فیلم تلویزیونی «جان شیفته» که جمعه گذشته از شبکه یک سیما پخش شد، فیلمی است که از این دریچه قابل بحث و بررسی جدی است. عباس رافعی از کارگردانهایی است که در دو جبهه سینما و تلویزیون فعالیت کرده است. حاصل کار او در این سالها سریالی تلویزیونی به نام جادههای سبز شمالی است که 6 سال قبل پخش شد. چند فیلم سینمایی همچون فیل در تاریکی، راز مینا، پروانه، تولدی دیگر، آفتاب بر همه یکسان میتابد و... آثاری است که او در سینما ساخته است، اما کارنامه حضور او در تلویزیون نیز به همین نسبت قابل توجه است و اغلب فیلمهای 90 دقیقهای ساخته شده توسط وی در تلویزیون، جزو آثار قابل قبول تلویزیونی محسوب میشود.
فیلم جان شیفته با تصاویری سیاه و سفید از دادگاه آغاز میشود. دوربین حضوری پرتحرک در این صحنهها دارد و به کمک تدوین خوب، ریتم صحنههای آغاز فیلم آنقدر کشش دارد که مخاطب را برای تماشای این اثر کنجکاو کند. ماجرا از این قرار است که پرستاری با فردی تصادف میکند و بلافاصله فرد مجروح را به بیمارستان منتقل میکند. اعتضادی که در این تصادف مجروح شده، به کما میرود. برادر او به پرستار پیشنهاد میدهد تا در قبال دریافت مبلغی او را بکشد، اما پرستار نمیپذیرد و حالا او تنها مظنون این ماجراست.
یکی از مهمترین ویژگیهای فیلم «جان شیفته» نحوه ارائه اطلاعات آن به مخاطب است. تصادفی رخ داده، فردی به کما رفته، اتومبیل پرستار مشکل داشته و بعید نیست او خود عامل این تصادف بوده باشد. از سویی در مرگ بیمار نیز به دلیل تزریق اشتباه دوست او مقصر است؛ دوستی که مشکل مالی دارد و بعید نیست برای دریافت پول حاضر به انجام درخواست برادر بیمار شده باشد. این اطلاعات در یک ساختار رفت و برگشتی به مخاطب ارائه میشود. ارائه اطلاعات آرامآرام و خردخرد صورت میگیرد و این شیوه یکی از مهمترین عوامل جذابیت فیلم است.
فیلم در روایت داستان خود بر یک داستان اصلی تاکید دارد که همان تصادف با اعتضادی و ماجرای منتهی به فوت اوست. در کنار این خط داستان، چند داستان فرعی نیز مورد توجه قرار گرفته است. داستان دزد خردهپایی که هم در بیمارستان و هم در کلانتری دیده میشود، داستان دختری که در شب عروسی خود غش کرده و به بیمارستان منتقل شده، داستان همسر پرستار که قصد مهاجرت دارد، داستان خانم خباز که از مشکلات مالی خود و همسرش سخن میگوید، همه و همه فضایی را فراهم میکند که در آن مخاطب هر لحظه منتظر وقوع داستان و ماجرایی است، اما فیلم بر ماجرای اصلی متمرکز میماند و از این شاخه به آن شاخه نمیپرد.
البته ساختار روایی فیلم و نیز رفت و آمدهای آن میان داستانهای مختلف و سبک و سیاق تصویربرداری بشدت یادآور سریال تلویزیونی «پرستاران» است که سالهاست سهشنبهشبها از شبکه یک سیما پخش میشود. این مساله اگر درست باشد به هیچ وجه ضعفی برای داستان محسوب نمیشود و یک نقطه قوت است، زیرا سبب میشود این فیلم نسبت به دیگر آثاری که چنین بستری را برای روایت داستان خود انتخاب میکنند و اغلب فضایی کسالتآور و خستهکننده را به مخاطب خود ارائه میدهند؛ فضایی پرتحرک و جذاب داشته باشد. البته علی دهکردی به عنوان بازیگر نقش مقتول انتخاب مناسبی برای این نقش به نظر نمیرسد، زیرا بازی ضعیف او از همان ابتدا مشخص میکند که او مایل به مرگ برادرش است و هنگامی که این موضوع آشکار میشود، فیلم بخشی از جذابیت خود را از دست میدهد.
در پایان باید به حضور فاطمه گودرزی در نقش اول فیلم نیز اشاره کرد. این روزها که اغلب بازیگران سینما و تلویزیون با انگیزههای مادی حضور در هر نوع اثر نمایشی با هر کیفیتی را میپذیرند، این بازیگر پرونده کاری گزیدهای دارد و اغلب نقشهایی که انتخاب میکند، آثار قابل قبولی است که عناصری مانند؛ تفاوت با دیگر نقشها، دوری از کلیشه و... کاملا در آن مشهود است. امیدواریم این شیوه مورد توجه دیگر بازیگران هم قرار بگیرد.
فیلم تلویزیونی جان شیفته امشب ساعت 50/23 از شبکه یک سیما تکرار میشود.
رضا استادی