با کمبود شدید نیروی انسانی متخصص مواجه بودیم و بسیاری از متخصصان مورد نیاز از دیگر کشورها میآمدند.
خوشبختانه امروز این نقص کاملا برطرف شده و با خیل انبوهی از نیروهای آموزشدیده در حوزههای مختلف مواجه هستیم. زمانی بود که پژوهش در کشور ناشناخته بود و گامهای اولیه برای کارهای پژوهشی در کشور برداشته میشد.
خوشبختانه با توسعه تحصیلات تکمیلی در کشور، تاسیس صدها پژوهشگاه، پژوهشکده، مرکز پژوهشی، مرکز رشد، پارک علم و فناوری و انواع دیگری از بنگاههای علمی و فناوری، در کشور با خلا مراکز پژوهشی مواجه نیستیم. زمانی بود که تولید علم در کشور قدمهای اولیه را برمیداشت و تولیدات علمی ما در دنیا به کلی ناشناخته بود، اما امروز خوشبختانه بالاترین رشد تولیدات علمی بینالمللی در دنیا مربوط به ایران است و پژوهشگران و دانشمندان ما به خوبی راه دستیابی به مرزهای دانش را پیدا کردهاند. اینها نقاط مثبت ماست.
از طرف دیگر، مراکز پژوهشی ما با ضعفهای اساسی مواجهاند. شاید در ظاهر بیشتر کمبود منابع مالی مطرح باشد، اما علاوه بر این موضوع، مشکلات متعدد دیگری هم وجود دارد؛ به عنوان مثال ترکیب نیروی انسانی در این مراکز به شکل مطلوب نیست و احتیاج است که نیروهای برجسته پژوهشی در این مراکز مشغول به کار شوند، اما با موانع استخدامی و ارتقای نیروی انسانی مواجه هستند.
بسیاری از مراکز برای ارتقای نیروی انسانی محدودیت دارند و بسیاری از نیروهای برجسته جذب مراکز آموزشی میشوند؛ چراکه هنوز آموزش، جایگاهی بالاتر از پژوهش در کشور دارد. مسالهیابی پژوهش در کشور با دشواری مواجه است. از بسیاری از مسوولان اجرایی کشور میشنویم که پژوهشها متمرکز بر نیازهای آنها نیست. همین طور گلایه مراکز پژوهشی را میشنویم که دستاوردهای آنها به عرصه عمل نمیرسد و اجرایی نمیشود یا در دستگاههای اجرایی به آنها توجه نشده است.
اینها واقعیتهایی هستند که وجود دارند، اما چنین واقعیتهایی ناشی از این نیست که مسوولان اجرایی تمایلی ندارند مشکلاتشان با پژوهش حل شود یا ناشی از این نیست که محققان ما تمایل دارند فقط به ایدهآلها و آرمانهای خودشان توجه کنند و دلشان نمیخواهد در جریان مسائل اجرایی کشور مشکلگشا باشند.
حقیقت این است که چنین تمایلاتی وجود دارد، اما صرف وجود این تمایلات برای برقراری پیوند و نزدیکی پژوهش و کاربرد کافی نیست. مسائل و مشکلات اساسیتری نیز وجود دارد. اگر این پیوند برقرار بشود، کشور ما وارد یک مرحله جدید از توسعه شده است؛ البته به همان اندازه که حل این مشکل فواید زیادی برای کشور دارد، حل آن نیز با دشواریهای بزرگی روبهروست. پس باید کارهای اساسی در این زمینه صورت گیرد.
یک بخش این کارها به مراکز پژوهشی و پژوهشگران مربوط میشود و بخش مهمی هم به عهده دولت است. دولت باید راه را برای کاهش مشکلات این مراکز هموار کند و واقعا پژوهشها طوری اجرا شود که به صورت طبیعی به مرحله عمل برسد.
برای این کار لازم است از اولین گامهای یک پژوهش که یافتن مساله مورد پژوهش است، همکاری وجود داشته باشد؛ چراکه در یافتن موضوع پژوهش نهتنها پژوهشگران به تنهایی نمیتوانند تعیینکننده باشند، بلکه حتی بهرهبردار نهایی مانند بخش صنعت یا به صورت عمومیتر بازار هم نمیتواند به تنهایی تصمیمگیرنده باشد.
در واقع صنعت به تنهایی نمیتواند مشکل خود را که باید با پژوهش حل شود، درک و تعریف کند. باید پژوهشگر و کاربر کنار هم بنشینند و ضمن این که از کار هم مطلع میشوند، مشکلاتی را بیابند که اگر برای حل آن پژوهش صورت گرفت، نتیجهاش براحتی قابل استفاده باشد. ما تا رسیدن به این مرحله فاصله زیادی داریم.
مشکل دیگری که در کشور وجود دارد و پژوهشگران برجسته ما و مراجعی که بودجههای پژوهشی را اختصاص میدهند مانند سازمان مدیریت و برنامهریزی و در حال حاضر معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی از آن بشدت گله دارند، تکرار نامناسب پژوهشهاست؛ البته تکرار پژوهش همیشه مذموم نیست، اما ما تکرار نامناسب داریم.
یعنی پژوهشگران ما اطلاعات کافی در اختیار ندارند تا بدانند چه پژوهشهایی در کشور انجام شده و به کجا رسیده یا چه کسی آنها را انجام داده است. بنابراین پژوهشهای تکراری انجام میشود و با توجه به کمبود منابع، زیان زیادی از این نظر به کشور وارد میشود. این مشکلات باید به صورتی مناسب حل شوند.
اما با توجه به خلائی که طی سالهای متمادی در این روند احساس میشده، چرا حالا به فکر راهکار افتادهایم؟ آیا واقعا بموقع به این مشکل رسیدگی کردهایم یا این که برای پرداختن به آن، دیر دست به کار شدهایم؟
مدتهاست که مشکلات کم یا زیاد برای پژوهشگران و مسوولان کشور شناخته شدهاند، البته در سالهای اخیر که چرخه پژوهش به راه افتاده، این مشکلات بیشتر خود را نشان میدهند. تا چندی پیش، اصلا موضوع پژوهش در کشور به طور جدی مطرح نبود. در دانشگاهها فقط آموزش مطرح بود و مراکز پژوهشی زیادی نداشتیم، بنابراین این مشکلات کمتر خود را نشان میدادند.
اما الان که پژوهش به راه افتاده و ما صدها پژوهشگاه، پژوهشکده و مرکز پژوهشی داریم، مشکلات نمایان شدهاند، یعنی در سالهای اخیر مساله هماهنگی پژوهشها، همکاری بین بخشهای مختلف در پژوهش نمود پیدا کرده است، پس این مسائل از گذشته وجود داشتهاند، اما چون کارها در سطح نازلی بوده، به چشم نمیآمدهاند.
البته پیش از تاسیس معاونت هم کارهای خوبی برای کاهش این مشکلات در کشور انجام شده است، مثل تاسیس دفاتر همکاری با صنعت در دانشگاه، تاسیس دفاتر همکاری با دانشگاهها در صنعت، دفتر همکاریهای فناوری در ریاستجمهوری و اقدامات خوب دیگری که تا حدی موثر بود.
البته تا حد خیلی کمی، چون همچنان طی سالها بین صنعت و دانشگاه شکاف عمیقی وجود داشته است؟
درست است. با در نظر گرفتن افق آرمانی باید بگوییم ما خیلی عقب هستیم و اگر بعضی از کشورهای در حال توسعه را مورد توجه قرار دهیم، میبینیم که واقعا عقب هستیم؛ بنابراین بهترین اقدامی که کشور میتوانست انجام دهد این بود که بالاترین مرجع اجرایی کشور، یعنی ریاستجمهوری وارد شود و به همین دلیل اجماعی در سطوح عالی کشور صورت گرفت و در نهایت این معاونت تاسیس شد تا بدون آن که وارد برنامههای انعطافناپذیر شود و ابتکار عمل و آزادی مراکز و پژوهشگران را سلب کند، با کمک و همفکری آنها از امکانات کشور که کم هم نیستند به نحو احسن استفاده شود. مساله این است که این همه سرمایه انسانی ارزشمند، این همه منابع مالی و امکانات چطور کنار هم قرار بگیرند که ایران به عنوان کشوری دارای آرمانهای بلند بتواند از لحاظ علمی و پژوهشی در دنیا بدرخشد.
خوشبختانه در یک سال گذشته برای این منظور گامهای خوبی برداشته شد و با مشارکت و همفکری بسیاری از مجامع رسمی و غیررسمی، مجموعهای از برنامهها تهیه شد که برنامه ساماندهی و تقویت نظام علم و فناوری کشور تنها نمونهای از این برنامههاست.
این برنامه درازمدت است. رووس آن در سال 1386 تهیه شده و مقداری از آن که باید امسال اجرا شود در قالب لایحه بودجه به تصویب دولت و بعد در قالب قانون بودجه سال 1387 به تصویب مجلس رسید و اجرای آن شروع شد.
اساس این برنامه همان طور که گفته شد، این است که اولا ما فعالیتها و ساختارهای علمی و فناوری کشور را به صورت یک نظام درآوریم، با همان خصوصیات علمی که یک نظام دارد و بعد آن را تقویت کنیم؛ بنابراین هم بحث تقویت و پشتیبانی از فعالیتهای علمی موردنظر است و هم هماهنگی و همسو شدن آنها در قالب یک نظام مطرح.
به این منظور، یک برنامه مصوب دولت و مجلس با این عنوان داریم، اما کارهایی برای اجرا و تحقق این منظور شروع شده است. یکی از این موارد، تنظیم سیاستهای این مراکز است که به صورت هماهنگ انجام میشود. ما تاکنون برای مراکز پژوهشی کشور سیاستهای واحدی نداشتیم، البته شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوبات کلان و کلی داشته است، اما در سطح عملیات و اجرا اصولا سیاستی در کشور وجود نداشته است و در واقع برای اولین بار مقرر شد این سیاستها تهیه و به دستگاهها ابلاغ شود و در ادامه به اجرا در بیاید.
در طول یک سال گذشته، مطالعات سیاستی مختلفی صورت گرفت. اسناد مختلفی که ذیل برنامه چهارم در وزارتخانههای مختلف تهیه شده بود، مورد مطالعه قرار گرفت و البته کارهای جدیدی هم انجام شد. با استفاده از این موارد، سیاستهای مراکز پژوهشی وابسته به دستگاههای اجرایی کشور تهیه شد. در ضوابط اجرایی بودجه هم بصراحت ذکر شد که این سیاستها باید تهیه و ابلاغ شوند و مسوولیت کار به عهده معاونت قرار گرفت.
البته از قبل کارهای کارشناسی را انجام داده بودیم و پیشنویسها آماده شده بود. طی 2 ماهی که از سال جدید میگذرد، پیشنویس این سیاستها با معاونان پژوهشی وزارتخانهها و تعدادی از پژوهشگاهها به مشورت گذاشته شد البته ما صدها مرکز پژوهشی در کشور داریم؛ اما پژوهشگاهها و پژوهشکدههای مهمتر به جلساتی دعوت شدند و نظرات آنها اخذ و تا حد امکان در پیشنویس اعمال و متن نهایی سیاستها تهیه و ابلاغ شد.
در حال حاضر مراکز پژوهشی بجز مراکز وابسته به 5 وزارتخانه که در ضوابط جرایی بودجه مصوب دولت مستثنا شدهاند؛ یعنی وزارت علوم، وزارت بهداشت، وزارت جهاد کشاورزی، وزارت دفاع و وزارت آموزش و پرورش؛ بقیه وزارتخانهها و سازمانهای اصلی که بخش اعظم مراکز پژوهشی را دارند، ذیل سیاستها قرار میگیرند و این سیاستها به آنها ابلاغ شده است.
این سیاستها هم حمایتی هستند و هم هدایتی. یعنی از یک طرف به بهبود روند کاری و تقویت فعالیتهای آنها کمک میکند و از طرف دیگر، کارهایشان را با یکدیگر هماهنگ میکند و در جهت تحقق چشمانداز 20 ساله کشور و اجرای برنامههای توسعه قرار میدهد.
ما تاکنون برای مراکز پژوهشی کشور سیاستهای واحدی نداشتیم، البته شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوبات کلان و کلی داشته است؛ اما در سطح عملیات و اجرا اصولا سیاستی در کشور وجود نداشته است و در واقع برای اولین بار مقرر شد این سیاستها تهیه و به دستگاهها ابلاغ شود و در ادامه به اجرا دربیاید.
در این میان، شاید برداشت عمومی صورت بگیرد، مبنی بر اینکه عمده سیاستگذاریهایی که در معاونت علمی صورت میگیرد به سمت پژوهشهای کاربردی هستند، البته از جهات مختلفی این کار لازم است؛ چراکه ما خیلی از پژوهشهای صرف را داشتهایم که به نتیجه نرسیدهاند. آیا این به معنی غفلت کردن از پژوهشهای بنیادی و علوم پایه است؟ آیا برای این علوم هم فکری شده یا نه تمرکز جدی ما روی پژوهشهای کاربردی است؟
سوال بسیار خوبی است. ما از یک طرف احتیاج داریم علم را به رفاه مردم تبدیل کنیم و به کالا و خدماتی که در کشور عرضه میشوند نفوذ دهیم. این یک نیاز اساسی است که باید درخصوص آن کارهای زیادی انجام دهیم؛ زیرا یکی از مشکلات این است که نتایج پژوهشها در حل مشکلات مورد استفاده قرار نمیگیرند. اما از طرف دیگر، ما میدانیم پژوهشهای کاربردی و حل مشکلات براساس پژوهش باید بر مبنای تحقیقات عمیق علمی صورت گیرد. اگر یک چشمههای زاینده علمی در کشور وجود نداشته باشد، تحقیقات کاربردی کمدوام و کمفایده خواهند بود، ضمن آن که مشکلات را به صورت اساسی حل نخواهد کرد.
بنابراین، ما باید نقطه تعادلی را بین پژوهشهای بنیادی و پژوهشهای کاربردی برقرار کنیم. البته منابع ما محدود هستند و اینجاست که برنامهریزی سیستمی بسیار ضرورت پیدا میکند و ما کوشیدهایم تا حد زیادی این برنامهریزی را انجام دهیم و به نقطه بهینهای در تخصیص منابع برسیم.
رمز کار هم این است که علم و فناوری را در یک چرخه نوآوری دیدیم، یعنی در واقع این دو نوع پژوهش را از هم جدا ندیدیم. در چرخه نوآوری کار از یافتن مساله شروع میشود بعد به تعریف موضوع پژوهش، انجام پژوهش، تبدیل دستاورد پژوهشی به فناوری، طراحی و مهندسی براساس فناوری، نفوذ دادن آن در کالا و خدمات، رساندن به بازار و در اختیار مصرفکننده قرار دادن میرسد.
تکمیل این چرخه از مهمترین کارهای ماست. معاونت در واقع غیر از بحث ساماندهی نظام علم و فناوری و تبدیل ساختارهای موجود در کشور به یک نظام، مدیریت تکمیل این چرخه را نیز به عهده دارد؛ بنابراین باید حلقههای مختلف این چرخه را تقویت و حلقههای مفقوده را ایجاد کنیم.
از این رو ضمن این که توجه خوبی به پژوهشهای کاربردی و تولید و توسعه فناوری شده، 4 برنامه خاص برای کمک به نهضت تولید علم هم تدوین شده است که بیشتر روی پژوهشهای بنیادی متمرکز است.
لزوم حمایتهای مالی برای تحقق اهداف
اگر به سیاستهایی که اشاره کردم برگردیم، ما باید منابع بیشتری را به امر پژوهش اختصاص دهیم. خوشبختانه امسال بخشی از منابعی که در گذشته مقرر شده بود که به پژوهش اختصاص پیدا کند اما اطمینان بر اختصاص پیدا کردن حتمی آنها نداشتیم؛ به صورت قطعی و در لایحه بودجه که دولت تدوین کرد، از ابتدا از بودجههای جاری جدا شد و به پژوهش اختصاص یافت. بنابراین از این بخش حمایت بیشتری میکنیم.
در نیمه امسال یعنی در حدود شهریور یک ارزیابی از مراکز پژوهشی خواهیم داشت تا دریابیم مراکز پژوهشی ما تا چه حد در محقق کردن این سیاستها تلاش و تا چقدر توفیق یافتهاند که در این صورت به مراکز موفق علاوه بر بودجه مصوب، منابع مالی جدیدی به عنوان تشویق و تقدیر اختصاص مییابد. به عبارت دیگر، تحت همان برنامه ساماندهی و تقویت نظام علم و فناوری کشور به مراکز پژوهشی کمک میکنیم.
اما این سیاستها جامع و بلندمدت هستند و انتظار داریم دستگاهها تحقق آنها را بلافاصله شروع کنند، اما انتظار نداریم در کوتاهمدت همه این سیاستها کاملا اجرا شوند؛ چراکه این یک نیاز طولانیمدت در کشور بوده که الان نظام به آن رسیده است و اجرا میکند. مطمئنا چنین نیازی ظرف یک یا 2 سال به صورت کامل برآورده نمیشود. اما ما به همین زودی یعنی 4 ماه بعد مراکز پژوهشی را ارزیابی میکنیم و انتظار داریم حرکت محسوسی به سمت اجرای آنها انجام داده باشند.
ازجمله مواد این سیاستها این است که مراکز پژوهشی باید چشمانداز خودشان را مشخص، یعنی معلوم کنند که در افق بلندمدت به کجا و به چه دستاوردهایی میخواهند برسند و برنامههای راهبردی برای رسیدن به چشمانداز خودشان را تدوین کنند. البته برخی مراکز در حال حاضر این برنامه راهبردی را دارند؛ اما ما انتظار داریم همه مراکز پژوهشی چنین برنامهای را داشته باشند و این چشمانداز و این برنامه راهبردی در هر مرکز پژوهشی به حرکت پژوهشی کل کشور به سمت چشمانداز 20 ساله کمک میکند.
بهاره صفوی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: