این بازیگر جوان نقش اصلی را در فیلم «دریلبیت تیلور» بازی کرده که با موفقیت روی پرده سینماهاست. او در فیلم نقش مردی به نام دریلبیت تیلور را بازی میکند که با مشکلات بامزهای روبهرو میشود. این فیلم اولین اثر سینمایی اوئن ویلسن روی پریده سینماها پس از خودکش نافرجام او در سال گذشته است. به همین دلیل، اکران عمومی فیلم برای کارنامه سینماییاش اهمیت زیادی دارد. این کمدین که برادر بزرگتر لوک ویلسن دیگر بازیگر سینماست، 18 نوامبر 1968 در تگزاس به دنیا آمد.
کد خبر: ۱۷۶۷۴۷
پس از پایان تحصیلات متوسطه راهی آکادمی نظامی در نیومکزیکو شد. بعد از آن بود که برای ادامه تحصیل به دانشگاهی در تگزاس رفت. آشنایی با وس اندرسن (فیلمساز موفق سالهای بعد) بود که مسیر زندگیاش را عوض کرد. این دو با همکاری یکدیگر فیلمنامهای نوشتند که برای یک تهیهکننده فرستاده شدو جیمز ال بروکس فیلمساز، آن را برای ساخت در اختیار گرفت. فیلم که «باتل راکت» (1996) نام داشت مورد توجه منتقدان قرار گرفت، ولی در گیشه نمایش شکست خورد. ویلسن راهی هالیوود، شد در آنجا او، دو برادرش و اندرسن با یکدیگر هم خانه بودند. در این محل بود که او شانس بازی در فیلمهای سینمایی را پیدا کرد، اولین نقشهایش کوتاه و مکمل بودند که میتوان از آنها به «آناکوئدا» (1997) و «آرماگدون» (1998) اشاره کرد. در «جن زدگی» (1999) نقش مهمی گرفت و توانست قدرت بازیگریاش را به نمایش بگذارد. توجه صنعت سینما به او جلب شد و در «ظهر شانگهای» (2000) نقش مقابل جکیچان را بهعهده گرفت. در فیلمهای جدی مثل «ملاقات والدین» (2000)، «زولندر»، «پشت خطوط دشمن» (2001)، «من جاسوس» (2002) نقشهای خوبی میگیرد و در قسمت دوم «ظهر شانگهای» (2003) ظاهر میشود.
حضور در «استارسکی و هاچ» (2004) بود که او را به عنوان یک ستاره درجه یک معرفی کرد. در «دور دنیا در هشتاد روز» (2004) دوباره با جکیچان هم بازی میشود. «عروسی خرابکنها» (2005) باعث موفقیت بیشتر ویلسن میشود. در انیمیشین «ماشینها» (2006) بهجای کاراکتر اصلی فیلم صحبت میکند. «من، تو و پری» او هم در همین سال با موفقیت مالی خوبی روبهرو میشود. برای سال جدید «من و مارلین» را آماده نمایش دارد. قرار است در قسمت دوم «شبی در موزه» (که در قسمت اول آن نقش کوتاهی داشت) و «شورشیها» هم بازی کند. ویلسن در حال حاضر یکی از موفقترین بازیگران کمدی جوان صنعت سینماست.