این در حالی بود که یکی از شاکیان مدعی شد در حین سرقت خودرواش سارق را دیده، اما نتوانسته وی را دستگیر کند، مالباخته به پلیس گفت: من ماشینم را در کوچهای پارک کردم تا از یک مغازه خرید کنم چند دقیقهای گذشت و من چون جنس مورد نظرم را پیدا نکردم برگشتم. از فاصله دور دیدم کسی اطراف ماشینم پرسه میزند، نزدیک که شدم دیدم پسر جوانی ضبط ماشینم را باز کرده و در حال دور شدن است.
مرد شاکی ادامه داد: چهره وی را بخوبی به یاد دارم و میتوانم در چهرهنگاری به پلیس کمک کنم.
پس از تهیه عکس چهرهنگاری شده متهم این تصویر در اختیار کارآگاهان قرار گرفت و چند روز بعد ماموران در حین گشتزنی به راننده یک خودروی پراید مشکوک شدند و دستور ایست صادر کردند، پس از توقف مرد راننده، پلیس از این جوان خواست مدارک خودرو را ارایه دهد، اما وی مدعی شد ماشین متعلق به پدرش است و مدارک را همراه ندارد. با توجه به اینکه چهره راننده جوان بسیار شبیه تصویر چهرهنگاری شده بود پلیس وی را دستگیر کرد.
این جوان که کاوه نام دارد مدعی شد هیچ سرقتی انجام نداده است و از ماجرای دزدیها خبر ندارد. اما وقتی چند تن از شاکیان کاوه را شناسایی کردند، وی مجبور به اعتراف شد. پسر جوان گفت: من به اتفاق یکی از دوستانم به نام امید اقدام به سرقت میکردیم. شیوهکاری ما این بود که با شاهکلید در اتومبیلها را باز کرده و لوازم داخل آن را بهسرقت میبردیم. بیشتر لوازمی که در این مدت سرقت کردیم ضبط ماشین و لاستیک زاپاس بود که کار فروش آنها بر عهده دوستم امید است.
هرچند کاوه با پلیس همکاری کرد و مخفیگاه دوستش را هم معرفی کرد اما امید که متوجه شده بود تحت تعقیب پلیس قرار دارد از محل متواری شد پس از چندین روز بررسی و تحقیق سرانجام پلیس موفق شد امید را نیز شناسایی ودستگیر کند. امید نیز به جرم خود اعتراف کرد و گفت: من سالهاست که سرقت میکنم و بار آخر که به زندان افتادم، با کاوه آشنا شدم و قرار سرقت گذاشتیم بعد از اینکه هر دو از زندان آزاد شدیم، طی تماس تلفنی که داشتیم با 2شاهکلید که من درستکرده بودم سرقتها را انجام دادیم و وظیفه من این بود که اموال سرقتی که کاوه میدزدید بفروشم. با دستگیری 2 متهم آنها به 20 فقره سرقت لوازم داخل خودرو اعتراف کردند و تاکنون تعدادی از شاکیان شناسایی و اموال آنها کشف شده و تحقیقات برای شناسایی سایر شکات نیز ادامه دارد.