حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
این فیلم اگر چه هم از نظر موضوع و هم از نظر بازیگر توانسته تماشاچی را به سالن سینما بکشد اما مضمون تکراری در آن کاملا بهچشم میخورد. بستر حرکتی در «مجنون لیلی» جعبه چوبی است، جعبهای که موقعیتهای گوناگون آدمها را در مواجهه با آن به تصویری میکشد و به نوعی نیاز در عصر تکنولوژی به عشق را گوشزد میکند، اما آیا توانسته مقصود اصلی را بیان نماید. «جعفری» با استفاده از نمادها و الگوهای گوناگون ضرورت بهرهگیری از عشق را در سطوح و ابعاد گوناگون زندگی برمیشمارد و با المانهای مختلفی از دوران کهن و اسطورهایی سخن میگوید و مرتبا با آن المانها و نکات قابل تامل در این بخش سعی در الصاق آن به دوره حاضر را دارد اما نتوانسته در این بخش موفق باشد، چرا که قدر و منزلت عشق فراتر از نگاههای سطحی است. در این اثر نگاههای شتابزده و وجود احساسات نابه جا مرتبا به چشم میخورد و این امر تا حدی به پیش میرود که تماشاچی نمیتواند این تصویر را با آن نگاه غنی تاریخی در یک جا قرار دهد. جعبه چوبیای که قاسم جعفری آن را در مجنون لیلی ساخته از شخصیتی به شخصیت دیگر انتقال پیدا میکند. این نقل و انتقال اگر چه ماهیتا جالب و تامل برانگیز است اما وجه جذابیت بیشتر آن مواجهه تماشاچی با موقعیتهایی است که شخصیتها در مقابل این جعبه از خود بروز میدهند.
این نکته به دقت در اثر جعفری گنجانده شده و اتفاقا مهمترین عامل در حفظ تماشاچی و شاید تداوم قصه نیز به حساب میآید و البته قیاس در موقعیت با دو یا چند عشق خود نکات ظریف و دقیقی از عشق را مطرح مینماید.
«جعفری» در «مجنون لیلی» همه چیز و همه نگاهها را معطوف به عشق کرده و این امر، توانسته ضربهای نامحسوس به این فیلم بزند. او حتی در سطحیترین و عادیترین روشهای زندگی باز قصد طرح عشق را دارد و این نگاه حرکت قصه را به سوی رنگ ساختگی و مصنوعی هدایت میکند!! موقعیت شاید تنها عامل حرکت جاری در مجنون لیلی شده، این موقعیت پرورده موضوعات گوناگون است حال رسیدن دو فرد به یکدیگر است یا طلاق و جدایی یا... . اما به هر حال این بستر را موقعیت فراهم کرده و این جعبه چوبی بوده تا در شرایط و موقعیتهای گوناگون، نگاهها به او متفاوت شده و این نگاهها معلول. فرهنگ، نگرش و روابط آدمها با یکدیگر بوده. «جعفری» در این اثرش به مانند سایر آثار خود، باز از بازیگران جوان و مطرح استفاده نمود، این امر نهتنها در پیشبرد هدف اصلی داستان تاثیر بسزایی دارد بلکه در جذب تماشاچی و ازدحام به گیشه نیز بیتاثیر نیست! اما آیا «جعفری» توانسته به واقع از تمامی ظرفیتهای این بازیگران مطرح استفاده نماید. آیا حمید گودرزی و بخصوص حامد بهداد با آن استعداد در حوزه بازیگری، مخاطب را به شخصیت اصلی داستان نزدیک کردند. بیشک داستان وقتی در قالبهای گسیخته بسته میشود، بازیگر نیز نخواهد توانست کمک شایانی به پیشبرد اهداف قصه بنماید چراکه هدف شفاف نیست! نماد بیرونی فیلم شاید در قدم نخست تماشاچی را با خود همراه سازد، اما هیچ گاه قادر نخواهد بود تا پایان او را ثابتقدم نگهدارد.
کوروش علمجو
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....