برای حفظ خانواده از فروپاشی باید از همان آغاز مراقب بود و کنترلهای لازم را انجام داد. عواملی که سبب حفظ خانواده از خطر و آلودگیها میشود، زیاد و متنوع است؛ زیرا بخشی از آنها به خود زن و مرد، بعضی به اجتماع و برخی نیز به دولت و حکومت برمیگردد. کمسن و سالی زن و مرد، تفاوت زیاد در بهره هوشی، چگونگی روابط کلامی و غیرکلامی، اختلاف زیاد در تحصیلات، توقع مادی زیاد در خانواده، بیماریهای جسمانی که سازگاریهای جدیتری را میطلبد، اعتیاد، نازایی زن یا مرد، بیتوجهی اعضای خانواده به باورهای دینی و انجام رفتارهای خارج از محدوده مجاز شرعی، آزار دادن والدین و ناخشنود کردن آنها از جمله عوامل پیدایش اختلافهای خانوادگی است. از سوی دیگر عواملی چون پاکی، تقوا، حفظ عفت، رعایت حقوق، شرکت در غم و شادی یکدیگر، وجود فرزند، محدود کردن خواستهها، تحمل یکدیگر، پاکی مردم، نظارت اجتماعی، کنترل عوامل مزاحم، کنترل مراکز فساد، اجرای قوانین، ارشاد عمومی، تشویق به ازدواج، آسانسازی ازدواج، دادن امتیاز شغلی به متاهلها و کنترل مساله طلاق همگی میتواند در حفظ و ثبات حیات خانواده موثر باشد.
طلاق عاطفی
گذر سریع زمان در عصر ارتباطات و فناوری، انسانها را از هم دور کرده است. زندگی شتابزده امروزی دیگر وقتی برای باهم بودن را برای اعضای خانواده باقی نمیگذارد. اگر کسی بر مبنای مطالعات انجام شده ادعا میکند زوجهای ایرانی طی 24 ساعت شبانهروز تنها 17 دقیقه با یکدیگر گفتگو میکنند، شاید زیاد بیراه نگفته باشد.
کاهش زمان گفتگو میان زوجها یکی از بزرگترین تهدیدها برای نهاد خانواده است. کاهش ارتباط اعضا و نقش خانواده در روند اثرگذاری روی فرزندان، تشکیل شخصیت آنها را بشدت کم کرده است. از سوی دیگر، کاهش زمان صحبت مشترک موجب کاهش درک مشترک از مسائل در بین اعضای خانواده میشود و این موضوع در نهایت منجر به ضعف در پیوستگی اعضای خانواده میشود.
اصطلاح طلاق عاطفی به ادامه این روند اطلاق میشود. خانوادههایی که تنها برای ضربه نخوردن فرزندان، بدون هیچ نوع روابط عاطفی با هم زندگی میکنند، قطعا چنین خانوادههایی نمیتوانند کارکردهای مورد انتظار را از یک خانواده سالم ارائه کنند.
خانواده سالم
اساس و بنیان جامعه سالم، خانواده سالم و با نشاط است؛ اما خانواده سالم چگونه خانوادهای است. خانواده سالم خانوادهای است که به طور بنیادین از سلامت، آرامش روانی و معنوی هر یک از اعضای خانواده حمایت میکند. در چنین خانوادهای فضای مقتدرانه وجود دارد، ولی این اقتدار انعطافپذیر است. در کنار این موضوع هر عضو خانواده جایگاهی برای خود دارد که برای دیگر اعضای خانواده دارای اهمیت است.
در خانواده سالم برای هر عضو خانواده فرصتی برای با دیگران بودن وجود دارد و اعضای خانواده با مشارکت در این لحظهها، احساس میکنند عضو خاص و پذیرفته شده خانواده خود هستند.
وجود معنویت در خانواده با نشانههای عشق، مهربانی و گذشت در درون خانواده است. خانوادههایی که از مذهب یا از مجموعه ثابتی از معیارهای اخلاقی پیروی میکنند افراد موفقتر و خوشبختتری هستند؛ زیرا این معنویت چارچوب محکم و آرامش بخشی را در زندگی ایجاد میکند که هم حامی و هم الهامبخش آنها در مشکلات است.
کمبود امکانات مادی ممکن است در هر خانوادهای رخ دهد، اما در خانوادههای سالم کمبودهای مادی مانع جدی برای برآوردن نیازهای معنوی محسوب نمیشود. محبت، صمیمیت و مورد تایید واقع شدن اصل بنیادین پذیرفته شده بین اعضای خانواده است. در این خانوادهها امکان رشد و بالندگی تا حد امکان در فضایی آکنده از تشویق، حمایت، عشق، صمیمیت که لازمه موفقیت است فراهم میشود. اعضای خانواده بخوبی آگاهند که آنچه در تملک دارند آنان را غنی نمیکند، بلکه ثروت اصلی در <توانایی زیستن> صرفنظر از داراییهاست.
خانواده سالم احساسهای یکدیگر را میپذیرند و نه تنها اجازه میدهند این احساسها ابراز شوند بلکه یکدیگر را تشویق میکنند تا احساسات درونی خود را بروز دهند؛ احساساتی مانند شادی، نشاط، غم، خشم، گریه کردن در آغوش گرفتن یا حتی فریاد زدن و... .
صداقت در خانوادههای سالم موضوعی مهم است و فرزندان و اعضای خانواده یاد میگیرند که حقیقت را بگویند، هرچند دردناک و پر دردسر باشد.
در چنین خانوادهای احساسات رنجآور مانند ترس، خجالت، خشم، غم، تنفر و... کمدوام و گذرا هستند و ابراز این احساسات برای رهایی و کاستن از آنهاست نه تشدید و ماندگاری آنها.
داشتن خانوادهای سالم امر محالی نیست، فقط باید با مهارت عمل کرد و از روابط خانوادگی آگاه بود و آنها را زنده نگه داشت.
سرمایهگذاری بر خانواده
سرمایهگذاری و توجه هر بیشتر به خانواده، امروز بیش از هر زمانی در گذشته مطرح است؛ حتی دولتها توجه خاص نسبت به رشد و توسعه کیفی خانواده مبذول داشتهاند و با در اختیار قراردادن امتیازات، تسهیلات رفاهی، آموزشی، مشاورهای و به طور کلی بالا بردن بهداشت و سلامت خانواده، سعی بر این دارند تا خانواده از کیفیت بالاتری برخوردار شود. یقینا ارتقای کیفی خانواده، تاثیر مستقیمی بر تربیت نسلهای نورس و آینده جامعه خواهد داشت.
دلارام شجاعی باغینی