سیدرضا صائمی

غافلگیری از نوع طنز

دایره زنگی، طنزی اجتماعی است که هم بر کنش‌های کمیک بازیگران که در حافظه هنری مخاطبان نیز سابقه طنز دارد مبتنی است و هم براساس طنز موقعیت شکل می‌گیرد و با بهره‌گیری درست از این دو عنصر اساسی به تولید فیلمی سرگرم‌کننده موفق می‌شود، اما خود را صرفا به آن محدود نکرده و در بستر کمیک قصه به آسیب‌شناسی نظام اجتماعی و اخلاقی جامعه معاصر نیز می‌پردازد.
کد خبر: ۱۷۳۵۸۲

موقعیت طنزی که در دایره زنگی خلق نمی‌شود، برآمده از داستانی کمیک  فکاهی نیست و ابتدا مقصود این نبوده است که قصه‌ای کمیک به تصویر درآید، بلکه درونمایه اثر بیشتر اجتماعی است و نگاهی انتقادی به برخی مناسبات انسانی در چالش سنت و مدرنیسم دارد و ماهواره به عنوان نمادی از دنیای مدرن که نظام فرهنگی  اجتماعی ما را به پرسش گرفته است، بهانه این آسیب‌شناسی قرار می‌گیرد، ولی تضادها و نابسامانی‌هایی که در درون این موقعیت انسانی رخ می‌د‌هد، رنگی کمیک به آن می‌زند و البته توانایی بازیگران طنزآور نیز به آن کمک می‌کند؛ اما آنچه در پس این معنی، اصالت می‌‌یابد پارادوکس‌های فکری‌  فرهنگی موجود در جامعه ما در نسبت با مظاهر مدرنیسم و ساحت تکنولوژیکی آن است. آپارتمان موجود در فیلم و مناسبت‌های آپارتمانی و انسانی آن، نمونه‌ای کوچک از ساختار اجتماعی بزرگتری است که این تضادها و نابسامانی‌ها را بازنمایی می‌کند و تصویری واقعی از نظام اجتماعی موجود ارائه می‌دهد. رفتارهای دوگانه و عدم شفافیت در روابط انسانی که همواره موجب شکاف بین نظام ارزشی فردی و اجتماعی می‌شود بخوبی در دایره زنگی به تصویر درمی‌آید و تلنگری به مخاطب می‌زند تا درآینه سینما به تضادهای درونی و اجتماعی موجود در جهان آگاهی یابد.

تضاد بین ظاهر و باطن، دورنگی و ریا، در کنار طرح برخی ناهنجاری‌های اجتماعی دیگر مثل دزدی، فریب، کم‌کاری، تنبلی و زنان خیابانی در فیلم، دایره زنگی را به اثری انتقادی در حوزه اجتماعی تبدیل می‌کند که بدون هیچ گونه شعارزدگی و اغراق، تصویری از جامعه موجود را روایت می‌کند. فیلم مستند پسر عبدالله‌زاده با عنوان «اینجا تهران است» نیز این مجموعه را کامل می‌کند و در دل یک فیلم داستانی به گزارش مستندگونه‌ای از همین شرایط در جامعه می‌پردازد و به‌طور تلویحی اشاره می‌کند که این فیلم و مسائلی که در آن مطرح می‌شود مصداقی از همان مسائلی است که در ارتباط با تهران بیان شده است. اما کل فیلم با توانمندی‌های طنزپردازانه و اجتماعی آن یک‌طرف، غافلگیری پایانی فیلم و رمز‌گشایی از کاراکتر باران کوثری هم یک‌طرف. پایانی که تماشاگران را در عین سرگرم کردن و خنداندن ناگهان شوکه و غافلگیر می‌کند و در ادامه نسبت به وضعیت اخلاقی موجود در جامعه به تامل‌ وامی‌دارد و اتفاقا هسته معنایی اثر در همین جا شکافته می‌شود و آن ‌هم این است که آنچه بیش از همه نظام اخلاقی  اجتماعی موجود در جامعه را دچار آسیب می‌کند بی‌اعتمادی به دیگران است؛ همان بی‌اعتمادی‌ای که تناسب زندگی را به شکل دایره‌وار به‌ خطر می‌اندازد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها