حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
«یحیی» روحانی است که در ابتدای فیلم با عبا و عمامه ظاهر میشود؛ شخصیتی که محور اصلی قصه «پابرهنه در بهشت» است و با چهره و برخورد خاص، تاثیرگذار میباشد،«یحیی» با چنین شخصیت آرامی و دغدغههای خاص ذهنیاش در جمع بیماران قطع امید شده وارد میگردد و از اینجاست که داستان خیزی ویژه به خود میگیرد، او وارد محیطی میشود که همگانش در بهت و نگرانی و ترس به سر میبرند، جمع آدمهایی که یاس بر آنها غلبه کرده و به نوعی خود را رها شده و فنا شده میپندارند. این شرایط کلی این جمع بیماران است. دقت خاص یحیی و منطقگرایی او موجبات تعجبش را در این جمع دوچندان میکند. صبوری خاص و آرامشی که در وجود این روحانی است بسیار ارزشمند و پسندیده است، اگر چه او در جمع بیماران لباس روحانی بر تن ندارد و بعضا کلامهای بیماران برایش آزاردهنده است، اما سعهصدر و متانتی که «یحیی» دارد باعث میگردد تا بیماران تحت تاثیر قرار گیرند. بیماران این مرکز به نوعی کسانی هستند که جامعه آنها را پس زده، نوع بیماری و شرایط خاص آنها، نمادهای خاصی از عین گناه و معصیت است. آنها خود پذیرفتهاند که گنهکارند و میدانند راه را به خطا رفتهاند و اگرچه در ظاهر خیلی پشیمانی در آنها علنی نیست، اما بشدت نگران و نادم هستند.
در برخورد با «یحیی» باز این غرور خاص در آنها به چشم میخورد، آنها به یحیی بیحرمتی میکنند یا با سخنان نیشدار او را میآزارند، اما در وجود خود، قائل هستند که این سخنان نادرست است. یکی از دلایل چنین تفکری در این بیماران، شخصیت منحصر به فرد و خاص «یحیی» است که کارگردان با دقت آن را ترسیم کرده و بدون هیچ کم و کاستی آن را طرح میکند. شخصیتی کاملا محکم و پخته که بخش عمده آن حاصل از تعالیم دینی است. «یحیی» دعا میکند و بشدت به دعا اعتقاد دارد و در راز و نیازهایش با خدا، از خدای خود بخشش و سبک شدن گناهانش را طلب میکند و اتفاقا این نکته مخاطب را به فکر فرو میبرد که «یحیی» این شخصیت برجسته از خدای خویش طلب عفو میکند. به نظر میرسد که کارگردان بر این نکته تاکید داشته که همه آدمها در همه حال به خدا نیاز دارند و اتفاقا قرار گرفتن «یحیی» در جمع این بیماران، نهتنها «یحیی» را نسبت به ایمان و اعتقادش مغرور نمیسازد بلکه او خود را نیازمندتر میداند؛ شخصیتهای دیگری که در «پابرهنه در بهشت» جای گرفتهاند. این شخصیتها که در همین مرکز پزشکی قرار گرفتهاند با زوایای نگاه متفاوت هر یک در هنگام مواجهه با «یحیی» شناسایی میشوند.
سرباز شهرستانی که دل به عشق دختری داده یا آدمی که متهم به قتل همسرش بوده و خودسوزی کرده و... هر یک بهطور مجزا داستانی خاص دارند که تماما در نگاه یحیی رصد میگردد. در بخشی از این اثر مخاطب متعجب میشود و میفهمد که «یحیی» در عین آن که دانشجوی پزشکی بوده، ناگهان پزشکی را رها کرده و روحانی شده و همین نکته حتی سوال مهمی را در ذهن بیماران برمیانگیزد. آنچه بیش از پیش در «پابرهنه در بهشت» به چشم میخورد دیالوگهای ویژه و تاثیرگذار در آن است؛ کلامی که بجا و با جوانب گوناگون طرح میگردد. «پابرهنه در بهشت» در عین آرامی و پرهیز از شلوغی، به موضوعاتی پرداخته که بعضا سوالات بسیاری از افراد است، که ضمن طرح موضوعی سوالات پاسخی نرم و روان و در عین حال منطقی میدهد.
اعظم عیسیفر
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....