تورهای ایرانگردی باشگاه‌ها از تهران یا تمامی شهرها؟

3 تیم در شهر بی ورزشگاه

شکست استیل آذین مقابل سپاهان نوین، نه تنها حاصل یک اتفاق خام و طبیعی در فوتبال نبود که دقیقا از درون واقعیت‌های بازی به دست آمد. شکست سهم واقعی استیل آذین بود و پیروزی برای تیمی که همه چیز را از نقطه صفر در فاصله‌ای نه‌چندان دور از امروز آغاز کرده است طبیعی و بحق به نظر می‌رسید. باید اول نگاهی اجمالی به عملکرد سپاهان نوین داشت و سرانجام به نتیجه بعدی رسید.
کد خبر: ۱۸۰۵۹۸

حسین چرخابی تیمش را اینگونه تشریح می‌کند: ما از رده امیدهای کشور آغاز کردیم و در همان سال نخست هم به قهرمانی کشور رسیدیم، سپس با همان تیم جوان راهی بازی‌های زیرگروه کشوری شدیم و با قهرمانی در همان بازی‌ها به لیگ دو صعود کردیم. در لیگ دو همان عنوان قهرمانی باز تکرار شد و حالا خوشحالیم که بدون حتی یک سال وقفه به لیگ برتر سلام می‌کنیم.

تعریف این مربی از نمایش کلی تیمش آن قدر کامل و مکفی هست که برای عملکرد خود او و تیم جوانش احترام ویژه‌ای قائل شویم. جوانان اصفهانی مقابل متمول ترین تیم خصوصی فوتبال کشور موفق به پیروزی و راهیابی به لیگ برتر می‌شوند و این دقیقا در حالی است که اگر بخواهیم با واقعیت‌های این فوتبال زندگی کنیم، گریزی از این حقیقت تلخ نیست که مجموع قراردادهای بازیکنان سپاهان نوین به رقم قرارداد یک ستاره تیم پروین هم نمی‌رسد!

در عین حال که باید با احترامی ویژه در مورد سپاهان نوین قلم چرخاند و از محترمانه ترین جملات برای این صعود استفاده کرد، ولی این سوال شکل می‌گیرد که با وجود تمایلی که برای انتقال تیم‌های بی هوادار در شهرهای خاص (تا امروز تهران) وجود داسته و دارد، تکلیف سپاهان نوین در شهر اصفهان چه خواهد شد؟! آیا می‌توانیم تصور کنیم در استان اصفهان که لااقل به واسطه میزان هواداری تماشاگرانش در ورزشگاه‌ها اشباع شده است، یک نماینده دیگر هم به جمع لیگ برتری‌ها افزوده شود؟! این سوال شاید برای سپاهان نوین در چنین مقطع زمانی به منزله جامی پر از شوکران باشد که البته گریزی از آن نیست.

استدلال اولیه برای خروج تیم‌های متمول و صنعتی تهرانی به شهرستان‌ها، قبل از هر چیز تقسیم به مساوات فوتبال در سراسر کشور بود. این که پاس با تمامی کارنامه باشکوهش در قهرمانی‌های داخلی و برون مرزی هیچ گاه نتوانست جمعیتی را هوادار خود ببیند، قابل تامل بود. پاس که بسان مکتب بازیکن سازی فوتبال ایران می‌ماند، از تهران رفت تا همدان در حالی صاحب فوتبال شود که سال‌ها در تب آن می‌سوخت. احداث ورزشگاهی برای استات سیستان و بلوچستان با توجیه فرستادن یک تیم لیگ برتری به این استان محروم صورت گرفت و البته همین امروز راه‌آهن و صباباتری و پیکان نیز در آستانه وداع با پایتخت قرار گرفته‌اند. باور این که باید فوتبال در تمامی کشور منشعب می‌شد حسی دوگانه می‌سازد. از سویی به یاد کودکی می‌افتیم که بدون صرف زحمتی صاحب مدرک تحصیلی شده است و البته که تماشای شور هواداری همین جمعیت هر بیننده‌ای را ذوق زده می‌کند. حالا باید این سوال را طرح کرد که انتقال تیم‌ها فقط بر اساس تهرانی بودن آنها صورت می‌گیرد یا اصول دیگری در این بین تعیین کننده است؟

به اصفهان نگاهی می‌اندازیم که تیم اول خود را سپاهان می‌شناسد و جمعیتی حدود 30هزار هوادار را طی سال‌های اخیر و به واسطه هزینه‌های صرف کرده در اختیار خود می‌بیند. اما تیم دوم با فاصله‌ای غیر قابل انکار ذوب‌آهن اصفهان شناخته می‌شود که هرگز بیش از 3 هزار هوادار را برای خود روی سکوهایش ندیده است. آیا این شهر با این میزان توجه فوتبالی و اشتیاق هواداری و البته وجود دو تیم قدیمی، نیازی به یک ضلع سوم دارد؟

سوال را به شکلی کامل‌تر طرح می‌کنیم. پاس در تهران اگر به لحاظ حمایت تماشاگری به میدان می‌رفت، در عوض صاحب امکاناتی مثال‌زدنی بود. برخورداری از زمین تمرین، ورزشگاه مناسب و البته پشتوانه‌های سخت‌افزاری ایده‌آل از پاس چهره‌ای متشخص می‌ساخت. راه‌آهن همین امکانات را در وسعتی کمتر داراست و صبا را باید یکی از مجهزترین تیم‌های لیگ دانست. آنها می‌روند تا شهرها رنگ فوتبال را به خود ببینند... اما در شهری که فقط یک ورزشگاه در فاصله 35 کیلومتری‌اش دارد، چگونه می‌خواهد میزبان سه تیم لیگ برتری باشد؟ تصور کنید در یک هفته سپاهان نوین و ذوب‌آهن در اصفهان میزبان باشند، در آن صورت کدام تیم در فولادشهر بازی می‌کند و پرسش مهمتر این که تیم دیگر کدام ورزشگاه را برای میزبانی از حریف در اختیار خواهد داشت؟ پرسش سوم تا حدودی متوجه خود دولتمردان می‌شود... اگر سپاهان و ذوب‌آهن و مس کرمان و فولاد خوزستان برای وزارت صنایع و معادن به دنبال تبلیغات ورزشی هستند، وجود یک سپاهان دوم در یک شهر چه توجیه فرهنگی، اجتماعی، ورزشی و صد البته مالی خواهد داشت؟!

با طرح همین پرسش‌ها می‌توانیم به استقبال آینده‌ای برویم که برای سپاهان نوین در لیگ برتر ترسیم خواهد شد. لرستان، سیستان، بندرعباس و قم و قزوین چرا نباید صاحب یک تیم لیگ برتری باشند و یا اصلا بپرسیم چرا باید یک کارخانه صنعتی در یک شهر دو تیم فوتبال بسازد و اما در سایر شهرها هیچ اقدام مفیدی برای ورزش جوانان نکند؟ آیا دولتمردان و رئوس ورزش ایران متوجه این واقعیت شده‌اند که سال‌ها در یک شهر سه تیم از یک کارخانه را حمایت مالی می‌کردند؟!

پیام یونسی پور

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها