در واقع با ساخت و نمایش سریال «آیینه» (غلامحسین لطفی) یکی از ژانرهای پرمخاطب وارد تلویزیون شد. این سریال با مضمون ملودراماتیکیای که داشت، بسیار پربیننده هم شد و «زندگی شیرین میشود» تکیهکلام بسیاری از بییندگان آن شد.
این گام بلندی بود که تلویزیون برداشت، اما همچنان کاستیهایی در ساختار، پرداخت فیلمنامه و رویکرد سازندگان به داستانهای خانوادگی دیده میشد که توا‡م با نوعی سادهبینی نسبت به این نوع آثار بود، تا این که یک تیم دونفره وارد تلویزیون شدند که تجربههایی تازه با خودشان به همراه آوردند. «محله برو بیا» با بازی آتیلا پسیانی و اکبر عبدی و «محله بهداشت» با بازی حمید جبلی و مرحوم رضا ژیان به همراه سریالهایی مانند «در خانه» با حضور بابک بادکوبه، شهلا ریاحی و رویا افشار، نشان داد که بیژن بیرنگ به همراه دوست و همکار همیشگیاش مسعود رسام، به ایجاد فضاهای تازه در برنامهسازی تلویزیونی گرایش دارند.
سریال آیینه واجد نوعی خوشبینی افراطی بود که فضای آن و واقعگراییاش را تحتالشعاع قرار میداد.
سریال«همسران» در نقطه مقابل قرار میگرفت و سعی بر این داشت که فضاهایی واقعی و رفتارهایی واقعی از مهین و کمال سر بزند. اگرچه اینجا هم مسأله اصلی خانواده و رویکرد ملودراماتیک به رویدادها بود اما سعی بیرنگ این بود که حوادث از متن زندگی این دو شخصیت تراوش کند. بعدها که بیرنگ برنامه «باز هم زندگی» را تهیه و اجرا کرد؛ همچنان رویکرد او به خانواده به عنوان محوری اصلی و مهم در ساختار اجتماعی زندگی در جامعه شهری، خودش را نشان داد.
«همسران» در شمار نخستین سریالهای آپارتمانی است که در تلویزیون ساخته شد، بعدها هم تیم بیرنگ رسام و دیگران چنین سریالهایی تهیه کردند. ساختار این سریال (و بعدها سریالهای مشابه) بسیار ساده است.
دو یا چند زوج در یک آپارتمان همسایه هستند. بنابراین مکان رویدادها همواره ثابت است و شخصیتها بندرت از این فضا خارج میشوند. زوج اصلی چند سالی است با هم ازدواج کردهاند. زوج جوانی در همسایگی آنها زندگی میکنند که تجربه چندانی در زندگی و فراز و فرودهایش ندارند. هر بار اتفاقهایی رخ میدهد که به یکی از این دو زوج مربوط میشود. بحرانی ایجاد میشود، خانواده را دچار بحران میکند اما در پایان همه چیز به وضعیت ابتدایی بازمیگردد، با این تفاوت که هر یک از آن دو، در درون خود احساس تازهای را تجربه کردهاند.
«همسران» ساختار پیچیدهای ندارد. داستانهایش عموماً اخلاقی هستند. محوریت طبعاً با دیالوگها است و صحنهها همانطور که اشاره شد داخلی هستند. تفاوت اساسی این سریال با نمونههای مشابه در این است که روی شخصیتپردازی آدمهای اصلی کار شده است. به این معنا که قلم بیرنگ آنها را باورپذیر از آب درآورده است.
کمال و مهین آدمهایی هستند که روزانه در اطرافمان آنها را دیدهایم و برایمان آشنا هستند. در واقع و در سالهای بعد، چنین شخصیتهایی را کمتر در سریالهای تلویزیونی دیدهایم. بیرنگ در سریالهای دیگری مانند «خانه سبز» شکل دیگری از همین شخصیتها را تجربه کرد؛ حتی مهرانه مهینترابی به عنوان یکی از بازیگران اصلی در آنجا نیز حضور دارد؛ اما حضور شکیبایی، رامبد جوان و آتنه فقیه نصیری (بیشتر به دلیل ناهمخوانی با نقشهایی که بازی میکنند) به گونهای است که بازیشان، در بسیاری نقاط، داستان را تحتالشعاع قرار میدهد. نوع بازی شکیبایی و ادای دیالوگهایش همواره فضایی خاص ایجاد میکند. به این معنا که بهسختی میتوان بازیگر را در بازی او از نقش جدا کرد. در حالی که حضور فردوس کاویانی در «همسران» در خدمت «داستانپردازی» است. او در نقش فرو میرود و با آن یکی میشود.
یکی از شاخصههای «همسران» را باید در بازیهای بازیگران اصلی آن دید. هرچند که فرهاد جم و الهام پاوهنژاد (به دلیل تازهکار بودنشان) کمتر توانستهاند در فضاسازی مؤثر عمل کنند، اما فردوس کاویانی و مهرانه مهینترابی، بار اصلی سریال را بر دوش کشیدهاند. جنس بازی مهینترابی (تقریباً در تمام فیلمها و سریالهایی که بازی کرده) به گونهای است که باورپذیری را به شکل کاملی به بیننده منتقل میکند. او در همین سریال و در قالب شخصیت مهین؛ زنی را ترسیم میکند که نمونهای از زنان طبقه متوسط جامعه است، زنی که مقتضیات زندگی بدون فرزند را پذیرفته. او و کمال صاحب بچه نشدهاند اما این کمبود در زندگیشان آنچنان نیست که آنها را دلزده کند. مهین زنی است خانهدار اما این را بهانهای برای غرولندهای بیجا نمیکند (این نکتهای است که در سریالهای سالهای اخیر تقریباً رعایت نمیشود. گویی همسر بودن و خانهدار بودن برای یک زن کافی است که او را عصبی تصویر کنند).
جنس مشکلاتی که او و کمال دارند؛ هرچند از جنس مشکلات روزمرهای است که دیگران هم دارند اما برخورد او و کمال با این مشکلات، منفعلانه نیست. بازی مهینترابی از مهین، شخصیتی آفریده که میداند اگر دچار مشکل میشود، نباید زمین و زمان را بههم بریزد. درک موقعیت و شناختی که مهین از زندگی پیرامونش دارد او را به یکی از نمونههای منحصربهفرد شخصیتپردازی زنان در سریالهای ایرانی بدل کردهاست.
فردوس کاویانی نیز یکی از انتخابهای منطقی برای بازی در نقش کمال است؛ مردی از طبقه متوسط جامعه که کارمند است و سرش به کار خودش است. او نیز در خانه مشکلاتی با همسرش دارد. اما این مشکلات هیچگاه باعث نمیشود که امید و انتظار در زندگیاش رنگ ببازد. کاویانی، کمال را شخصیتی ترسیم میکند که هم بموقع عصبی میشود و هم به وقتش آبی بر آتش خشم خود میریزد. کمال با بازی کاویانی، شخصیتی است همچنان باورپذیر که مانند مهین، قدر زندگی را میشناسد و به آن پشت نکردهاست.
شاید نکته مهمی که تقریباً در تمامی سریالهایی که بیرنگ نوشته به چشم میخورد، اهمیتی است که آفریدههای قلم او برای زندگی قائل هستند. بیرنگ همواره آدمهایی را خلق میکند که اجازه نمیدهند تلخکامیهای زندگی آنها را از پا بیندازد. امید یک مقوله تعارفی در کارهای او نیست، تزریقی هم نیست. در واقع اعتقاد او به عنوان نویسنده به چنین آدمهایی است که باعث میشود در خلق آنها چنین رویکردی داشته باشد. در «همسران» کمال و مهین چنین آدمهایی هستند. آنها اگر به همدیگر اعتقاد دارند، ادا درنمیآورند. اگر معتقد هستند که مسائل روزمره زندگی نباید علاقه میانشان را کمرنگ کند؛ بازی درنمیآورند. اگر بازی زندگی را بازی میکنند و به آن تن میدهند اما یادشان هست که این یک بازی است و نباید آن را جدی گرفت و اصل را (زندگی بیکم و کاست) را فدای فرعیات کرد. از این منظر شخصیتهای «همسران» بسیار باورپذیر هستند.
در تاریخ سریالسازی در بعد از انقلاب اسلامی، سریالهایی که مرضیه برومند ساخته با سریالهایی از جنس کارهای بیرنگ قابل مقایسه هستند. این دو همواره به دنبال ایجاد فضاهایی تازه در کار خود هستند. نکته قابل ذکر در مورد هر دوی آنها این است که کارشان در تلویزیون نشان میدهد که آنها در مدیوم تلویزیون دقیقاً به خواستههای مخاطبان نزدیکتر هستند تا در سینما. فیلمهایی که این دو کارگردان در کارنامه کاری خود دارند دلیلی بر این مدعا است. در واقع کار در مدیوم تلویزیون مختصاتی دارد که هم بیرنگ و هم برومند در شناسایی و عمل به آنها تواناییهای خود را نشان دادهاند. اما این عناصر در سینما همواره دچار تغییراتی ساختاری میشوند و کار کارگردانهایی که در تلویزیون موفق هستند را در سینما دشوار میکند.
امیرمحمد صادقی
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
دروازه بان اسبق تیم ملی در گفت و گو با جام جم آنلاین ؛
بازیکن تیم 98 در گفت و گو با جام جم آنلاین ؛