سفر به سرزمین ماتادورها (6)

شهرداری، حاکم مطلق شهر

امروز 11 اردیبهشت، قرار است از شورای بین‌المللی زیتون بازدیدکنیم و همچنین ملاقاتی با رئیس انجمن کارفرمایان اسپانیا (آقای صفری بلافاصله لقب راکفلر اسپانیا را به او می‌دهد، همسان‌سازی‌اش حرف ندارد)‌ داشته باشیم. در مسیر رفتن به شورای بین‌المللی زیتون از خیابان‌های اصلی مادرید می‌گذریم. معابر پاکیزه، هوای پاکیزه‌تر، فضای سبز زیبا، ساختمان‌های یک شکل. شنیده بودم شهردار مادرید از جمله شهرداران موفق دنیاست، به همین دلیل از بچه‌های سفارت خواسته بودم اگر ممکن است طی روزهای اقامت ما در مادرید، ترتیب مصاحبه با او را بدهند، اما به دلیل وابستگی وی به احزاب راست و حاکمیت کنونی جناح چپ و برخی ملاحظات سیاسی نپذیرفته بود.
کد خبر: ۱۷۵۵۰۵

می‌توان گفت شهردار مادرید به معنای واقعی مدیر شهر است. همه مراکز درمانی، همه مراکز آموزشی و مدارس، حمل و نقل، ادارات و ... زیر نظر غیرمستقیم شهرداری مدیریت می‌شوند. حتی روی ماشین‌های پلیس هم نوشته شده است: «پلیس شهرداری مادرید». این یعنی مدیریت واحد شهری، همان چیزی که سال‌هاست در تهران از خلا آن رنج می‌بریم. آقای رمضانی می‌گوید: شهروندان مادرید، شهردار را خیلی دوست دارند، آنها به لحاظ قانونی موظفند، هر سه ماه یکبار نمای بیرونی ساختمان‌های خود را شستشو دهند و هیچ شهروندی اجازه ندارد نمای بیرونی منزل مسکونی خود را تغییر دهد. به همین دلیل ساختمان‌ها یک دست است و به لحاظ مبلمان شهری هماهنگی کامل در بافت شهر وجود دارد.

انداختن زباله در معابر شهر جریمه‌ای سنگین دارد؛ 150 یورو. البته سطل‌های مخصوص زباله در جای‌جای خیابان‌ها نصب شده است. ضمنا تاکسی‌ها به هیچ وجه در جایی غیر از ایستگاه‌های خود مجاز به توقف و پیاده و سوار کردن مسافر نیستند و درصورت ارتکاب چنین تخلفی 250 یورو جریمه می‌شوند.

ساعت 10 صبح جلوی ساختمان شورای بین‌المللی زیتون پیاده و منتظر رسیدن دوستان سفارت می‌شویم. جلوی در ساختمان کبوتری سفید در حالی که برگ زیتون بر منقار دارد، در قالب یک تندیس سنگی بزرگ جلوه‌گری می‌کند. دور و بر را برانداز می‌کنیم. در فضایی نسبتا وسیع باغچه‌هایی احداث شده که کنار آن بر تابلوی برنزی نام کشورهای عضو شورای بین‌المللی زیتون حک و درخت زیتون آن کشور در آن کاشته شده است. کشور ما هم عضو این شوراست، اما باغچه ایران را نمی‌بینیم. دلیلش را می‌پرسم، آقای رونق، مسوول اقتصادی سفارت می‌گوید: دو سال است در انتظار وزیر جهادکشاورزی کشورمان هستیم که نهال زیتون ایران را در اینجا بکارد!

اشتباه نکنید، شورای بین‌المللی زیتون ربطی به مبحث صلح و دوستی و ... ندارد. کشورهای عضو این شورا و  تولیدکننده زیتون  هدفشان توسعه صنعت زیتون، انتقال تکنولوژی و آموزش برای ارتقای کیفیت روغن‌های زیتون و ... است.

چند لحظه پس از رسیدن ما به شورا، خودروی حامل سفیر جمهوری اسلامی ایران در مادرید به اتفاق دیگر همراهانش می‌رسد. داوود صالحی، سفیری خوش مشرب و صمیمی است. به محض پیاده شدن با اعضای گروه خوش و بش می‌کند و همانجا می‌خواهد عکس دسته‌جمعی بگیریم. رفتارش آنقدر خودمانی است که کمی غیر متعارف به نظر می‌رسد. شاید تصوری که ما از سفرا و وزرا داریم درست نیست.

در نشست با رئیس شورای زیتون که محمد احمد نام دارد و مراکشی الاصل است، سفیر از ارتباط خوب ایران با شورا می‌گوید و او هم ضمن خوشامدگویی از اهداف شورا برایمان سخن می‌گوید.

راستی تا به حال نان و روغن زیتون خورده‌اید. برخلاف دیگر جاها که از ما با آب معدنی پذیرایی کردند، بعد از پایان جلسه روی میزهایی در راهروی شورا، جام‌های باریک و بلندی چیده شده که انواع روغن‌های زیتون در آنهاست و کنار آنها نان‌های تست نرم هم گذاشته شده است. سفیر ایران روغن زیتون را روی نان می‌ریزد و می‌خورد و از همه ما می‌خواهد این کار را بکنیم. انصافا خوشمزه است، طعم روغن‌ها با آنچه در ایران داریم متفاوت است.

ملاقات با خوان کارلوس، رئیس انجمن کارفرمایان اسپانیا برنامه بعدی است. در این جلسه بیشتر از همه ما، سفیر ایران سخن می‌گوید و این که ارتباط شرکت‌های بزرگ اقتصادی اسپانیا با ایران به چه میزان به نفع دو طرف است؛ اما او فقط یک حرف می‌زند: «ما در چارچوب قوانین اتحادیه اروپایی فعالیت می‌کنیم.»

ناهار را میهمان سفارت هستیم. به دلیل فشردگی برنامه‌ها یک راست بعد از ناهار به دفتر کار طالب رفاعی نماینده سازمان جهانی توریسم می‌رویم.

اسپانیا 45 میلیون جمعیت دارد، ولی سالانه 60 میلیون توریست به این کشور می‌روند. این یعنی شکوفایی اقتصادی، اشتغالزایی، کسب درآمد و در نتیجه توسعه کشور و رفاه شهروندان. از آقای رفاعی می‌پرسم: برخی صاحب‌نظران می‌گویند جنگ آینده کشورها بر سر توریسم است، آیا به این گفته اعتقاد دارد. به علامت تایید سرش را تکان می‌دهد و می‌گوید: ورود هر توریست به یک کشور یعنی هزینه 800 تا هزار دلار. اکنون سالانه 900 میلیون نفر از جمعیت دنیا سفرهای بین‌مرزی دارند، در حالی که در سال 1995، 25 میلیون نفر بوده است. ارزش اقتصادی این سفرها بالغ بر 736 میلیارد دلار است. وی بر این نکته تاکید می‌کند که کشورها باید استانداردهای صنعت توریسم خود را ارتقا بخشند و البته نه به این معنا که وسایل عیش ‌توریست را مهیا کنند؛ بلکه باید فرهنگ‌ها را توسعه دهند.

رشد توریسم را در خیابان‌های مادرید می‌توان به عینه شاهد بود، بیشتر از مادریدی‌ها توریست‌ها به چشم می‌آیند، اما آنچه گاه باعث تکدر خاطر برخی گردشگران می‌شود رعایت نکردن حریم‌های شخصی و ارتباطاتی است که فقط در چارچوب خانه قابل تعریف است. همچنین پوشش‌های نامناسب و نامتعارف زنان، گاه موجب نارضایتی گردشگران می‌شود.

برای رسیدن به جلسه بعدی که با رئیس خانه آسیا در مادرید است، باید عجله کنیم. حدود یک ساعت تاخیر داریم و در فرهنگ اروپایی‌ها تاخیر در رسیدن به جلسات نوعی توهین به شمار می‌آید.

در ابتدای ورود به خانه آسیا، فرناندو دلاکه رئیس این خانه به استقبال ما می‌آید و ابتدا ما را به نمایشگاهی از عکس‌های یک عکاس هندی در طبقه پایین ساختمان دعوت می‌کند، پس از آن در ابتدای جلسه می‌گوید که آنها برای پذیرایی از ما فقط آب دارند، آیا بیاورند؟ آقای صفری می‌گوید: بد نیست، حداقل تشنه نرویم.

سفیر ایران در ابتدا از تاخیر یک‌ساعته ما عذرخواهی می‌کند، آن هم چند بار. سپس از «دلاکه‌» هم به دلیل همکاری نکردن با سفارت در برگزاری یک نمایشگاه به مناسبت پیروزی انقلاب اسلامی در خانه آسیا گله می‌کند و سپس رئیس خانه آسیا قول همکاری می‌دهد و به پرسش‌های ما پاسخ می‌دهد.هنگام بازدید از بخش‌های مختلف خانه آسیا، دلمان می‌گیرد. در قفسه‌های کتاب و فیلم و... این خانه نشانی از ایران نیست. فقط چند سی‌دی فیلم که به زبان اسپانیایی ترجمه شده است. نمی‌دانیم چه کسی در این باره کوتاهی می‌کند؛ رایزن فرهنگی، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، سفارت ایران و یا چه کسی؟ واقعا ترجمه چند کتاب به زبان اسپانیایی که حداقل معرف کشورمان باشد، کار دشواری است؟!

زهرا عرب‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها