با دکترعلی‌اکبرجلالی، پژوهشگر برجسته کشور درحوزهIT

چارچوب‌ها را برداریم‌

دکتر علی‌اکبر جلالی از جمله افرادی است که وقتی با آنها صحبت می‌کنی، آنقدر خودمانی و متواضع هستند که فراموش می‌کنی در پشت این چهره خندان و بی‌ریا، ذهنی فعال وجود دارد که با نظریات و پژوهش‌هایش می‌تواند سطح زندگی انسان را ارتقا دهد. جلالی، محققی آینده‌نگر است که نظریه موج چهارم، عصر مجازی را برای اولین بار در دنیا مطرح کرده و در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات کشور آنقدر فعال است که حضور او را در تمام عرصه‌ها و بخش‌های این علم بوضوح می‌توان دید. او که معتقد است شهر، روستا، بانک، مدرسه، خرید و حتی کار‌کردن باید به صورت الکترونیکی درآید، می‌گوید: برای آن که بتوانیم همگام با جهان پیش برویم، لازم است از چارچوب‌های خود بیرون بیاییم و به جهان توسعه یافته پل بزنیم.
کد خبر: ۱۷۶۴۳۱

فناوری‌های اطلاعاتی را شاید بتوان معجزه دوران مدرن نامید که زندگی همه ما را دگرگون کرده است. همه ما امروزه تحت تاثیر این فناوری و هر روز شاهد رشد آن هستیم. چرا IT تا این حد گسترش یافته است؟

فناوری اطلاعات و ارتباطات در جهان به یکی از محورهای اصلی توسعه تبدیل شده است و گفته می‌شود تا سال 2010 میلادی بیش از 95 درصد امور مردم بدون این فناوری قابل انجام نخواهد بود. به همین علت، برخی کشورها از حدود یک دهه پیش  به این مساله آگاه شدند و تمام سیستم‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی خودشان را براساس فناوری اطلاعات ساماندهی مجدد کرده‌اند. به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، ما باید برای سال‌های قبل از 2000 میلادی مقطع تاریخی قائل شویم. آن دوران را جهان سنتی بنامیم و پس از آن را جهان توسعه یافته. بنابراین، بحث جدیدی مطرح شد به نام هزاره سوم و بحث استفاده از موج سوم (فناوری اطلاعات و ارتباطات)‌ در واقع از سال 2000 میلادی در بیشتر کشورها خانه تکانی اساسی انجام شده است. در نتیجه بخش‌های مفید انتخاب شدند و با مابقی به عنوان رویدادهای تاریخی خداحافظی کردند. به این ترتیب، زندگی جدیدی با عنوان جامعه اطلاعاتی مطرح شد. در سال‌های 2003 و 2005 میلادی در 2 اجلاس بسیار بزرگ که در سطح سران کشورهای جهان برگزار شد، در نهایت به این نتیجه رسیدند که باید تعریف جدیدی از جامعه در هزاره سوم داشته باشیم که اسم آن را جامعه اطلاعاتی گذاشتند.

در جامعه اطلاعاتی زندگی و امور زندگی باید بر مبنای فناوری اطلاعات جلو برود و برای قانونمند شدن این قضیه 2 برنامه جهانی در 2 اجلاس تصویب شد. برنامه اصول جامعه اطلاعاتی و برنامه عمل جامعه اطلاعاتی که براساس آنها باید جامعه اطلاعاتی شکل می‌گرفت و پیشرفت می‌کرد. ایران هم که یکی از اعضای جامعه اطلاعاتی است، نقش بسیار فعالی را ایفا کرد و توانست به موفقیت‌های نسبتا خوبی در زمان خودش دست یابد. آنچه در حال حاضر اهمیت دارد و نباید آن را فراموش کرد، آن است که فناوری اطلاعات هم به عنوان یک ابزار تسهیل‌کننده برای روابط اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و هم به عنوان یک ابزار توسعه‌ای که بتواند ارتباطات جهانی را به شکل منظمی جلو ببرد، نقش بزرگی دارد. کشورهایی که با تاخیر وارد این مجموعه شوند در آینده خسارت‌های بزرگی را متحمل می‌شوند.

اگر چه در اجلاس جامعه اطلاعاتی حضوری فعال داشته‌ایم؛ اما به نظر می‌رسد هنوز موج‌های قبلی را بدرستی و کامل طی نکرده‌ایم و در نتیجه بسیاری ورود ما به این عرصه را زودهنگام ارزیابی می‌کنند.

 برای جوامعی که سابقه تاریخی طولانی دارند؛ جدا شدن از تاریخ همیشه سخت است. مصر به عنوان یک جامعه متمدن در عصر گذشته ایران با تاریخ کهنی که دارد یا کشورهای دیگری که تاریخی برجسته دارند، به تاریخ خود خیلی وابسته هستند و هر فرآیند جدیدی را با شک و شبهه نگاه می‌کنند و براحتی خودشان را تغییر نمی‌دهند. در نتیجه تغییر فناوری و فرآیندهای جدید و نوگرایی را با گذشته تاریخی و سنت‌هایشان تطبیق می‌دهند.

در نقطه مقابل کشورهایی که تاریخ قوی ندارند  مثل امریکا که 250  200 سال پیش شکل گرفته است  تعصبات این چنینی ندارند و در نتیجه از تمام جوانب فناوری استقبال می‌کنند یا کشورهایی دیگر مانند امارات متحده عربی با این که عربی و اسلامی هستند، به این جمع‌بندی رسیده‌اند که اگر تنها به گذشته تاریخی خود بچسبند، آینده‌ای نخواهند داشت. به همین علت، ضمن حفظ گذشته در حد مجاز به فناوری‌های جدید بشدت متمایل شده‌اند و بسرعت جلو می‌روند. در نتیجه ضمن آن که بخش‌های اصلی دین را حفظ کرده‌اند، در بقیه موارد به روز حرکت می‌کنند. از این نظر، کشور ما کشوری است که هنوز با فناوری خودش را تطبیق نداده است. مدیران جامعه ما بیشتر براساس طرز فکر خود عمل می‌کنند، تا شیوه‌های تکنیکی مدرن.

البته این محدودیت‌ها جدا از مسائل فرهنگی و مدیریتی، مطمئنا به کمبودهای تکنولوژیک هم بازمی‌گردد.

منظور من برداشت کلی‌ای است که بخشی از دیدگاه‌های مدیریتی ما را تشکیل می‌دهد وگرنه زیرساخت که دست ما نیست. ما زیرساخت را می‌خریم. زیرساخت فیبر نوری است که ما آن را ایجاد نکرده‌ایم. حال می‌خواهیم از اینترنت استفاده کنیم، باید سرعت را کم کنیم و محدودیت بگذاریم. این تفکر که سرعت اینترنت را کم کنیم، به طرز تفکر برمی‌گردد نه به امنیت ملی. اگر بحث امنیت مطرح بود، پس چرا دیگر کشورها اینقدر پهنای باندشان زیاد است. این مسائل نشان می‌دهد ما هنوز مدرن فکر نمی‌کنیم و همه چیز را با تعبیر ذهنی خودمان می‌سنجیم. ذهنمان هم چون به تاریخ و محدودیت‌های خاصی پیوسته، مانع پذیرش می‌شود.

پس با توجه به این شرایط چرا سعی می‌کنیم به سمت الکترونیکی شدن حرکت کنیم؟

اگر خودمان را با کشورهای دیگری مقایسه کنیم که با چه شتابی به این سمت حرکت می‌کنند، متوجه می‌شویم سعی آنچنانی نکرده‌ایم. یکی از مشکلات دیگری که ما داریم، این است که ما همیشه درون یک قاب فکر می‌کنیم یعنی نمی‌کوشیم آن طرف قاب را هم ببینیم.

یک زندگی سنتی با چارچوب خاص برای خودمان تعریف کرده‌ایم و خیلی حاضر نمی‌شویم با مرزهای بینهایت اطرافمان تطبیق پیدا کنیم. در نتیجه، به محض کوچکترین تغییر ساختاری به چارچوبی که فضای ما را محدود کرده برخورد می‌کنیم ولی اگر بتوانیم یک پل بزنیم و خودمان را به جهان توسعه یافته برسانیم، آن وقت می‌توانیم موفق شویم. به عنوان مثال، وقتی بانک‌های ایران را در نظر می‌گیرید و روند رقابتی بانک‌ها را می‌بینید، متعجب می‌شوید که با کجا رقابت می‌کنند. چرا که تمام بانک‌ها درون همان قاب و چارچوب هستند. یعنی در درون خود رقابت می‌کنیم ولی این که در جهان در سیستم بانکداری جهانی چه رتبه‌ای را داریم را نمی‌دانیم و برایمان اهمیتی هم ندارد. بنابراین اگر از دیوارها پل بزنیم و در فضای رقابتی دنیا قرار بگیریم، تازه متوجه می‌شویم که دامنه رقابت وسیعی داریم و در نتیجه حتی در چارچوب کاری خودمان هم قوی‌تر عمل خواهیم کرد. این چنین عملکردهایی باعث شده است ما همیشه درون چارچوب خودمان را بزرگ ببینیم. مثلا از آنجا که تعداد کاربران اینترنت در کشور 16 درصد است، معتقدیم با متوسط جهانی برابر هستیم. اما این موضوع را در نظر نمی‌گیریم که ما کشوری هستیم که ادعا داریم منابع اقتصادی قوی‌ای داریم، از سابقه فرهنگی غنی بهره می‌بریم و به طور کلی از خیلی کشورها برتر و بالاتر هستیم؛ پس چرا به متوسط قانع هستیم؟ در ضمن کیفیت خط اینترنتی‌مان را هم در این مقایسه در نظر نمی‌گیریم.

ضمن این که درصد زیادی از این آمار مربوط به استفاده‌های تفننی از اینترنت است.

بله. به قول شما ما باید ببینیم این 16 درصد چه استفاده‌ای از این فناوری دارند ضمن این که باید بدانیم کیفیت این کاربران در دسترسی به اینترنت چگونه است. در بیشتر کشورهای توسعه یافته به عنوان مثال در کره جنوبی به ازای هر 10 هزار نفر، 7 هزار نفر به اینترنت پرسرعت وصل هستند. یعنی حداقل ADSL با پهنای باند زیاد دارند. در حالی که در کشور ما به ازای هر 10 هزار نفر، یک نفر به اینترنت پرسرعت وصل است. پس بنابراین نمی‌توانیم این قضیه را مقایسه کنیم و مدعی شویم از بازه متوسط جهانی برخوردار هستیم؛ در نتیجه در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات به یک اراده و عزم ملی احتیاج داریم و این موضوع را باید درصدر اولویت‌های کشور قرار دهیم و منتظر نباشیم ضرورت‌ها ما را مجبور کنند که از این فناوری استفاده کنیم و در واقع پیش از آن شرایط و امکانات برخورداری از این فناوری را فراهم کنیم.

در طول 13 سالی که در ایران حرکت‌های فرهنگی برای توسعه فناوری اطلاعات آغاز کرده‌ایم، همیشه کوشیده‌ام مدل اجرای جدیدی را که برای کل جامعه موثر است، مثل شهرها و روستاهای الکترونیک را مطرح کنم. یعنی تمام پدیده‌های موجود باید الکترونیکی شوند و در واقع به همه واژگان پسوند الکترونیکی اضافه شود. بانکداری الکترونیکی، تجارت الکترونیکی، ‌آموزش الکترونیکی، ادوات الکترونیکی و... .

البته به نظر می‌رسد تا رسیدن به این هدف راه بسیاری طولانی‌ای در پیش داریم و از تئوری تا عمل فرهنگ‌ها فاصله داریم.

 برای این‌که ما هم به این نقطه برسیم، عملکرد کشورهای دیگر را باید تعقیب کنیم. به عنوان مثال، کره‌جنوبی که جزو کشورهای اول در حوزه فناوری اطلاعات است و به عنوان الگوی بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته محسوب می‌شود هم به علت آن‌که بسیاری از مردم هنوز به شیوه‌های سنتی رفتار می‌کنند، دچار دوگانگی است. به همین علت، شهرهای جدیدی می‌سازند که در آنها حتی ابتدایی‌ترین بخش‌ها الکترونیکی است و وقتی وارد این شهرها بشویم، دیگر پول نمی‌بینیم. خرید و کار در خانه انجام می‌شود و خیلی مسائل دیگر.

سختی کار هم به همین بخش برمی‌گردد، چرا که بناکردن یک شهر جدید با امکانات جدید کار راحتی است. اما تغییر شهرهای موجود و هدایت آنها به سمت الکترونیکی‌شدن به نظر مشکل می‌آید.

بله و در این صورت موفقیت نسبی است. مثلا در کشور ما تاکنون در این بخش شاید 2 درصد موفق بوده‌ایم و بخشی از ثبت‌نام‌ها، خرید بلیت اینترنتی شده‌اند. اما اگر می‌خواهیم به معنای واقعی الکترونیکی شویم بایدتئوری‌هایی که تاکنون داشته‌ایم را عملی کنیم. به عنوان مثال، شهر الکترونیکی کیش که قرار بود به این سمت پیش رود تا حدی موفق بوده و توانایی رسیدن به این نقطه را داشته است، هرچند نگاه مدیریتی موجود مانع ادامه روند الکترونیکی شدن در این شهر شد اما انتظار می‌رود در شهرهای جدیدی که دولت بنا می‌کند این امکان مدنظر قرار گیرد تا ما هم مثل خیلی از کشورهای دیگر نمونه‌هایی از شهرهای الکترونیکی داشته باشیم.
به هر حال هر چه زودتر در این حوزه فعالیت کنیم بیشتر می‌توانیم به آینده امیدوار باشیم.

آقای دکتر در حالی‌که ما هنوز در شهرها که نمادی از جوامع سنتی هستند به مسائل سنتی کمتر وابستگی دارند در زمینه الکترونیکی‌شدن موفق نبوده‌ایم و به‌گفته خود شما در حال حاضر شاید حدود دو درصد از این امکانات بهره‌مند هستیم، چرا بحث روستاهای الکترونیکی مطرح شدند؟

تجربه نشان داده که حداقل در کشورها پروژه روستاهای الکترونیکی موفق بوده است. دلیلش هم این است که ما البته از یک روستا شروع کردیم و به علت این‌که عملکرد خوبی را شاهد بودیم، بلافاصله 10‌هزار‌دستگاه‌ICT روستایی را تعریف کردیم که در حال حاضر 4500 روستا تجهیز شدند و خیلی از خدمات توسط این دفاتر به روستاییان داده می‌شود از جمله این‌که 1500 دفتر روستایی در حال حاضر بانک الکترونیکی فعال دارند.

اما سنتی‌بودن افراد و وابستگی بیشتر به فرهنگ و ارزش‌ها در این جوامع محدودیت بیشتری ایجاد نمی‌کند؟

اتفاقا، برعکس. یکی از سوالاتی که در بانک جهانی، یونسکو و مراکز دیگری که من پروژه‌‌های روستایی را نمایش دادم مطرح شد، این بود که وقتی کارکردن و آموزش در شهرها هم مشکل دارد، چگونه در روستاها دختران در کنار بقیه افراد روستا ظاهر می‌شوند و والدین آنها چطور با این موضوع موافقت می‌کنند. در واقع این سوال از آنجا شکل می‌گیرد که واقعیت موجود در جوامع ما را نمی‌دانند.

البته این موضوع کاملا درست است، اما سوال بیشتر به موضوع سنتی بودن روستاها ومقاومت افراد در پذیرش مظاهر فناوری برمی‌گردد که البته همین موضوع می‌تواند موجب فراموشی ارزش‌ها شود.

این امکان وجود ندارد، چون خوشبختانه ICT برای حفظ سنت‌ها آمده است و با ورود فناوری به روستاها تمام زبان و رفتارهای آنها در اینترنت ثبت شده، جهانی می‌شوند و باقی می‌مانند. مثلا وقتی در اینترنت روستای قرن‌آباد را جستجو می‌کنیم، حدود 430 هزار کد می‌یابیم در‌حالی‌که وقتی کلمه گرگان را جستجو می‌کنیم، 370 هزار کد می‌آید. یعنی با اینترنتی‌شدن، به نوعی زبان آداب و رسوم و فرهنگ یک منطقه کوچک در تمام جهان مطرح می‌شود.

در واقع اینترنتی و الکترونیکی شدن باعث می‌شود تا تمام جزئیات مربوط به روستا باقی بماند.

یعنی مردم این روستا بخوبی با ورود فناوری و الکترونیکی شدن روستای خود موافق بوده‌اند؟

بله. 5 هزار نفر در این روستا آموزش دیده‌اند و به همین علت هم اینترنت پر از مطالب مربوط به قرن‌‌آباد شده است.

این یک مثال است که نشان می‌دهد وقتی وارد دنیای دیجیتال شویم، می‌توانیم سنت‌ها و تمام خصوصیات ملی و مذهبی خود را بهتر حفظ کنیم.

با توجه به سطح دسترسی به منابع فناوری، در حال حاضر آیا به اعتقاد شما به اهداف 20 ساله توسعه دست می‌یابیم؟

اهداف چشم‌انداز را باید از چند ناحیه کلان نگاه کنیم. درست است که این اهداف بر اساس نیازهایی که وجود دارد شکل گرفته و هدف‌های متعالی دارد و از آنجا که بر اساس دانایی‌محوری پایه‌گذاری شده ابزار اصلی‌شان فناوری است اما آیا به سمت آن حرکت می‌کنیم یا نه؟ باید گفت در اجرا اشکال داریم. اولین اشکال آن هم این است که برنامه 20 ساله از 4 برنامه 5ساله تشکیل شده و یا باید این برنامه‌های 5 ساله را داشته باشیم. ما برنامه چهارم را به‌عنوان اولین برنامه این بیست سال داشته‌ایم و 3 برنامه دیگر را هم باید به طور دقیق داشته باشیم.

برنامه چهارم را گروهی نوشته‌اند که در حال حاضر دیگر مسوولیتی ندارند و گروه فعلی با گروه قبلی در تمام حوزه‌ها دیدگاه‌های مختلفی دارند. وقتی که اختلاف‌نظر و دیدگاه وجود دارد، نشان می‌دهد به برنامه نمی‌رسیم. ضمن این که برنامه انتقادی است و ما در این برنامه پیش‌بینی کرده‌ایم که به عنوان مثال رشد اقتصادی 5/8 درصدی داشته باشیم در حالی که پیش‌بینی جهانی این است که در سال 2008 رشد اقتصادی ایران 4 درصد است این یعنی این که برنامه 20ساله را باید 40 ساله در نظر بگیریم و دیگر همین‌طور جلو برویم، این برنامه از اهداف و برنامه‌های خودش قطعا خارج می‌شود.

ضمن این که نباید فراموش کنیم با عقب ماندن از اهداف توسعه فاصله ما با دیگر کشورها روز به روز بیشتر خواهد شد.

بله، بنابراین می‌بینیم که اگر چه اصل برنامه خوب است، ولی برنامه‌های زنجیره‌ای برای رسیدن به هدف و همچنین نظارتی برای شناسایی عوامل تخطی‌گر وجود ندارد و تا موانع رسیدن به توسعه را از سر راه برداریم.

و همین رعایت نکردن زنجیره‌ای برنامه‌ها باعث شده تا در حال حاضر که 5 سال اول را پشت‌سر گذاشته‌ایم به یک چهارم اهداف توسعه نرسیم.

بله، در کشور ما که یک کشور انقلابی است باید همواره در حال تغییر و تحول باشیم و البته همیشه منتظر این هستیم که یک نفر ناجی پیدا شود و همه امور را تغییر دهد. اما این موضوع در خصوص برنامه‌های طولانی مدت عملی نیست زیرا همیشه در ساختن یک ساختمان 20ساله افراد مختلف و ناظران متفاوت می‌خواهند که رویه کلی را از پایه تغییر دهند و در نتیجه همیشه ساختمان در حد 2 یا 3 طبقه باقی می‌ماند.

بنابراین باید از یک چارچوب و نقشه کلی تبعیت کنیم و در نقشه اصلی دستکاری نکنیم.

با توجه به این که ما همسو و هم راستا با کشورهای پیشرفته درحوزه فناوری حرکت نمی‌کنیم و با آنها در این زمینه فاصله داریم آینده این حوزه از علم را در کشور چگونه ارزیابی می‌کنید؟

آینده ما بسیار روشن است چون تمام آن در دست خودمان نیست. اگر قرار بود همه کار را خودمان انجام دهیم کار چندانی از پیش نمی‌بردیم، اما چون از بیرون به ما فشار می‌آید، قضیه متفاوت است. وقتی به اینترنت وصل هستی یعنی مغزهای جهانی به هم وصل هستند و یعنی حضور در دهکده جهانی باعث می‌شود تا ما هم در راستای دیگر کشورهای جهان پیش رویم.

ورودبه موج چهارم

تئوری‌ای که پیشنهاد کردم، ان‌شاءالله تا 2 دهه دیگر اتفاق می‌افتد. در نظریه من اشیا از صفحه تلویزیون بیرون می‌آیند و بعد سومی را مطرح کردم که به عنوان مثال اگر یک مجری در حال اجرای برنامه است، می‌تواند از صحنه تلویزیون بیرون بیاید و در جمع بینندگان قرار بگیرد، این موضوع برای برخی مفهوم نبود تا این که در سال گذشته صدای 3 بعدی ایجاد شد. البته هر چند که بشر نتوانسته تصویر را هنوز منعکس کند، اما بزودی و حتی زودتر از زمان پیش‌بینی من این اتفاق خواهد افتاد.

به دلیل فراگیر و جهانی بودن بحث فناوری، در ایران بحث کلمه مجازی خیلی مطرح خواهد شد البته این بحث را از 12 سال پیش مطرح کرده‌ایم.

کار ما هم به عنوان محقق و کسانی که در دانشگاه فعالیت می‌کنیم همین است که یکسری نظریه‌های جدید را از طریق نوشتن مقاله، کتاب و فرهنگ‌سازی جامعه را زودتر از زمانی که وارد این موضوعات می‌شود آگاه کنیم چرا که هرکسی پیش رو باشد موفق‌تر است. به همین دلیل مطرح شدن روستا یا شهر الکترونیک نیازی را در جوامع ایجاد کرده است که اگر از قبل مطرح نشده بود مشخص نبود که الان کجا بودیم. در عصر مجازی سه بعدی هم همین حالت است چون فضای فرهنگی در کشور ما به صورت نسبی وجود دارد شانس این که از فناوری‌هایی که در جهان تولید می‌شود بهره‌مند شویم زیاد است البته  ای کاش در کشور ما از نظریات حمایت می‌شد تا خودمان فناوری را ایجاد کنیم.

در حال حاضر اگر چه امکانات لازم برای تولید این فناوری را در کشور نداریم، اما خوشبختانه نظریه موج چهارم در سطح بین‌المللی و در کشور ما جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده و افراد زیادی روی آن کار می‌کنند.

بهاره صفوی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها