حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
آن روز هوا گرمتر و غبار زیادی داشت، در راه رسیدن به ساختمان بزرگ و دوقلوی امارات تاورز بودیم، اصلا باورم نمیشد، 3 سال بود که میشنیدم این حراج در دبی با فروش بالای آثار هنرمندان ایرانی برگزار میشود، ولی اصلا فکرش را نمیکردم که امسال بتوانم خودم شاهد این رقابت بزرگ هنری و غرورآفرین آثار ایرانی باشم. به درهای بزرگ هتل جمیرا و برجهای دوقلو رسیدیم. ساعت 5 بعدازظهر بود. هر لحظه به ساعت حراج که ساعت 7 بعدازظهر نزدیک میشدیم. لحظهشماری میکردم که زمان حراج برسد و صعود قیمت آثار ایرانی را با چشمان خودم ببینم چون کارشناسان ایرانی و انگلیسی حراج پیشبینی کرده بودند که این حراج نسبت به 3 حراج دیگر کریستی درخشانتر خواهد شد. از در ورودی عبور کردیم و وارد لابی حراج شدیم. راهرو بزرگی منتهی به سالن میشد که یکی از آثار محمد احصایی به صورت نقاشی خط و یک اثر اروپایی به نام «عشق» جلوی سالن ورودی بود و با حروف بزرگ انگلیسی نوشته بودند کریستی(CHRISTIES).
دعا میکردم که حراج موفقی باشد. همه در تلاش و تکاپو بودند. برایم جالب بود که شب قبل از حراج آثار هنری، حراج جواهرات در کریستی برپا بود، ولی اینقدر تکاپو و رفت و آمد مسوولان حراج را ندیدم این درست برعکس کشور ما بود که در آن جواهرات مهمتر از آثار هنری به نظر میرسد، برای اروپاییها آثار هنری از جواهرات مهمتر بود. گروه ایرانی که آثار هنری را از ایران به دبی آورده بودند نیز در حال رفت و آمد و گفت و شنود با برگزارکنندگان انگلیسی کریستی بودند.
قبل از حراج حسابی مورد پذیرایی قرار گرفتیم و جالب این که تنها نوشیدنیهای مجاز را آنجا دیدم یعنی آب آناناس، شربت آبلیمو، آب پرتقال و دیگر آب میوهها بود. دائم از سوی خدمه چشمبادامی هتل جمیرا مورد پذیرایی قرار میگرفتیم و یک لحظه میز ما خالی نبود، آنها بیوقفه با خوردنیهای مختلف همه را سرگرم میکردند. هر لحظه بر تعداد شرکتکنندگان در حراج افزوده میشد. سالن تقریبا پر شده بود.
مجسمه برنزی <پرسپولیس> پرویز تناولی در راهروی ورودی اتاق بزرگ حراج آثار هنری، خودنمایی میکرد. چنان نوری برای این اثر گذاشته بودند که این اثر برنزی که یادگار تاریخ ایرانی بود، چون خورشید میدرخشید. بعد از این اثر 7 اثر حسین زنده رودی و 2 اثر محمد احصایی و مجسمه هنرمند جوان بیتا فیاضی نیز در نزدیکی این آثار به چشم میخورد. دقیقا ساعت 7 حراج شروع شد. غیر از آثار ایرانی آثار هنری کشورهای عربی چون مصر، لیبی، عراق، سوریه، مراکش، امارات متحده عربی، فلسطین و... و همچنین هند و چند کشور اروپایی نیز در حراج بودند.
حراج با فروش آثار هنرمندان نقاش سوریه آغاز شد، خرید آثار کمتراز برآوردهایی بود که در کاتالوگ کریستی گذاشته بودند. بعد از یک ساعت نوبت به آثار ایرانی رسید. دو اثر حسین بهزاد با قیمت زیادی به فروش نرفت ولی زمانی که نوبت به آثار دیگری همچون ترقیجاه، اویسی و یعقوب امدادیان و آغداشلو رسید قیمتها بالا رفت و بیشتر از برآوردهای اولیه حراج به فروش رفت. این قیمتها زمانی به اوج خود نزدیک میشد که به اثر چهارباغ حسین زندهرودی رسیدند، این اثر تا زمانی که چکش خورد کسی باورش نمیشد که یک میلیون و 400 هزار دلار به فروش برسد چون آثار بهتری از این هنرمند به این حراج آمده بود، نقطه صعود آثار زمان فروش پرسپولیس پرویز تناولی بود، وقتی این اثر به 2 میلیون دلار رسید همه حاضران ایرانی خوشحال شدند و همگی دست زدند. این مساله هیجان حراج را بیشتر میکرد حتی برگزارکنندگان حراج هم هیجانی شده بودند، قیمت این اثر که بالاتر از 2 میلیون رفت، آرام و قرار نداشتند، در سالن راه میرفتند و به تلفنهایی که خریداران خارج از سالن میکردند توجه داشتند، وقتی به 2 میلیون و 500 هزار دلار رسید و چکش متصدی حراج روی میز خورد ایرانیها صدای تشویق و خوشحالیشان تمام سالن را پر کرد. بعد از آن نوبت اثر محمد احصایی بود که یک میلیون دلار به فروش رفت و این آثار از برآوردهای اولیه چندین برابر بیشتر به فروش رفت. نکته جالب این که هیچ اثر ایرانی کمتر از قیمتهای برآورد شده حراج کریستی به فروش نرفت بلکه بالاتر و چندین برابر این آثار به فروش رفتند.
البته باید گفت که این اعداد، قیمتهای چکش خورده است زمانی که برای خریدار عرضه میشود بر قیمت آن افزوده خواهد شد. مثلا قیمت 5/2میلیون دلاری اثر تناولی در سایت کریستی 2میلیون و 800 هزار دلار قیمت خورده است.
آثار هنرمندان جوان ایرانی در اوج
بالا رفتن قیمت آثار هنرمندان پیشکسوت باعث تحت الشعاع قرار گرفتن آثار هنرمندان جوان ما هم شد به طوری که آثاری که قیمتگذاری شده بود تقریبا همگی آنها هم بالاتر و چندین برابر شدند. مثلا از میان جوانها اثر نقاشی پویا آریانپور به نام گسیخته که 12 تا 16 هزار دلار برآورد شده بود، به قیمت 12 هزار دلار به فروش رفت، نقاشی گلناز فتحی به نام راز دانایی که 20 تا 30 هزار دلار قیمتگذاری شده بود، 40 هزار دلار فروخته شد. یک اثر عکس از شیرین علیآبادی به نام خانم دورگه که 7 تا 10 هزار دلار برآورد قیمت شده بود، 45 هزار دلار به فروش رفت. از افشین پیرهاشمی هم یک نقاشی در حراج امسال بود که برای دومین بار در حراج کریستی شرکت میکرد، این اثر به نام تنهایی بود که 30 تا 40 هزار دلار قیمتگذاری شده بود و 100 هزار دلار به فروش رفت و چکش حراج روی این قیمت رقم خورد. مجسمهای هم از بیتا فیاضی هنرمند جوان دیگر ایرانی در این حراج به فروش رفت که به نام تک تاخ بود و 14 هزار دلار فروخته شد و اثر دیگری که از هنرمندان جوان ما حضور داشت اثر رکن الدین حائری زاده به نام رزم بود که 42 هزار دلار چکش خورد.
تحلیل کارشناسان از فروش آثار هنری
در حراج تعدادی از گالری داران نیز حضور داشتند، با چند نفر آنها صحبت کردیم، نظر همگی آنها این بود که این حراج تاثیر بسیار خوبی بر اقتصاد هنر ایران خواهد گذاشت ولی یک زنگ خطری هم برای هنرمندان جوان ما داشتند و آن هم این که هنرمندان جوان برای رسیدن به قلههای موفقیت راه بسیاری در پیش دارند و فروش آثار با قیمتهای بالا نباید باعث شود که هنرمندان جوان ما آثار و کیفیت آثار هنری خود را بالاتر یا همشان پیشکوستان یا استادان خود بدانند. بنابر نظر آنها هنرمند جوانی که اثری بدیع و عالی ارائه میدهد خودش دیده خواهد شد و نیازی به این ندارد که در نمایشگاههایی که در گالریهای برگزار میکنند قیمتها را بالا ببرند چون اثری از دوستان همسن و سالشان یا پیشکسوتان آثار هنری با قیمتهای خوبی در حراجهای بینالمللی به فروش میرسد.
این زنگ خطر تنها برای جوانها نیست بلکه قیمت آثار هنری باید با توجه به اقتصاد کشور خودمان در داخل به فروش برسد و طوری نباشد که خریدار داخلی توان خرید آثار هنری هنرمندان خود را نداشته باشد.
سخن آخر: به پایان آمد این حراج ولی افتخارات ایرانی همچنان باقی است و امیدواریم ایرانی و فرهنگ ایرانی همیشه و در هر کجای دنیا بدرخشد و این میسر نمیشود مگر با تلاش ما جوانان ایرانی.
آثار ایرانی جلودار آثار خارجی
آخرین آثاری که در حراج به فروش رفت آثار ایرانی بودند، بعد از حراج این نکته مشخص شد که علاقهمندان به هنر مدرن ایران بسیارند و خریداران بسیاری را به خود جذب کرده است حتی اثر احمد مصطفی مصری که در حراج قبلی کریستی با قیمت 650 هزار دلار به فروش رفته بود نتوانست رکوردی را که آثار ایرانی شکستند، بشکند. حتی یک مجسمه بزرگ خارجی به نام عشق و به شکل (LOVE) بود که یک میلیون تا 5/1 میلیون دلار قیمت خورده بود، با قیمت یک میلیون دلار به فروش رفت، پیش از حراج روی این اثر تبلیغ بسیاری شد حتی تاریخچهای از به وجود آمدن اینگونه مجسمهها در شهرهای اروپا به نمایش گذاشته شد ولی به پایینترین قیمت اولیه خود به فروش رفت.
در پایان حراج لبخند و خوشحالی را در چهره همه ایرانیهای حاضر در حراج میدیدیم، چند تن از هنرمندان جوان نیز در این حراج حضور داشتند و شاهد این رقابت شیرین و به یاد ماندنی بودند و خود را برای رقابتهای بعدی این حراج آماده میکردند.
زهرا توسلی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....