حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
امکانات ویدئویی آنقدر گسترده شده که سریال تلویزیونی ناگزیر است وجه متمایزی داشته باشد تا بتواند در رقابت با دی وی دیهای وسوسه انگیز فیلمهای خوب دنیا موفق باشد. باید به مخاطب حق داد که وقت تماشای سریال را میتواند به تماشای فیلم بگذراند و اگر با تولید سریال از او انتظار داریم تلویزیون را انتخاب میکند باید دلیل موجهی برایش داشته باشیم. تلویزیون و به طور خاص سریال چه وجه تمایزی از فیلم سینمایی میتواند داشته باشد؟ برای پاسخ به این سوال باید محبوب ترین سریالها را پیدا کنیم و آنها را که بیشترین تاثیر را در درازمدت بر ذهن مخاطب داشتهاند مدنظر قرار دهیم. در تلویزیون مثل سینما تنها قوت ساختاری و شخصیتهای خوب نیستند که ماندگاری را تضمین میکنند بلکه فاکتور مهمتری وجود دارد که عبارت است از: تداوم پخش. سریالی که در قسمتهای محدود ساخته شود به معنای واقعی نمیتواند تلویزیونی باشد و میتوان گفت روایت دیگری از همان فیلم سینمایی است. تلویزیون این قدرت را دارد که داستان و شخصیتهایش را آنقدر ادامه دهد که مخاطب هفتهها، ماهها و حتی سالها با آن زندگی کند و دیگر، اگر هم بخواهد نتواند آن فضا و آدمها را فراموش کند. روزهای زندگی (اوشین)، جواهری در قصر (یانگوم)، پزشک دهکده، پرستاران، هشدار برای کبری 11 و.... یکی از نمونههای اخیر این قبیل سریالهای موفق «مأموران مخفی پلیس» است. پیتر یک پلیس مخفی کاربلد و نمونه در ذهن مخاطب از شخصیتهای ثابت این برنامه است و شاید به نوعی قهرمان اصلی آن به شمار بیاید، اما همانطور که اشاره شد قرار نیست با نوع روایت سینمایی مواجه باشیم. در خیلی از قسمتها تنها حضور اوست که مهم است و با اینکه داستان اصلی حول محور دیگر شخصیتها میگردد، اما باز هم اوست که قهرمان اصلی است. این یکی از قابل تأملترین وجوه تمایز سریالهای موفق تلویزیونی است که هم جذابیت تازهای را در خود دارد هم امکان ادامه دادن سریال را دست کم تا زمان مرگ شخصیت اول فراهم میسازد و مدت زمان زندگی این قهرمان میتواند به طول زندگی مخاطبانش باشد. ماموران مخفی پلیس از جهت مثبت دیگری هم خیلی تلویزیونی است. فراست زیادی میخواهد که بفهمیم برنامه اکشن ساختن در تلویزیون مثل سینما نیست که بتواند تا حد زیادی به حادثه متکی باشد. قاب تلویزیون کوچک است و صحنههای اکشن با نمای دور نمیتوانند تاثیر واقعی خود را داشته باشند. تلویزیون با نمای طلایی خودش یعنی با کلوزآپ است که سرپاست. سازندگان سریال ماموران مخفی پلیس بخوبی دریافتهاند که این داستان اکشن باید با شخصیتها و حادثههای درونی اکشن باشد و صحنههای خارجی تنها در مواقع ضرورت استفاده شوند. درست است که ماموران مخفی پلیس یک داستان پلیسی جنایی است و زیاد به صحنههای اکشن متکی نیست؛ اما این را نمیتوان از نظر دور داشت که چنین داستانهایی در شکل مرسوم سعی میکنند با چاشنی صحنههای اکشن جذاب باشند نه با روابط پیچیده شخصیتها. ماموران مخفی پلیس، کارگردانی هنرمندانهای در صحنههای گفتگو که عموما بیش از 2 نفر هستند دارد. تنوع خیرهکننده کادرها این سوال را به وجود میآورد که آیا واقعا به این همه تغییر جای دوربین نیاز بوده؟ شاید این سوال از آنجا نشأت بگیرد که خود را با یک برنامه تلویزیونی مواجه میبینیم نه یک اثر سینمایی که انتظار کارگردانی دقیق از آن میرود. خیلی از این نماها را میشد با یک نمای تریشات (سه نفره) مستقیم ساخت و این همه تلاش برای خرد کردن نماها و این اصرار بر نماهای تک نفره نداشت اما آیا آن وقت ماموران مخفی پلیس به همین جذابیت و قوت کنونی بود؟ مسلما نه. این برنامه مخاطب تلویزیون را پای خود مینشاند و اجازه تکان خوردن به او نمیدهد؛ بیش از همه به این دلیل که ریتم تدوین بسیار تندی دارد. کمتر میتوان نمای بدون کات بیش از 30 ثانیه در آن دید و در واقع با این کاتهای پی در پی به تماشاگرش اجازه میدهد حضور واقعی در صحنه را حس کند و هرجا لازم میبیند که خیلی صحنهها به دلیل تنش بیرونی یا درونی چنین اقتضایی دارند سرش را به هر طرف لازم است بگرداند و زاویه و شخصیت دیگری را ببیند.
ویژگی دیگر به مضمون سریال مربوط است؛ این که ماموران مخفی پلیس نمیخواهد برنامهای باشد در مدح بیچون و چرای نیروهای پلیس. درست است که قهرمانانش پلیس مخفی هستند اما دوست دارد بیطرف باشد و شخصیتها هرکدام که خودشان قابل احترامند دوست داشتنی باشند. برای همین است که در میان خود اعضای گروه شاهد نقض قوانین، خیانتها، اعمال خلاف وظیفه و رفتارهای غیرانسانی هستیم. همین توجه به معایب خود، به صورت موازی یا حتی پررنگتر از معایب دیگران موجب میشود رویکرد کلی برنامه را هم جهت با ساختار خوبش بپذیریم و با آن همراه شویم.
آزاد جعفری
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....