حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
- در زندگی عشق و ارتباطات دوستانه را اول قرار دهید. برای ملاقات با دوستان خود هم مانند ملاقات با پزشک برنامهریزی کنید. ارتباطات دوستانه به سلامت قلب شما کمک میکند، باعث تحریک ترشح هورمون ضداسترس «اکسی توسین» میشود و خطر منزوی شدن شما را کاهش میدهد. به شما توصیه میکنیم در دورانی که دچار انزوا شدهاید یک حیوان خانگی بیاورید، نه فقط استرس شما کاهش مییابد بلکه مانع افسردگی هم میشود.
- به جای آنکه انرژی خود را روی چند کار بگذارید، فقط روی یک کار تمرکز کنید. هر چقدر بیشتر مراقب خود باشید سریعتر میتوانید استرسهایتان را کنترل کنید و به خود بیایید.
- با خارج کردن احساسات منفی از بدنتان از شر استرس خلاص شوید. یک قلم و کاغذ بردارید و افکارتان را بنویسید.
- روش دستیابی به اطلاعات ناامیدکننده از رسانههای جمعی را تغییر دهید. از دانستن حقیقت فرار نکنید، بیتفاوتی به اندازه استرس و افسردگی به روح شما آسیب وارد میکند. میتوانید به وسیله دعا کردن و فرستادن انرژی مثبت با آسیبدیدگان یک حادثه اجتماعی احساس نزدیکی و همدردی کنید. شما در موقعیت قدرت و کنترل هستید. از رسانههای جمعی به عنوان منبع یادگیری استفاده کنید، همانطور که از کلاس درس چیزهای بسیاری یاد گرفتید.
- زمانیکه دچار استرس میشوید، گامهایتان را محکم به زمین بکوبید. تصور کنید روی گلها راه میروید. سعی کنید افکار استرسزا را از پاهایتان خارج کنید، متوجه میشوید که چقدر از لحاظ ذهنی آرام خواهید شد.
- 3 تا 5 جمله انرژیبخش بیاموزید که در زمان سختی شما را به خود بیاورد، جملاتی مانند : «من قوی هستم» یا «خدا به من کمک میکند» علاوه بر این یک تصویر زیبا در ذهن خود تجسم کنید (تصویر ساحل دریا یا یک جنگل دنج) تا در مواقع استرس آن را به یاد آورید. این کار باعث آرامش شما میشود.
- اوقاتی را که گرفتار ترافیک هستید به عنوان زمانی برای پرورش صبر و بردباری تلقی کنید. اگر شما کنترل خود را در ترافیکهای بینشهری از دست ندهید میتوانید هر چیز را کنترل کنید.
- تجربه حس قدردانی و استرس در آن واحد محال است. 5 دقیقه در روز را برای تشکر از آنچه دارید صرف کنید، با قدردانی از توانایی نفس کشیدن که منبع همه چیز است شروع کنید.
- یک فهرست از کارهای مورد علاقه و کارهایی که انرژی شما را به هدر میدهند تهیه کنید. این کار را به مدت یک هفته هر روز 10 دقیقه انجام دهید، بعد فهرستها را بازبینی کنید، از تغییرات به وجود آمده تعجب خواهید کرد.
چگونه نوجوان خود را از دردسر دور نگه داریم
نوجوان و دردسر مانند نان و پنیر جدا نشدنی هستند، زمانیکه میل بهانجام رفتارهای پرخطر در نوجوانان زیاد میشود و مرزها را کنار میزنند، باید منتظر هر نوع دردسری باشیم.
دمدمی مزاج بودن، در خود فرو رفتن و وسواس در پذیرفتن حرفها یا پسندیدن اشیا از خصوصیات نوجوانان است.
اگر متوجه شدید کنترل فرزند نوجوانتان از عهده خارج شده، شروع به امتحان مواد مخدر کرده یا الکل میخورد، باید زنگ خطر را بهصدا درآورید. انتظار نداشته باشید که یک صاعقه از آسمان بیاید و نوجوان شما خودبهخود درست شود.
در دوران نوجوانی فرزندان، والدین را پس میزنند اما این مسوولیت آنهاست که با شدت با این
پس زدنها مقابله کنند.
محدودیت ایجاد کنید: والدین برای کنترل و تربیت بهتر فرزندان محدودیت ایجاد میکنند، فرزندان تا هنگامی که کوچک هستند راحتتر با این محدودیتها کنار میآیند. به پدر و مادرها توصیه میکنیم روی حرف خود بایستند.زمانیکه نوجوان متوجه شود شما هم زیاد به گفتههای خود ایمان ندارید دیگر سلطه شما در خانه بهپایان رسیده است.
منطقی باشید: با توضیح و دلایل منطقی علت وجود مرزها و محدودیتها را برای فرزند نوجوان خود شرح دهید. در سالهای نوجوانی نمیتوانید به بچهها بگویید «چون من اینطور میگویم» آنها اصلا به این مدل حرفهای شما گوش نخواهند داد.
وارد مذاکره شوید: این آگاهی را به نوجوان خود بدهید که هر چه قدر بزرگتر شود آزادیهایش بیشتر خواهند شد. امکانات و امتیازاتی را که به نوجوان خود میدهید را یک نردبان فرض کنید. هر چقدر بزرگتر میشوند و قدرت مسوولیتپذیری خود را به شما ثابت میکنند شما اجازه بالا رفتن از نردبان را به آنها میدهید برای مثال میتوانند بیشتر از تلفن و اینترنت استفاده کنند یا در مورد برخی محدودیتها با شما وارد مذاکره شوند اما در صورت عدم مسوولیتپذیری اجازه بالا رفتن از نردبان را به آنها ندهید؛ البته شما باید بهطور واضح دلیل افزایش محدویتها را برایشان توضیح دهید.
ارتباط برقرار کنید: ایجاد ارتباط سالم و مناسب مهمترین وظیفه والدین در سنین نوجوانی است. اگر چه در این دوران نباید انتظار برخورد صمیمی از نوجوان داشته باشیم اما بههرحال میتوانیم با برخوردهای مناسب امکان گفتگوی سالم را فراهم کنیم. شما باید زمان مناسبی را برای صحبت انتخاب کنید نه اوقاتی را که نوجوان عصبانی، مشغول یا خسته است. صحبت را با موضوعات مثبت مانند یک جوک یا گفتن این جمله که به او افتخار میکنید، شروع کنید. هرگز در آغاز مکالمه این جمله را بهکار نبرید: «پسر، ما باید با هم حرف بزنیم»برای اکثر نوجوانان شکستن مرزها نشانه بزرگ شدن از دوران کودکی است. اگر رفتار نوجوان شما بهگونهای بود که دیگر کنترل او از دست شما خارج شده فکر نکنید که باید تمام مشکلات را خودتان به تنهایی حل کنید، با مشاور مدرسه تماس بگیرید و از او راهنمایی بخواهید زیرا این افراد، رفتار فرزند شما در مدرسه را مشاهده میکنند و به شما کمک بسیاری در حل مشکل خواهند کرد.
مترجم: مهسا قندی
منبع: Family.com
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....