گزارش

رمال فریبکار

مرد رمال که با خواندن دعای خوشبختی زنان جوان را اغفال می‌کرد و جواهراتشان را به سرقت می‌برد توسط پلیس دستگیر شد. به گزارش خبرنگار ما، اولین گزارش سرقت و اغفال توسط یک دختر 20 ساله به پلیس استان گلستان داده شد، دختر جوان در شکایت خود به پلیس گفت: مدتی قبل به پسری به نام شاهین علاقه‌مند شدم و در رویاهایم آینده‌ام را با او ساخته بودم، او پسری جوان و کوشا بود و به من هم بسیار ابراز علاقه می‌کرد.
کد خبر: ۱۷۵۴۱۳

 قرار شد به خواستگاریم بیاید اما وقتی مادرش به سراغ مادرم رفت و موضوع را مطرح کرد، مادرم قبول نکرد، البته بیشتر پدرم مخالف بود، چون می‌گفت: آنها فقیر هستند و عشق هم شکم هیچ‌کس را تا به حال سیر نکرده است.

دختر جوان ادامه داد: پدرم می‌خواست مرا به عقد یکی از پسران فامیل درآورد اما من شاهین را دوست داشتم و فقط به وی فکر می‌کردم. این فکر که پدرم مرا به زور شوهر دهد داشت دیوانه‌ام می‌کرد تا این که یک روز دوستم گفت شوهر یکی از دوستانش رمال است و می‌تواند با جادو مرا به شاهین برساند.

من هم که احساس می‌کردم همه درها به رویم بسته شده است قبول کردم به دیدن مرد رمال بروم. مبلغ 50 هزار تومان پول باید به عنوان دستمزد به مرد رمال می‌دادم، به هر ترفندی که شده بود پول را فراهم کردم و قرار ملاقات گذاشته شد. وقتی با دوستم به خانه مرد رمال که میلاد نام داشت رفتیم ابتدا مقداری آب آورد و به من گفت این آب مقدس است و باید با آن دست و صورتت را بشویی، بعد کف دستم را نگاه کرد و به من گفت «پسری تو را دوست دارد و تنها اوست که می‌تواند تو را خوشبخت کند.»

این جمله مرد رمال بسیار روی من تاثیر گذاشت و برای این که بتوانم به خوشبختی برسم تصمیم گرفتم ماجرای زندگی‌ام را برایش تعریف کنم.

دختر جوان افزود: مرد رمال به من گفت که می‌تواند با دعای خوشبختی قفل بختم را باز کند، بعد از دوستم خواست تا از اتاق بیرون رود مرد رمال مقداری آب آورد و بعد روی یک کاغذ چیزهایی نوشت و از من خواست تا کاغذ را داخل آب بیندازم و هم بزنم و بعد آب را بخورم، من هم دقیقا کاری را کردم که مرد رمال گفته بود، بعد از چند لحظه بی‌حال شدم و دیگر متوجه هیچ چیز نشدم. چند دقیقه بعد به هوش آمدم خبری از مرد رمال نبود، دوستم را صدا کردم و متوجه شدم که مرد رمال از در پشتی بیرون رفته است و دوستم هم او را ندیده است.

بعد متوجه شدم، مرد رمال تمام جواهراتم را باز کرده و با خود برده است و خانه‌ای که مرد رمال در آنجا بوده، متعلق به کس دیگری است.

با اعلام شکایت دختر جوان، پلیس دستگیری مرد رمال را در دستور کار خود قرار داد و مشخص شد، این مرد علاوه بر کلاهبرداری و سرقت از دختر جوان از چندین نفر دیگر هم کلاهبرداری و سرقت کرده است.

با ردیابی‌های انجام شده سرانجام پلیس موفق شد میلاد مرد رمال را دستگیر کند. وی در تحقیقات به جرایم خود اعتراف کرد و گفت: من با همدستی مینا همسرم اقدام به سرقت و کلاهبرداری می‌کردیم. شیوه کار این بود که مینا دختران جوان و ساده‌لوح را شناسایی می‌کرد و با دادن وعده خوشبختی آنها را به مکانی خلوت می‌کشاند و من به عنوان فردی که دعای خوشبختی را می‌دانم وارد عمل می‌شدم، بعد مقداری داروی خواب‌آور در آب حل می‌کردم و تکه کاغذی که حروف عجیب روی آن نوشته شده بود را داخل آن می‌انداختم و به فردی که برای خوشبخت شدن آمده بود می‌دادم.

وی ادامه داد: وقتی وی داروی خواب‌آور را می‌خورد بیهوش می‌شد و من هم با کمک همسرم جواهرات او را می‌دزدیدیم و متواری می‌شدیم.

تحقیقات پلیس نشان داد مرد رمال در چندین شهر دیگر نیز کلاهبرداری‌هایی انجام داده است و جواهرات فراوانی از زنان ساده‌لوح به سرقت برده، ماموران همسر مرد رمال یعنی مینا را هم دستگیر کردند و پرونده آنها درخصوص اقدامات مجرمانه‌شان در حال بررسی است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها