حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در ساختار فرهنگی مدرن، افکار عمومی متاثر از رسانهها بویژه تلویزیون هستند و این جعبه جادو به یکی از مراجع قدرتمند در شکلگیری توده و افکار عمومی بدل شده است.
بنابراین تلویزیون با تغییر و هدایت افکار عمومی به سمت وقایع اجتماعی، جامعه را نسبت به محتوای برنامههای این فناوری حساس کرده است.
امروز هر یک از مشاغل و اصناف به تاثیر تلویزیون در سرنوشت حرفهای خود ایمان آوردهاند و میدانند لغزش تلویزیون در به تصویر کشیدن هویت حرفهای آنان چقدر موثر است. در واقع هویت حرفهای افراد در اصناف مختلف تحت تاثیر هویت رسانهای آنها قرار دارد و میتواند موجبات رشد یا سقوط آنها را فراهم کند از طرفی تلویزیون در اجتماعی شدن افراد نقش اساسی دارد. همانطور که کودکی در جریان جامعهپذیری و با ارتباط با بزرگترهای خود بزرگ شدن یا مثلا دانشگاه رفتن برایش مهم میشود، تلویزیون هم تقریبا همین نقش را دارد. افراد با نگاه کردن برنامههای مختلف تلویزیون با آداب و رسوم و فرهنگ جوامع دیگر حتی فرهنگ افرادی که با آنها در یک جامعه زندگی میکنند آشنا میشوند. تماشاگران امروز تلویزیون از طریق این رسانه، جریان کامل نحوه زندگی و چگونه زیستن در جامعه را لمس میکنند.
از آنجا که سرعت و تغییر دو ویژگی است که «الوین تافلر» آن را به عنوان یکی از مشخصهها و البته دغدغههای قرن 21 معرفی میکند، این دو ویژگی قرن 21 باعث شده تا ذهن مخاطب به فوریت از حجمی مشخص از اطلاعات پر شود و بدین ترتیب رقابت را برای برنامهسازان و رسانهها شدت بخشد.
یکی از مسائل مهم قرن حاضر از قرار معلوم همان عصر ارتباطات و فرهنگ تسریع شده دورانی است که درآن حتی وسایل معرفی و زندگی روزمره نیز سخن میگویند و دستوراتی اطلاعاتی با یکدیگر نجوا میکنند. عصر ماشینهای هوشمند و اجسام سریع و ذهنهای بیسیم و چشمهای متصل و تصاویر ذهنی سیال و...
به همین منظور گروه اجتماعی شبکه 4 سیما برنامهای را با عنوان «سرعت» تهیه و پخش میکند. این برنامه با هدف بازنمایی فرآیند سرعت و رسوخ آن در ابعاد مختلف زندگی انسان تولید میشود و به موضوعاتی چون شیوه زندگی در عصر سرعت و شناسایی رابطه آن با زندگی آدمی، مفهوم سرعت، ادراک سرعت، زمان و مکان در عصر سرعت و همچنین سرعت و دنیای مجازی میپردازد.
برنامهای که با تماشای آن میتوانیم به شناخت دورانی که در آن زندگی میکنیم دست یابیم. بدانیم در چه شرایطی هستیم و چه باید بکنیم تا از دنیای سرعت جا نمانیم و در پرسشهای دیجیتالی بودن و چراهایی که مطرح میشود گم نشویم. برنامه سرعت نشان میدهد جهان امروز جهان شتاب است.
ولی شتاب بیآمان ما را از آرامش ذهن محروم میکند و میان ما و شادی و رضایت، این حق مسلم مادرزادی ما، فاصله میاندازد. ما را از برقراری ارتباط معنیدار با دیگران، از فراغت، از تفریح، از خنده، از آرامش، از تواناییهای تجربه کردن زیباییهای زندگی که پیرامون ما را گرفته محروم میسازد.
سرعت تاکید دارد که اگر نتوانیم و نیاموزیم که زمان را در زندگی خود کنترل کنیم، استرسی که از آن رنج میبریم در نهایت بدتر میشود. ما دست بسته در اختیار پیامدهایی هستیم که در جامعه ما را به سرعت بیشتر، کار بیشتر، تولید بیشتر و خرید بیشتر فرمان میدهند، تا هرگز فرصت آن را پیدا نکنیم که آرام بگیریم و صرفا زنده بودن خود را تجربه کنیم.
برنامه سرعت بیپروا میافزاید اگر نتوانیم زمان را آگاهانه کنترل کنیم، زمان همچنان به سرعت از ما خواهد گذشت و ما متوجه زیبایی و حوادث پیرامون خود نخواهیم شد.
تنها با این احساس باقی میمانیم که چیزی را گم کردهایم، چیزی ناپدید شده است. ما باید به سرعت، افتادن و آرام گرفتن را بیاموزیم. باید اشیاء را احساس کنیم، باید به جای سرعت گرفتن، به هر لحظه از زندگی توجه کنیم و زیباییهای زندگی را احساس و از آفریننده آن شاکر باشیم.
در شرایط غلبه سرعت بر همه چیز بخصوص زندگی ما، زمان دشمن ماست. ما از اتلاف وقت از گذشت زمان و از کشتن وقت حرف میزنیم تا آن حد که فراغت داشتن، اسباب نگرانی و تشویش میشود. ما سکوت را با صدای نوار و تلویزیون پر میکنیم. معتقدیم که در هر لحظه 2 یا حتی 3 کار مختلف را میتوانیم و باید که انجام بدهیم.
وقتی آهنگی آرامشبخش را در زندگی انتخاب کنیم، کاری است شبیه مراقبه در حال راه رفتن. حیرتانگیز و عجیب این است که حتی مدتی کوتاه آگاهانه، نهتنها وقت را تلف نمیکند، بلکه به شما فراغت و فرصت بیشتری میدهد. برنامه سرعت میآموزد که آدمی میباید قدم به قدم بیاموزد تا در رابطه خود با زمان تجدیدنظر کند که در لحظات عادی زندگی آرامش و رضایت خاطر را تجربه کند. یاد بگیرد که وقتی کار نمیکند در اندیشه کار نیز نباشد.
عصر ما اینک عصر سرعت و کار حرفهای است. یعنی اگر توانستی سریع و حرفهای کار کنی، میتوانی بمانی و رقابت کنی. در غیر این صورت فراموش کن! جا ماندهای... عصر ما، روزگاری است که دانش و تجربه در آن نقش یک جفت پا را برای (روح و جان) آدمی ایفا میکنند. انسان بدون آنها راهی نه به پیش دارد نه به پس. بدون اطلاعات، تفکر متوقف میشود. بدون آگاهی، آدمی اگر در یک دست کتابی داشته باشد و در دست دیگر قلم، شاید در راه آزادی و آزادگی با حرفهای مفت و صد من یک غاز بتواند خود را روی زمین اینجا و آنجا بکشد، اما آنقدرها دور نخواهد رفت. بدون آن یک جفت پا، بدون دانش و تجربه، بدون مهارت، بیشک گاهی نمیتواند گامی بردارد و سرعتی هم نخواهد گرفت و نخواهد داشت. همان جا که بوده است خواهد ماند و آنجاست که اگر گوشی برای شنیدن، چشمی برای دیدن برایش باقی مانده باشد، صدای فریاد بسیاری را خواهد شنید. بسیاری را چون خود خواهد یافت: در گل مانده و مایوس! افسرده و پریشان، با هزاران ناله و درد و ناراحتی، آنگاه از روی ناچاری، به علت بسیاری از امراض روحی و روانی، کوتهفکری و تنگنظری، از بیکاری و بدبختی و درماندگی به جان این و آن میافتد و دیگران را، وقت و سرمایه و فکر و احساسات و همه را به بازی میگیرد.
دیگران را که با گامهایی حداقل به دید خودشان، محکم و استوار رو به جلو گام برمیدارند به جان یکدیگر میاندازد یا به تمسخر، تحقیر و تحمیق میپردازد و با این شیوه سرش را با هزار بدبختی بالا میگیرد تا بگوید ما هم هستیم. برنامه سرعت برای دوری از ناکامیها متذکر میشود بدون دانش و تجربه، جایی برای تفکر و تعقل و تعلم، تدبیر و تدبر نمیماند... و در آینده جایی برای آن تکه گوشتهای بیخرد و بیدانش و بیتفکر نیست.
این برنامه صادقانه میگوید انسان امروزی باید خودش را به دانستهها و تلاش مسلح سازد.
امروز برای ادامه حیات احتیاج به سرعت است. سرعت توام با تفکر، زیرا در حین انجام وظایف خود، زندگی هم باید کرد. باید به کار و زندگی اهمیت داد.
مجموعه برنامه سرعت با طرح مضامینی پیرامون نقش سرعت در زندگی امروزی تا به حال دیدنی و شنیدنی عمل کرده است. این برنامه که لزوم بودنش و پخش شدنش از تلویزیون بشدت حس میشود، به ارائه راهکارهایی نیز برای افرادی که درماندهاند میپردازد و با اجرای خود میکوشد انسان امروزی را در عصر سرعت و زندگی در حد وسع خود کمک و راهنمایی کند.
علیرضا آقابالایی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....