2) بحث خشکسالیها و کم آبیها خاص زمان حال و این روزها نیست، به ظاهر ایران ما که متوسط بارش باران در آن کم و درصد قابل توجهی از مساحت آن کویر است، از دیرباز با مشکل کم آبی مواجه بوده است. در دورههای مختلف تاریخ این سرزمین، چه پیش از اسلام و چه بعد از آن که اعتقادات مذهبی مردمانش رنگ و بویی دیگر به خود گرفت، آیینها و رسوم مختلفی به بهانه طلب باران برگزار شد که تعداد معدودی از آنها چون میراثی ماندگار پایدار ماندهاند.
3) قزوین نیز به سان بیشتر مناطق ایران سرزمینی کم آب، اما حاصلخیز است و به دلیل اقلیم و شرایط آب و هوایی گاه باران سیل آسا میبارد و گاهی به خاطر خساست آسمان! دچار خشکسالی میشود.
مردم شهری که به شهر آب انبارها شهره است هم برای جبران کم آبیها در کنار حفر قنات و ساخت آب انبارها، به باورهایی که ریشه در مذهب و سنت داشت پناه آوردند تا با ساخت سقاخانه ها، سکه در چاه انداختن، نذر آب در مراسمهای مذهبی، شیلان کشی، چمچه خاتون (که بسیاری از آنها همچنان جزو آیینهای محلی رایج قزوین محسوب میشوند) بتوانند با آب خواهی از طبیعت بخشی از خشکسالیها و کم آبیها را جبران کنند.
یکی دیگر از این آیینهای حاجت خواهی از آب مراسم پنجاه بدر است، که ریشه در عهد باستان دارد و پس از اسلام نیز با تغییرات در ظاهر برپایی آن، هر ساله بعد از ظهر روز 19 اردیبهشت ، هنگامه گرفته شدن زهر آفتاب با حضور جمعیتی انبوه از مردم استان خاصه شهر قزوین در مصلای این شهر برپا میشود.در گذشته، در محل مصلی که در میان باغستانهای سنتی جنوب شهر واقع شده است، مسجدی وجود داشت که در کنار آب انبار احداث شده بود و امروزه و در پس گذر زمانه و غفلت آدم ها، مسجد قدیمی تخریب شده است و از آب انبار نیز جز خرابهای به یادگار، بنایی نمانده است.
در باور عامه مردم، نوروز مراسم سیزده بدر و گره زدن سبزه و انداختن آن در آب روان به پایان میرسد، اما برای قزوینیها پایان نوروز «پنجاه بدر» است.
مجتبی عباسی، کارشناس ارشد مردم شناسی نیز با اشاره به وجود اسنادی در کتیبههای هخامنشی مبنی بر مشکل کم آبی از عهد باستان در ایران، از اجرای مراسمهای مختلف برای طلب باران که ریشه در عقاید رایج بین مردم ایران دارد و شکل مناسک به خود گرفته میگوید.
عباسی در خصوص مراسم پنجاه بدر خاطر نشان میکند: این مراسم که متاسفانه در هیچ منبع تاریخی به آن اشارهای نشده و به گواه اشارات سینه به سینه اما آیینی کهن محسوب میشود، در گذشته اصیل تر، مردمی تر و سنتی تر برپا میشد.
به گفته وی قزوین از دیرباز به دلیل اقلیم خاص خود حول و حوش همین زمان بیشترین احتیاج را به بارش باران داشت (و دارد) و همین نیاز بهانهای بود برای طلب دسته جمعی برای بارش باران که امروزه به شکل اقامه نماز باران طی مراسم پنجاه بدر درآمده است.
پهن کردن زیر اندازی در جایی بین باغ ها، چیدن سفره و تناول غذا، انواع تنقلات (آجیل و شیرینی)، آش رشته و دُیماج (پیش غذایی محلی)، بازی کودکان و مهم تر از همه اینها اقامه نماز طلب باران توسط بزرگترها (که بیشتر آنها زنان هستند)، از جمله اعمال این مراسم به شمار میرود.
براساس عقیدهای کهن که بیشتر قدیمی ترها نیز آن را تایید میکنند، زنان پس از برپایی نماز و گرفتن وضویی دوباره با به همراه بردن چند قطعه سنگ کوچک (کلوخ) به سمت آب انبار قدیمی میروند و بعد از نیت و طلب حاجت سنگها را به دیواره آب انبار میفشارند، به اعتقاد آنها اگر سنگ به دیواره بچسبد حاجتشان روا خواهد شد. همچنین از آن جا که طلب حاجت و ادای نذر جایگاه خاصی در بین مردم سرزمین مینودر (نام قدیمی قزوین) دارد این اعتقاد را میتوان در لابه لای رسوم برگزاری این آیین نیز مشاهده کرد؛ پخش نذریهایی که بیشتر اوقات آش رشته است و لقمههایی از نان و پنیر و گردو و سبزی، بازار گرمی دارد در بین مردمی که پنجاه بدرهای سالهای پیش نذری کردند و حاجتشان روا شده.
4) قدیمی ترها تأکید میکنند در گذشته بعد از پایان مراسم و پیش از رسیدن مردم به خانهها ندایشان به آسمان میرسید و آسمان نیز باران رحمتش را ارزانی میکرد، امروزه اما...؛ میتوان با پاک و خالص کردن نیتها باز منتظر بارش باران پیش از رسیدن به خانه هاشد!